<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-6943300</id><updated>2011-11-23T16:03:25.904-08:00</updated><title type='text'>farsibooks</title><subtitle type='html'>كتابخانه كتب فارسي-ابوالقاسم لاله زراي</subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://farsibooks.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6943300/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://farsibooks.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>abolghasem</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16569542424494530469</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>11</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6943300.post-108933801503497635</id><published>2004-07-08T18:52:00.000-07:00</published><updated>2004-07-08T18:53:35.033-07:00</updated><title type='text'>جراحي پلاستيك، جايگزين ديگري</title><content type='html'>جراحي پلاستيك، جايگزين ديگري&lt;br /&gt;نويسنده: ژان بودريار &lt;br /&gt;مترجم: محمد حسن شيخالاسلامي&lt;br /&gt;منبع: روزنامه وقايع اتفاقيه 13/3/1383&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با آغاز مدرنيته، ما وارد دوران توليد «ديگري» شدهايم. از آن زمان به بعد ديگر مسأله كشتن، حذف يا اغواي ديگري نيست، مسأله رودررويي، رقابت و عشق يا تنفر از وي نيز مطرح نيست. قبل از هر چيز موضوع بر سر توليد ديگري است. «ديگري» ديگر نه ابژه هيجان كه ابژه توليد قرار گرفته است. چه بسا اين به آن علت باشد كه ديگري، در ديگر بودگي حادش، يا در تكبودگي تقليلناپذيرش، تبديل به عنصري غيرقابل تحمل يا خطرناك شده و به همين علت ما ناچاريم اغواگرياش را احيا كنيم و يا شايد در بياني سادهتر. ديگر بودگي و روابط دوگانگي با رشد ارزشهاي فردي و ويراني ارزشهاي نمادين به تدريج در حال ناپديد شدن است. به هر حال، ديگر بودگي در حال نابود شدن است، چرا كه ما نميتوانيم ديگري را چونان تقدير تجربه كنيم، ناچاريم ديگري را به مثابه تفاوت توليد كنيم. اين امر به همان اندازه كه دغدغه جنسيت و رابط اجتماعي است دغدغه تن نيز هست. براي گريز از تقدير شمردن جهان، تقدير شمردن جنس (و جنس ديگر) و تقدير شمردن تن. توليد ديگري به مثابه تفاوت شكل گرفته است. اين است آنچه بر سر تفاوت جنسي آمده است. هر جنس (مذكر يا مؤنث)، داراي ويژگيهاي آناتوميك و روانشناسانه خويش، همراه با شهوت خاص خودش و تمام اتفاقات ناگزيري كه [اين شهوت] ميتواند ايجاد كند، شناخته ميشود. اتفاقاتي شامل ايدئولوژي ويژه آن جنس درباره سكس و شهوت و آرمانهايي در باب تفاوتهاي جنسي كه بر مبناي طبيعت و قانون شكل گرفته است. هيچ كدام از اينها هيچ مناسبتي با [عرصه] اغواگري ندارند. چرا كه مسأله اغواگري نه شهوت، بلكه بازي با شهوت است. مسأله برابري بين تفاوتهاي جنسي و يا تصرف يكي توسط ديگري تا وقتي كه اين بازي عمل متقابل هر يك از طرفين را موجب ميشود (تفاوت يا بيگانگي در اين بازي مطرح نيست بلكه ديگربودگي يا همدستي مطرح است) مورد توجه نيست. از آنجا كه هر جنس، جنسيت خويش را در ديگري بازتاب نميدهد، سكس چيزي جز عملي هيستريك نيست. [در اين صورت] فاصلهها باقي ميمانند و ديگربودگي مورد توجه قرار نميگيرد. اين دقيقاً وضعيت امروز بزرگترين توهم، [يعني] بازي با شهوت است. &lt;br /&gt;آنچه در قرن نوزده با چرخش رمانتيك توليد شد، برعكس به بازي درآمدن هيستري مردانه بود و بدين ترتيب تحولي در پارادايمهاي جنسي ايجاد كرد كه آن نيز به نوبه خود در بافت عامتر و جهانيتر پارادايمهاي ديگربودگي بايد ديده شود. &lt;br /&gt;آنچه در اين دوره هيستريك، به زنان نسبت داده ميشد و آنان را همچون پيكرههاي مطلوب شباهت مجسم ميساخت، تا حدودي زنانگي نهفته مردان بود. عشق رمانتيك ديگر فتح قلب زن يا اغواي او نيست، بلكه بيشتر به دنبال خلق او از درون يا ابداع وي به مثابه آرزويي محقق شده (زني ايدهآل شده) يا به مثابه زن اغواگر است، يك ستاره، كه هنوز استعارهاي هيستريك و فراطبيعي است. اين تمام كار اروس رمانتيك است: او كسي است كه چنين هارموني مطلوبي، چنين تركيب عاشقانهاي و كمابيش چنين رابطه [مشابه با] زناي با محارمي را بين دو موجود همزاد (زن به مثابه رستاخيز بازتاب داده شده «همان» و زني كه تجسم فراطبيعي خويش را منحصر به آرماني بودن براي «همان» ميكند) ابداع ميكند. او مصنوعي را ابداع ميكند كه عشق ورزيدن و وضعيت تأثرآور شباهت ميان دو وجود و دو جنس از همان لحظه اول در تقديرش رقم خورده است. اروس رمانتيك تركيب تأثرآوري ميسازد كه ديگربودگي دوگانه اغواگري را از ميان ميبرد. سراسر تشكيلات اروتيك معنا و جهت را از بين ميبرد چرا كه جذابيت جنسي را كه زماني برخاسته از ديگر بودگي و قدرت ديگري بود، تبديل به جذابيتي ميكند كه از «همان» همانندي و شباهت ناشي ميشود. &lt;br /&gt;آيا اين به معناي خود- تحريكگري است؟ آيا به معناي زناي با محارم است؟ نه! اين بيشتر به معناي محافظت از «همان» است. «همان»ي كه ديگري را ميپايد و خويشتن را در او محصور و با او بيگانه ميبيند. و اما بدين ترتيب «ديگري» نيز هيچ گاه چيزي جز شكل زودگذري از تفاوت، كه من مفعولي را به من فاعلي نزديك ميكند نخواهد بود. و همچنين به همين دليل است كه در عشق رمانتيك و تمام توليدات فرعي معمولش، گرايش جنسي به مرگ نزديكتر ميشود: چرا كه عمل سكس در اين دوره به زناي با محارم و سرنوشت محتومش نزديك ميشود، حتي اگر زناي محارم پيشپا افتاده و مبتذل شده باشد، (مبتذل از اين جهت كه ديگر مسأله بر سر زناي با محارم در اسطوره يا تراژدي نيست، در شهوت مدرن، ما تنها با نوعي زناي با محارم تغيير شكل داده روبهروييم، يعني بازتاباندن «همان» در چهره «ديگري»، كه چيزي از قبيل اغتشاش و انحراف تمامي تصويرهاست). &lt;br /&gt;در نهايت، اين ابداع زنانگياي است كه زنان را موجوداتي اضافي ميكند، ابداع تفاوتي كه جز جماع منحرفانهاي با المثني خويش نيست. در تحليل نهايي، هرگونه رويارويي با ديگربودگي غيرممكن ميشود. (به هر حال، اين جالب به نظر ميرسد كه بدانيم آيا از سوي زنانگي در اين بناي مردانه و ذكري اسطورهشناسي ديدگاه هيستريك متقابلي هم وجود داشته است. فمينيسم، در واقع مثال خوبي براي نشان دادن هيستريك كردن مردانگي توسط زنان است: &lt;br /&gt;بازتاباندن هيستريك مردانگي خويش به شيوهاي دقيقاً مطابق با آنچه مردان ميكنند، يعني بازتاباني زنانگي خودشان در تصوير اسطورهاي يك زن.&lt;br /&gt;ولي هنوز عدم تقارن در اين توزيع اجباري تفاوت وجود دارد. &lt;br /&gt;و بدين علت است كه من به شيوهاي متناقض ميگويم تفاوت مردان با زنان بيش از تفاوتي است كه عملاً زنان با مردان دارند. اين بدان معناست كه در بافت تفاوتهاي جنسي، مردان كلاً متفاوتند. اما نشانههايي از ديگربودگي شديد در ميان زنان وجود دارد. ديگربودگي تندرو زنان، از موقعيت پيشپا افتاده تفاوت مردانه پيشي ميگيرد. &lt;br /&gt;در فرآيند برآورد «همان» از طريق توليد «ديگري»، در اين ابداع هيستريك «ديگري» در عمل سكس به مثابه برادر يا خواهر دوقلو (اگر مقوله همزاد تا اين حد به روز است بدين جهت است كه مد فعلي مدل شبيهسازي ليبيدويي را منعكس ميكند) يك يكسانسازي پيشرونده بين دو جنس وجود دارد. فرآيندي كه از متفاوت بودن به تفاوت كمتر و سپس به يك واژگونسازي قابل مشاهده و در نتيجه نامتفاوت بودن ميرسد. عدم تفاوتي كه در نهايت، كاركرد جنسي را كاملاً بيفايده ميسازد. در فرآيند توليد مثل مصنوعي، جنسيتهاي بيفايده بازتوليد ميشوند. آنها بيفايدهاند چرا كه براي بازتوليد از جنسيت بينيازند. &lt;br /&gt;به نظر ميرسد، زن واقعي، در ابداع هيستريك اين زنانگي ناپديد ميشود (اگرچه ميتواند از راههاي بسياري در برابر آن مقاومت كند). در اين ابداع تفاوتهاي جنسي، كه به واسطه آن بعد مردانه از ابتدا قطب برتر تلقي ميشود و از طريق آن تمام مبارزات ايدئولوژيك و فمينيستي محكوم به بازسازي اين برتري مطلق و يا اين تفاوت آشتيناپذير ميشود، زن واقعي ناپديد ميشود. در عين حال، به واسطه همين ابداع، آنچه شهوت مردانه خوانده ميشود نيز كاملاً مسألهدار ميشود چرا كه ديگر قادر نيست تصوير خويش را در ديگري بازتاب دهد و بنابراين نميتواند عمل مخاطرهآميز نابي باشد. تمام مهملاتي كه راجع به احليل و برتري جنسي مردانگي گفته ميشود بايد مورد بازبيني قرار گيرد. در اين فرآيند همگونسازي جنسي نوعي عدالت استعلايي وجود دارد. عدالتي كه دو جنس را به سمت حداكثر همگوني، جايي كه آنها تكبودگي و ديگربودگي خويش را از دست ميدهند، ميراند. اين عرصه، عرصه تغيير جنسيت است، جايي كه در آن تمام مناقشاتي كه مربوط به تفاوت جنسي ميشوند، پس از محو جنسيت واقعي يا هرگونه ديگر بودگي واقعي، براي هميشه حل ميشوند. &lt;br /&gt;اين ادغام (موفق؟) [مردانگي و زنانگي] كه در بازتاباندن هيستري مردانه در زنان تحقق مييابد، در رفتار هر فرد (مرد يا زن) با بدن خويش نيز تكرار ميشود. هر فرد بدن خويش را چونان بازتابي از خويشتنش، خويشتني كه ديگر به مثابه ديگر بودگي يا تقدير به نظر نميرسد، شناسايي و تصاحب ميكند. با اين حقيقت كه در سكس، بيماري، مرگ و حتي با هر تغيير جزيي چهره، هويت بلافاصله «ديگرگون» ميشود هيچكاري نميتوان كرد، اين تقدير است و اين دقيقاً آن چيزي است كه بايد به مرور زمان و به وسيله هويت يابي از طريق بدن، مصادره فردي بدن، مصادره شهوت شما، مصادره بينش شما و مصادره تصوير شما تطهير شود: جراحي پلاستيك همه چيز. اگر بدن ديگر جايي براي تحقق ديگربودگي و روابط دوسويه نيست بلكه مكاني است براي هويتيابي، ما بايد با آن آشتي كنيم، تعميرش كنيم، كاملش كنيم و به ابژهاي مطلوب تبديلش كنيم. استفاده هر كس از بدنش مانند استفاده مرد است از زن براي هويتيابي بازتابياي كه پيش از اين توضيح داديم. بدن چون بت در نظر گرفته ميشود و در تلاشي مذبوحانه براي هويتيابي فرد، از آن مانند بت استفاده ميشود. بدن تبديل به ابژه مسلكي خيالي و دستكارياي شبه زناكارانه شده است و سپس اين همساني بدن و مدلش است كه تبديل به منبعي براي شهوتگري و خود-اغواگري سفيد [جعلي، پاك، خنثي و...] ميشود، تا حدي كه اين همساني، عملاً جلوي «ديگري» را ميگيرد و به بهترين راه براي جلوگيري از نوعي اغواگري كه از جايي «ديگر» نشأت ميگيرد تبديل ميشود. بسياري چيزها از اين توليد ديگري، اين توليد هيستريك و نظرورزانه بهره ميبرند. مثلاً نژادپرستي كه در سراسر مدرنيته رشد كرده و در نهايت فوران كرده است. نژادپرستي، منطقاً بايد شكرگزار فرآيند روشنگري باشد. ولي اين شكرگزاري وقتي بيشتر ميشود كه بدانيم نظريه نژادپرستي بيمبناست، وقتي كه بدانيم نژادپرستي [در دوره مدرنيته] تحكيم و تقويت ميشود. اين بدان خاطر است كه نژادپرستي بر ساختي مصنوعي بر «ديگري» است؛ بر ساختي كه بر فرسايش تكبودگيهاي فرهنگي (فرسايش ديگربودگي بين افراد) و سيستم خرافي تفاوتها مبتني است. تا وقتي ديگربودگي، بيگانگي و روابط متقابل (حتي روابط خشن) وجود داشته باشد قطعاً از چيزي مانند نژادپرستي خبري نخواهد بود. درست شرايطي كمابيش در قرن 18 شاهدش بوديم و انسانشناسان گزارش كردهاند. تنها زماني كه چنين روابط طبيعياي غيرممكن ميشود، ما وارد عرصه روابط بالقوه با ديگري مصنوعي ميشويم و تا وقتي كه جريان اصلي فرهنگ ما اينگونه پيش ميرود، هيچ چيز در سراسر فرهنگ ما، فرهنگي كه انباشته از برساختههاي متفاوت و ديوانهواري از ديگري است و برآورد همان را هميشه در «ديگري» ميجويد، نميتواند نژادپرستي را متوقف كند. [فرهنگ ما] فرهنگي در خود مانده [است] كه نوع دوستياي جعلي را تجسم ميبخشد. &lt;br /&gt;امروزه همه از بيگانگي سخن ميگويند. اما بدترين بيگانگي وقتي است كه ديگري اخراج ميشود، نه وقتي ديگري [ما را] بيرون ميراند. اخراج ديگري بدان معناست كه ما مجبوريم ديگري را در غيابش توليد كنيم و [براي اينكار ناچاريم] پيوسته به خويشتن و تصويرمان رجوع كنيم. اگر ما امروز محكوم به [محدود ماندن به] تصويرمان هستيم (اگر محكوميم به ترويج بدنمان، بينشمان، هويتمان و شهوتمان) اين به خاطر بيگانگي نيست، بلكه به خاطر پايان يافتن بيگانگي است، به خاطر ناپديد شدن واقعي «ديگري» [است]، [اين] بدترين فاجعه است. محدوديت متناقض بيگانگي اينست كه فرد را به نقطه كانون، [يعني] ابژه توجه، شهوت، رنج و ارتباطات تبديل ميكند. آخرين نقطه اتصال با ديگري، گشاينده دوراني از شفافيت است. جراحي پلاستيك جهاني ميشود. اين جراحي صورتها و بدنها نشانهاي است براي جراحياي بس حادتر: جراحي ديگر بودگي و تقدير. &lt;br /&gt;راهحل چيست؟ بسيار خب. هيچ راه حلي براي اين جنبش اروتيك كه سراسر فرهنگ ما را متأثر كرده است، براي اين شيدايي، اين انكار عميق ديگري، غريبگي و منفي بودگي وجود ندارد. راهحلي براي اين اخراج شيطان و اين آشتي با همان و جلوههاي متكثرش: زناي با محارم، خرافهگرايي، همزادپنداري و توليدمثل مصنوعي نميتوان پيدا كرد. تنها بايد به ياد داشته باشيم كه اغواگري در آشتينكردنش با ديگري و عدم حفظ غريبگي ديگري نهفته است. ما ناچار نبوديم با بدنهايمان يا خودمان آشتي كنيم. ما ناچار نبوديم با ديگري آشتي كنيم. ما ناچار نبوديم با طبيعت آشتي كنيم. ما [چه مرد و چه زن] ناچار نبوديم با زنانگي آشتي كنيم. رازي كه غريبه را [براي ما] جذاب ميكند، اينجا نهفته است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6943300-108933801503497635?l=farsibooks.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6943300/posts/default/108933801503497635'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6943300/posts/default/108933801503497635'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://farsibooks.blogspot.com/2004/07/blog-post_108933801503497635.html' title='جراحي پلاستيك، جايگزين ديگري'/><author><name>abolghasem</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16569542424494530469</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6943300.post-108933790194959142</id><published>2004-07-08T18:49:00.000-07:00</published><updated>2004-07-08T18:51:41.950-07:00</updated><title type='text'>بنيادهاي متزلزل</title><content type='html'>بنيانهايى متزلزل&lt;br /&gt;نويسنده : فرانسيس فوكوياما&lt;br /&gt;مترجم: محمدرضا ظفرى&lt;br /&gt;منبع: باشگاه انديشه 2/4/1383 &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اشاره&lt;br /&gt;فرانسيس فوكوياما متولد سال 1952 در شهر شيكاگو و دارنده دكتراي علوم سياسي از دانشگاه هاروارد است. وي ضمن تدريس سياست عمومي و اقتصاد سياسي بينالمللي در دانشگاههاي مختلف اين كشور، عضو عادي بخش تخصصي در امور خاورميانه وزارت امور خارجه و معاون امور نظامي ـ سياسي اروپا در اين وزارتخانه است. او در انجمن علوم سياسي آمريكا، شوراي روابط خارجي شبكه تجارت جهاني عضويت دارد، ضمن اينكه بوش به عضويت شوراي زيست اخلاقي (Council of Bioethics) درآمد. وي آثار مهمي راجع به مسائل ناشي از تحقق دموكراسي در جامعه، اقتصاد سياسي بينالمللي، نقش فرهنگ و سرمايه اجتماعي در حيات اقتصادي جديد و آثار اجتماعي نظام اقتصادي مبتني بر اطلاعات نگاشته است. برخي از آثار وي عبارتند از:&lt;br /&gt;1ـ پايان تاريخ و آخرين بشر (The End of History and the Last Man): كه از سال 1992 تا حال، در بيست كشور جهان با ويرايشهاي جديدي چاپ و منتشر شد.&lt;br /&gt;2ـ فروپاشي بزرگ، طبيعت بشري و بازسازي نظم اجتماعي (The Great Disruption: Human Nature and the Reconstitution of Social Order) كه در سال 1999 منتشر شد.&lt;br /&gt;3ـ آينده پسابشري ما: آثار انقلاب فنآوري زيستي (Our Posthuman Future: Consequences of the Biotechnology Revolution) چاپ سال 2002.&lt;br /&gt;او در مقاله ذيل به بررسي نظريات و انديشههايي ميپردازد كه در تحول رويكرد جامعه غرب بالاخص آمريكا به اخلاق نقش داشتهاند و بهصورت كاربردي نشان ميدهد كه جايگزيني ارزشهاي اخلاقي جديد و ظهور فروپاشي بزرگ در آمريكا بهخاطر ضعف و ناكارآمدي انديشههاي فلسفي، اقتصادي، اجتماعي، اخلاقي و … بوده است.&lt;br /&gt;انديشمندان از يك طرف با ناديدهگرفتن فطرت و طبيعت بشري و بهويژه دين و از طرف ديگر تكيه افراطي بر عقل و علم، موجب فروپاشي بزرگ در جامعه شدهند و آنچه بيش از همه با اين نظريهپردازيها قرباني شده است ارزشهاي اخلاقي بود. او در اين مقاله بهلزوم رويكرد مجدد به اخلاق را يادآور ميشود و معتقد است كه براي تعميق اخلاق در جامعه بايد براي نهاد خانواده، نقش زنان در تربيت فرزندان و همچنين مسئوليت پدران اهميت قائل شد. اين آن چيزي است كه او در جامعه پساصنعتيِ آمريكا بهدنبال اثبات لزوم آن است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ويليام جي. بِنِت در سال 1994 كتابي را موسوم به The Index of Leading Cultural Indicators (نمايه شاخصهاي برجسته فرهنگي) منتشر كرد و آمارهاي مختلفي را درباره گرايشهاي اجتماعي ارائه نمود. بِنِت نشان داد كه بين اواسط دهه 1960 و اوايل دهه 1990، سلامت اجتماعي امريكا بهصورت هولناكي وخيم است. در دهه 1990، از هر سه نوزاد امريكايي يكي نامشروع متولد ميشود. تقريباً يك سوم مردان امريكايي ـ افريقاييتبار كه بين بيست تا بيستونه سالهاند بهنحوي گرفتار نظام عدالت جزايي ميشوند و همچنين دانشآموزان امريكايي شركتكننده در المپيادهاي جهاني در مقايسه با كشورهاي صنعتي ديگر نازلترين رتبه را اخذ ميكنند. طبق استدلال بِنِت، هرچند امريكاييان از لحاظ مادي ثروتمندتر از هر زمان در تاريخ هستند، اما در وضعيت وحشتناك فقر اخلاقي بهسر ميبرند.&lt;br /&gt;در دوران كوتاهي از زمان انتشار نمايه بِنِت، ما شاهد بودهايم كه ظاهراً تحول قابل توجهي رخ داده است. جرائم خشونتبار و جرائم عليه اموال بيش از پانزده درصد كاهش داشته است. از اواسط دهه 1960 تا حال ميزان قتل عمد در شهر نيويورك در سطح يكساني باقي مانده است. ميزان طلاق كه پيش از اين در دهه 1980 روند نزولي آن آغاز شده بود، همچنان ثابت است. ميزان بارداري در ميان دختران تازهبالغ طي سالهاي 1991 تا 1996 هشت درصد پايين آمد؛ اين امر در ميان دختران تازهبالغ سياهپوست 21 درصد كاهش نشان ميدهد. تعداد پزشكان در مقايسه با تعداد بيماران كشور يك به چهار است و در ايالتهايي همچون ويسكانسين كه در درجه اول اصلاحات خدمات رايگان بهداشتي قرار دارند، تعداد بيماران بهطور عجيبي تا 75 درصد كاهش داشته است. سطح عمومي اعتماد امريكاييان به سازمانها و نيز شهروندان به يكديگر، هر چند ميزان برآورد آن مشكل است، ولي ارتقاء يافته است. مثلاً در سال 1991، تنها 15 تا 20 درصد از امريكاييان اعتقاد داشتند كه حكومت فدرال غالباً اقدامات صحيحي انجام ميدهد اما اين رقم در اواخر دهه 1991 به 25 تا سي درصد رسيد.&lt;br /&gt;حال ما از اين پيشرفتها چه بايد بفهميم؟ آيا امريكاييان در پايان اين قرن، نهتنها بهدليل داشتن بازار كالاهاي پيشرفته و اقتصادي نسبتاً اشتغالزا براي همه، بلكه بهخاطر اعاده سلامت فرهنگي، سعادتمند محسوب ميشوند؟ از نگاه بسياري از محافظهكاران بهويژه چارلز موراي متخصص علوم اجتماعي و گرترود هيلفارب تاريخدان چنين سعادتي وجود ندارد. طبق استدلال اينان، تغييراتي كه اين آمارها نشان ميدهند، چنان سطحياند كه ممكن است آنچه بهبار ميآورند بيشتر موجب زنداني شدن افراد و مجازاتهاي شديدتر باشد تا پيشرفت واقعي در رفتارهاي اخلاقي. پاول ويريچ يكي از محافظهكاران فعال از بنياد كنگره آزاد، در تابستان گذشته به چنين يأسي دچار شد، زيرا بهرغم اقدامات قضايي نسبت به رسوايي و اتهام جنسي رييسجمهور بيل كلينتون مردم از طرد وي امتناع ورزيدند. ويريچ علناً اعلام داشت كه مردم امريكا هرگز تا اين حد به انحطاط اخلاقي نرسيدهاند.&lt;br /&gt;اما اشتباه محافظهكاران در اين است كه اخبار صحيح مندرج در آمارهاي اجتماعي را نميپذيرند. درواقع، در اينجا مجال برگشت به ارزشهاي اجتماعي سنتي وجود دارد و محافظهكاران بايد به تحقق چنين برگشتي مساعدت كنند. اين تصور كه مشكلات اجتماعي و فرهنگي ما مربوط به گذشته است و ما آنها را پشت سر گذاشتهايم اشتباه است. اما دليل منطقياي وجود دارد كه جامعه امريكايي تا حدي به احياي اخلاق روي آورده است. با وجود اين، هنوز در مورد سرچشمههاي انحطاط اخلاقي و نيز ماهيت احياي اصول اخلاقي ابهامات زيادي وجود دارد. آزاديخواهان بايد به جاي ارزشهاي خودخواهانه، واقعيت انحطاط اخلاقي و اهميت ارزشها و مصالح اجتماعي را در نظر بگيرند. محافظهكاران نيز بايد واقعبين باشند و بپذيرند كه بسياري از تحولات موجود كه آنان در جامعه امروز نميپسندند، ناشي از تغييرات اقتصادي و فنآوري است. مسبب اين تحولات همان اقتصاد سرمايهداري فعالي است كه غالباً مورد تمجيد و ستايش محافظهكاران بوده است.&lt;br /&gt;انحطاط اخلاقي، افسانه يا توهم حسرتبار نيست، بلكه يك واقعيت است. شايد مهمترين دستاورد محافظهكاري طي دو دهه گذشته اين بود كه به جامعه امريكا اطمينان بدهد كه اين تغييرات نهتنها تحقق يافتهاند، بلكه موجب دگرگوني اضطرابآوري در ارزشها شدهاند و در نتيجه، امريكاييان مطمئن شدند كه با طرحهاي جديد دولتي و صرف هزينه، هيچيك از مشكلات اجتماعي آنان حل نخواهد شد.&lt;br /&gt;د ر اواسط دهه 1960، دو اثر تحقيقي عظيم كه به هزينه دولت تهيه و انتشار يافت، زمينه بروز برداشت نو از مشكلات اجتماعي بود. اين دو اثر عبارت بودند از گزارش دانيل پاتريك موينيهان تحت عنوان The Negro Family; The Case National Action (1965) و ديگري اثر جيمز كلمان تحت عنوان Equqlity of Educational Opportunity (1966) موينيهان كه پس از آن در وزارت كار امريكا مشغول بهكار شد، چنين استدلال كرد كه ساختار خانوادهها و بهويژه نبود والدين در كانون بسياري از خانوادههاي آمريكايي ـ افريقاييتبار، مستقيماً با وقوع جرم، حاملگي دختران تازهبالغ، پايين بودن سطح تحصيلات دانشآموز و ديگر آسيبهاي اجتماعي ارتباط مييابد. مطالعات كلمان نيز نشان داد كه پيشرفت تحصيلي دانشآموز بيش از آنكه تحت تأثير ابزارهاي سياست عمومي مثل حقوق معلم يا اندازه كلاس درس باشد، متأثر از محيط خانوادگي كودك و همسن و سالان اوست. كلمان ثابت كرد كه در صورتي كه فرهنگ قومي مربوط به انضباط فردي، كار، تحصيل و ديگر ارزشهاي طبقه متوسط اجتماعي وجود نداشته باشد، سياست عمومي تقريباً عقيم است.&lt;br /&gt;گزارش موينيهان بهمحض انتشار، شديداً مورد انتقاد قرار گرفت، چون از نظر منتقدان، او به جاي مجرم، قرباني را مقصر دانسته بود و بهدنبال تحميل ارزشهاي سفيدپوستان بر جامعهاي بود كه داراي معيارهاي فرهنگي متفاوت ـ اما نه لزوماً ـ پست بودند. در ابتدا، آزاديخواهان، واقعيت تغييرات عظيم در ساختار خانواده را انكار كردند و سپس به اين استدلال روي آوردند كه از زاويه رفاه حال كودك، تفاوتي بين خانوادههاي تكسرپرست با خانوادههاي معمولي وجود ندارد. موينيهان استدلال اينان را نوعي «تعريف انحراف به حداقل» عنوان نمود. با وجود اين، در اوايل دهه 1990، استدلال محافظهكاران تا حدود زيادي غلبه يافته بود. در سال 1994، انتشار كتاب Growing up with a Single Parents (1994) (تربيت در خانوادههاي تكسرپرست) اثر سارا مكلاناهان و گري ساندفور باعث شد تا علوم اجتماعي تا حدي بهطور رسمي موجب تغييراتي در جامعه شود. طبق دريافت اين دو جامعهشناس بسيار مشهور، ارزش و بهاي مطالعات تجربي درباره يك نسل منجر به اين شد تا اينكه استنتاج اساسي موينيهان تأييد شود؛ استنتاج وي اين بود كه رشد و پرورش در خانوادههايي كه تحت سرپرستي يكي از والدين باشند، با فقر و بيماريهاي فراوان اجتماعي ارتباط مستقيم خواهند داشت.&lt;br /&gt;از نگاه برخي از آمريكاييان، آمريكا تنها كشوري نيست كه مشمول اين تحولات اجتماعي شده است. همه كشورهاي صنعتي غيرآسياسي، اختلالات اجتماعي بسيار عظيمي را طي دهه 1990 شاهد بودهاند. من اين پديده را فروپاشي عميق ارزشهاي اجتماعي غرب ناميدهام. در واقع، طي اين دهه، در كشورهاي سوئد، انگلستان و زلاندنو ميزان ارتكاب جرائم بيشتر از آمريكا بود. بيش از نيمي از نوزادان كشورهاي اسكانديناوي نامشروعاند، در حالي كه اين ميزان در ايالات متحده به يك سوم ميرسد. در سوئد، افراد بسيار اندكي به خود زحمت ازدواج ميدهند، بهطوري كه اين نهاد احتمالاً در درازمدت وجود خارجي خود را از دست خواهد داد.&lt;br /&gt;هرچند استدلال محافظهكاران مبني بر نزول تدريجي ارزشها غلبه يافت، اما مباني توجيه و تفسير ايشان درباره علل وقوع اين تغييرات متقن نبود. دو نوع استدلال ايشان عبارت بود از:&lt;br /&gt;اول اينكه چارلز موراي در كتاب Losing Ground (1984) كه نقطه عطفي بر آثاري از اين دست محسوب ميشود، ادعا كرده است كه فروپاشي خانواده، ارتكاب جرم و ديگر آسيبهاي اجتماعي قطعاً محصول سياستهاي اشتباه حكومتي است. بيش از همه تقصير بر عهده سازمان كمك به خانوادههاي داراي كودكان تحت تكفل (AFDC) است كه با ارائه خدمات و سودهاي رفاهي فقط به مادران مجرد بهطور مؤثري به حرامزادگي كمك مالي مينمود. اما علل ديگري نيز وجود دارد؛ مثلاً آزاديخواهان موفق شدند محدوديتهاي اجباري جديد دادگاهها را بر ادارات پليس تحميل نمايند. طبق تفسيري كه اين استدلال بهدست ميدهد، هر پيشرفتي در شاخصهاي اجتماعي كنوني بايد نتيجه و محصول ناكامي سياستهاي اجتماعي گذشته، اقداماتي همچون لايحه اصلاح وضعيت رفاهي 1996 انگاشته شود.&lt;br /&gt;استدلال دوم محافظهكاران اين است كه فروپاشي اخلاق نتيجه تغييرات عميق فرهنگي است. مثلاً رابرت بُرك، قاضي اسبق فدرال، اقدامات ضد فرهنگي دهه 1960 جهت تضعيف ارزشهاي سنتي و واداشتن جوانان به مبارزه با دولت را تقبيح كرد. اشخاصي همچون جانگراي فيلسوف توجه خود را بيشتر به زمان گذشته معطوف داشتهاند. اينان استدلالهاي ادموند برك و ژزف دُمِستر را احيا نمودند؛ بهنظر آنان منشأ انحطاط اخلاقي در اين كشور اين بود كه همه خود را آشكارا متعهد نمودند تا عقلگرايي و اومانيسم غير ديني را جايگزين سنت و دين نمايند.&lt;br /&gt;با اينكه در هريك از اين تفسيرها چيزي از حقيقت وجود دارد، اما هيچيك از آنها تغيير ارزشهايي را كه طي فروپاشي عظيم اخلاق واقع شد كاملاً شرح و بسط نميدهد. گرچه براساس مطالعات دقيق اقتصادي، رابطه سازمان كمك به خانوادههاي داراي كودكان تحت تكفل با حرامزادگي ثابت شده است اما اين رابطه چندان قوي نيست. حرامزادگي فقط بخشي از داستان روشنتر فروپاشي خانوادگي است كه طلاق، زندگي مشترك به جاي ازدواج، كاهش مواليد و جدايي زن و مرد از زندگي مشترك را در بر ميگيرد. اين آسيبها با چشمانداز اجتماعي ـ اقتصادي اين كشور تطابق ندارد و نميتوان برنامه مبارزه با فقر در سطح كلان دولتي يعني فدرالي را در اين مورد مقصر دانست.&lt;br /&gt;استدلال دوم محافظهكاران كه در آن فروپاشي اخلاق نتيجه تغييرات وسيع فرهنگي انگاشته ميشد، ناتمام است، اما چندان اشتباه نيست. نميتوان انكار كرد كه د رچند دهه گذشته تغييرات عمدهاي در ارزشهاي اجتماعي بهوجود آمده است، تغييراتي كه موضوع اصلي آن ظهور فردگرايي بوده و در قبال آن، منابع جمعي قدرت، از خانواده و روابط همسايگي گرفته تا تأثيرات كليساها، اتحاديههاي كارگري، شركتها و حكومت از بين رفت. مشكل اين نوع تبيين كلي فرهنگي اين است كه قادر به تشريح مناسبت زماني نيست. مثلاً اومانيسم غير ديني طي چهارصد يا پانصد سال گذشته در آثار انديشمندان وجود داشت. چرا ناگهان تنها در طي يك ربع قرن بيستم يعني حدوداً بيستوپنج سال گذشته، اين همه آشفتگي اجتماعي را بهوجود آورد؟&lt;br /&gt;بهاعتقاد من سير تاريخي اين فروپاشي عظيم اخلاقي در تحولاتي كه در اقتصاد و فنآوري رخ داد، قابل درك است. مهمترين ارزشهاي اجتماعي كه با اين فروپاشي متزلزل شدند، به موضوعات جنسي، زادوولد و خانواده مربوط ميشوند. اين فروپاشي بهخاطر دو نوع تحول وسيع در فنآوري كه از دهه 1960 آغاز شد تحقق يافت. اول، پيدايش كنترل مواليد و ديگري قرار گرفتن اقتصاد مبتني بر اطلاعات به جاي اقتصاد صنعتي (بهتعبيري ديگر كار فكري جايگزين كار جسمي شد).&lt;br /&gt;در خانواده دهه 1950 كه هسته آن را فقط پدر و مادر و كودكان تشكيل ميدادند، براساس اين معامله قرار داشت كه درآمد شوهر در قبال بچهداري همسر قرار بگيرد: مرد كار ميكرد و زن در خانه به خانواده ميپرداخت. با تحولات اقتصادي كه از صنعتي به خدمات (يا از زور بازو به نيروي فكري) تغيير جهت يافت، فرصتهاي جديدي براي زنان پديدار شد. زنان به تعداد بيشتري در سرتاسر دهه 1960 در غرب وارد نيروي كار درآمدزا شدند؛ اين امر، رشته نظم و ترتيب قديمي را پنبه كرد و همانطور كه زنان را از وابستگي كامل مردان رهانيد، بسياري از مردان را از قيد مسئوليت خانواده آزاد نمود. جاي تعجبي نيست كه بين مشاركت زنان در نيروي كار، و وقوع طلاق و فروپاشي خانواده در سرتاسر جهان صنعتي ارتباط قوياي حاكم باشد.&lt;br /&gt;قرص ضدبارداري اين روند را به اين صورت استحكام بخشيد كه بار مسئوليت آثار عمل جنسي را بر عهده زنان قرار داد. ديگر براي مردان لزومي نداشت كه در صورت باردار شدن زن چندان نگران باشند. يكي از علائم اين تحولات را چند اقتصاددان به نامهاي ژانت يلن، جرج آركرلُف و ميشل كاز شناسايي كردهاند. بين دهه 60 و 90 تعداد عروساني كه هنگام خطبه عقد باردار بودند شديداً افزايش يافت. مراسم شب زفاف كه نمونه بارز مسئوليت مرد محسوب ميشد، حالا كاملاً امري كهنه و قديمي انگاشته ميشود.&lt;br /&gt;انسانها در دو ويژگي اساسي با ديگر انواع جانوران مشتركاند: جنس نر در انتخاب جفت خود نسبت به جنس ماده كمتر آزادي عمل دارد و ديگر اينكه كمتر به فرزندان خود دلبسته است. در انسانها نقشي كه پدران در مراقبت و تربيت كودكان خود ايفا ميكنند، بهلحاظ اجتماعي به درجه مهمي ميرسد كه نظارتهاي متعدد رسمي و غير رسمي نقش پدران را افزايش داده و مردان را به خانواده وابستهتر مينمايد.&lt;br /&gt;اما انقلاب مسائل جنسي و استقلال زنان در امور اقتصادي و فرهنگي جديد زمينه فراموشي وظيفه پدري را فراهم آورد و اين تعهد اخلاقي ارزشمند بهصورتي بسيار آسان در معرض فروپاشي قرار گرفت. از نگاه مردان، آرزوي كاملاً معقول زنان نسبت به افزايش استقلال خود، بهانهاي براي گريز از مسئوليت پدري بوده است. رضايت فوقالعاده مردان نسبت به ترك همسران و كودكان خود، شايد بزرگترين تحول در ارزشهاي اخلاقي را طي اين فروپاشي عظيم بهوجود آورد. اين امر محور بسياري از آسيبهاي اجتماعي اين دوره انگاشته ميشود.&lt;br /&gt;آيا مجالي براي احياي اخلاق وجود دارد؟ از نظر ما احياي اخلاق ممكن است. البته نظر محافظهكاران را مبني بر اينكه نسل گذشته دچار انحطاط اخلاقي شدهاند ميپذيريم، اما اينكه «اين انحطاط براي هر نسلي پيش ميآيد» پذيرفته نيست. مگر اينكه فرض كنيم همه تاريخ بشر، فساد و تباهي بوده است و بايد با جايگزيني پيشرفت اخلاقي بهپايان برسد.&lt;br /&gt;اين چرخهها، پيش از اين هم رخ داده است. در دوران اواخر قرن هيجدهم تا تقريباً اواسط قرن نوزدهم، فروپاشي جامعه در انگلستان و آمريكا در سطح شديداً فزايندهاي بهچشم ميخورد. ميزان ارتكاب جرم تقريباً در همه شهرهاي مهم بالا رفت. ميزان تولد نوزادان نامشروع، ازهمپاشيدگي خانوادهها و انزواي اجتماعي شدت گرفت. مصرف مشروبات الكلي بهويژه در ايالات متحده افزون شد. اما پس از اين، از اواسط قرن نوزدهم تا اواخر آن، تقريباً همه اين شاخصهاي اجتماعي در جهت معكوس قرار گرفتند. ارتكاب جرم كاهش يافت، خانواده سامان يافتند و نوشيدن مشروبات الكلي كنار زده شد. انجمنهاي خيريه جديد، از كانون ترك مصرف مشروبات الكلي و انجمن مخالفت با رفتارهاي خشونتآميز گرفته تا آموزش عقايد مسيحيت در روزهاي يكشنبه، براي مردم احساس جديدي از تعلق مشترك به ارمغان آورد.&lt;br /&gt;رويكرد جديد به اخلاق، برخي از پرسشهاي مهم را مطرح ساخت: منشأ ارزشهاي خلاقي چيست؟ بهويژه اينكه منابع ارزشهاي اخلاقي در جامعه پساصنعتي كدامند؟ عجيب اينكه اين امور توجه عمومي را به خود جلب نكرد. مردم عقايد قوياي دارند كه ارزشهاي اخلاقي چه بايد باشند و از كجا بايد نشأت گرفته باشند. كساني كه معتقد به جريان فكري چپيها هستند، احتمالاً اعتقاد به مساوات اجتماعي تحت ضمانت نظام بهزيستي اجتماعي دارند. اما اشخاص معتقد به محافظهكاري فرهنگي، با اعتبار سنت و دين موافقاند. ولي در مورد اينكه چگونه ارزشها در جوامع امروزي شكل گرفتهاند، مطالعات علمي و تجربي اندكي صورت گرفته است. بهاعتقاد اكثر افراد، ارزشها از طريق جامعهپذيري از نسلهاي گذشته منتقل ميشوند (در اين تحليل، چگونگي شكلگيري اين ارزشها تبيين نميشود) يا اينكه كليسا يا ديگر مقامات بهصورت سلسله مراتبي باعث انتقال آنها ميشوند. جامعهشناسان و متخصصان مردمشناسي فرهنگي بهاستثناي چند نظريهاي كه باطل شده است، سهم چنداني در تحليل اين شكلگيريها نداشتهاند. توفيق بيشتر آنان در اين بوده است كه نظامهاي ارزشي را توصيف نمايند تا بدينوسيله خاستگاه و مباني اين نظامها را تفسيركنند. اما اين اقتصاددانان بودند كه در علوم اجتماعي، جايگزين دانشمندان مذكور شدند. طي ساليان اخير، اينان هيچ ملاحظهاي نداشتند كه ابزارهاي معرفتشناسي و روشهاي علمي سخت و دشوار خود را در مورد امور خارج از قلمرو تخصصي خود بهكار برند. اينان هيچ ابايي نداشتند كه اصول اخلاقي را طبق معيارهاي اقتصادي تحليل نمايند؛ از اينرو، گرايش آنان در اين مورد، در جهت مخالفت با نظام سلسله مراتب ارزشها و موافقت با معاملات و داد و ستدها بود. بهاعتقاد اقتصاددانان، همه اشخاص بهصورت منطقي در انجام عمل استقلال دارند، بههمين دليل، بهلحاظ اجتماعي به اهداف توليدي دست مييابند. اين سخن، در واقع، توصيفي از بازار است. طبق اظهار نظر فردريك اي. هايك، منبع و خاستگاه قواعد و اصول اخلاقي ـ آن بخشي كه از نگاه وي «نظام گسترده همكاري بشري» خوانده ميشوند ـ احتمالاً روند معاملات تكاملي نيمهمتمركز است. مثلاً فضيلتهاي اخلاقي صداقت و رفاقت را در نظر بگيريد كه كليد همكاري اجتماعي بوده و آميزهاي نامحسوس از امانت و تعهد طرفيني موسوم به «سرمايه اجتماعي» محسوب ميشوند. بهادعاي بسياري از افراد، دين منبع اين فضايل است و جوامع سرمايهداري معاصر از اين سرمايه فرهنگيِ ساليان گذشته تغذيه ميكند؛ مثلاً جامعه آمريكا براساس سنتهاي مكتب پيوريتنها ــ فرقهاي از پروتستانهاي انگليس ــ بنا شده است. از اين نظر، سرمايهداري جديد با تأكيد غيراخلاقي خود بر منافع و كارآيي، بهآرامي اين منبع اخلاقي خود را سست و ويران ميسازد.&lt;br /&gt;چنين تفسيري با اين كه ظاهري معقول دارد، اما كاملاً اشتباه است. گروهي از افراد كه از يكديگر فاصله دارند، اما پيوسته بايد با همديگر مرتبط باشند، بهخاطر كسب منافع شخصي مايلاند كه معيارهاي اخلاقي صداقت و رفاقت را ايجاد نمايند. در واقع، شهرت، خواه بهخاطر صداقت در معاملات منصفانه باشد يا كيفيت توليد، امتيازي خواهد بود كه اشخاص منفعتطلب در جستجوي تحصيل آن هستند. هرچند دين چنين ارزشهايي را تشويق مينمايد، اما ضرورتي ندارد كه يك منبع سلسله مراتبي از اصول اخلاقي نيز وجود داشته باشد. درواقع، طبق اين تحليل، رشته قواعد اخلاقي مستقل، پنبه ميشود. درصورتي كه وقتي به شرايط و اوضاع و احوال دقيق اين نوع رفتارها، مخصوصاً به لزوم معاملات مكرر با گروه خاصي از مردم توجه شود، معلوم ميشود كه نظم و قواعد اخلاقي بهصورت خودبهخودي از درون اين اوضاع و احوال خود را مينماياند.&lt;br /&gt;پژوهش درباره اينكه چگونه نظم خودبهخود از تعامل و تأثير متقابل رفتارهاي افراد ظاهر ميشود، يكي از جالبترين و مهمترين تحولات فكري اواخر قرن بيستم است. يك دليل جالب آن اين است كه اين پژوهش به دانشمندان علم اقتصاد يا ديگر عالمان علوم اجتماعي محدود نميشود.&lt;br /&gt;پارهاي از دانشمندان، از زمان چارلز داروين، به اين نتيجه رسيدهاند كه نظم در سطوح بالاتر مثل طبيعت، مخلوق خدا يا مخلوق خالقي ديگر نبوده است، بلكه بر اثر تأثير متقابل اجزايي سادهتر ظاهر شده است. تلهاي پيچيده برخي از انواع موريانههاي افريقايي كه طول آنها از قامت انسان بلندتر است و به سيستم تنظيم حرارتي و تهويه مجهزند، بهدست هيچكس طراحي نشدهاند، تا چه رسد به جانوراني كه آنها را ساختهاند با اين كه از لحاظ بافت عصبي سادهاند. در تمام طبيعت، نظم معلول روند تكامل بوده و با انتخاب طبيعي و فطري ايجاد ميشود (در دهه 1980) مؤسسه مشهور سانتيافي ايجاد شد تا مطالعات درباره اين نوع پديده بهاصطلاح نظامهاي سازگار پيچيده را در همه رشتههاي علمي حمايت نمايد).&lt;br /&gt;در حقيقت، نظم اجتماعي در جهان، خيلي بيشتر از آنچه نظريههاي اقتصاددانان مطرح ميكنند، وجود دارد. اقتصاددانان كراراً اظهار شگفتي ميكنند كه مثلاً اشخاص منفعتطلبِ حسابگر، به انجام امور حسنه مبادرت ميورزند: مثلاً رأي ميدهند، در امور خيريه شركت كرده و به كارفرماها اظهار وفاداري مينمايند. پاسخ آن ساده است. مردم به اين اعمال روي ميآورند چون قدرت حل مشكلات مكرر ناشي از همكاري اجتماعي بهصورت ارثي در مغز انسان جاي داده شده است؛ در روندي تكاملي، اشخاصي پاداش گرفتهاند كه بيش از همه توان خلق قواعد اجتماعي را براي خود داشتهاند.&lt;br /&gt;ميل فطري انسان اين است كه به همكاري جلب شود؛ كساني را پاداش دهد كه قواعد اجتماعي را رعايت كنند و فرصتطلباني را كه به جامعه تجاوز ميكنند، از خود طرد و منزوي ميسازد. وقتي گفته ميشود انسان موجودي طبعاً اجتماعي است، مقصود اين نيست كه او فرشتهاي است كه داراي حس همكاري بوده و منبعي سرشار از نوعدوستي باشد، بلكه هدف اين است كه او استعدادهاي ذاتي دارد كه ويژگيهاي اخلاقي همنوعان خود را درك نمايد. اين همان چيزي است كه جيمز كيو. ويلسون آن را «حس اخلاقي» مينامد، كه امري فطري انگاشته ميشود و حتي اگر كسي قانونگذار يا پيامبر هم نباشد، خودبهخود در او بهكار ميافتد.&lt;br /&gt;اگر ما بپذيريم كه معيارها از سرچشمههاي خودجوش و سلسلهمراتبي برخوردارند، ميتوانيم آنها را در طول سلسلهاي جاي دهيم كه از انواع منابع مبتني بر سلسلهمراتب و متمركز گرفته تا تعاملهاي كاملاً نامتمركز و خودجوش افراد گستردهاند. اما ملاحظه ديگري نيز قابل اشاره است: معيارها و اصول اخلاقي را ميتوان محصول معاملات و گفتگوها دانست يا آن را ميراث اجتماعي قلمداد كرد يا در غير اين صورت، مبنايي فطري براي آن قائل شد.&lt;br /&gt;من براي تشريح مباني انديشه اخلاقي، چارچوبي را ايجاد كردهام كه در طول دو محور سامان مييابد و جايگزين نظريات انديشههاي اخلاقي پيشين خواهد بود. اگر ما دايرهاي را به چهار قسمت مساوي تقسيم كنيم، مباني اصول اخلاقي در قسمتهاي چهارگانه اين دايره جاي ميگيرند:&lt;br /&gt;1ـ قوانين رسمياي كه دولتها انتشار ميدهند، به قسمت وضعيـ سلسلهمراتبي متعلق است.&lt;br /&gt;2ـ قواعد حقوق عرفي (Common Low) و قواعد خودجوش راجع به مثلاً امانت در روابط بازاري در قسمت وضعي ـ خودجوش وجود دارند.&lt;br /&gt;3ـ چون طبق جديدترين پژوهشها، قانون مجازات مرتكبان زناي با محارم مبنايي طبيعي دارد، آن را در قسمت معيارهاي خودجوش ـ فطري جاي ميدهيم.&lt;br /&gt;4ـ اديان آسماني ـ مثل ده فرماني كه حضرت موسي از كوه سينا آورد ــ در قسمت فطري، سلسلهمراتبي جاي ميگيرد، اما اديان قومي مثل پرستش بتپرستان را ميتوان از نوع نظم خودجوش ــ فطري دانست.&lt;br /&gt;اين طبقهبندي حداقل به ما مبنايي براي آغاز اين بحث ميدهد كه معيارهاي يك جامعه پساصنعتي از كجا ميآيند. اقتصاددانان با پيروي از گرايش وضعي غير سلسلهمراتبي، دلمشغولي آنان اين بوده است كه قواعد اخلاقي خودجوش را در يك قسمت اين دايره جاي دهند. يك نمونه عبارت است از اطلاعات و دادههاي آماري بيش از 5000 مورد از مسائل ناشي از ذخاير مشترك عمومي كه الينور اُسترام آنها را گردآوري نمود. چنين مسائلي جوامع را با اين ضرورت مواجه ميسازد كه قواعدي را براي تقسيم ذخاير عمومياي همچون بركههاي ماهيگيري يا مراتع وضع نمايد. برخلاف اين انتظار كه منافع شخصي هر فردي باعث غارت ذخاير عمومي ميشود، استرام موارد بسياري يافته است كه گروههايي توانستند قواعد منصفانهاي را بهصورت خودجوش وضع نمايند كه نتيجه آن غارت ذخاير نباشد.&lt;br /&gt;ماكس وبر بنيانگذار جامعهشناسي معاصر استدلال كرده است كه وقتي جوامع، امروزي و مدرن ميشوند، دو قسمت وضعي اين دايره و بهويژه آن قسمت كه بر سلسلهمراتب استوار است، در ايجاد معيارها نقش قدرتمندي را ايفا ميكنند. از نگاه ماكس وبر، بوروكراسي و ديوانسالاري وضعي، اساسي نوگرايي و مدرنيته بود. با وجود اين، در جوامع پساصنعتي، همه قسمتهاي اين دايره، همچنان منابع مهمي براي معيارهاي اخلاقي بهشمار ميروند. مثلاً مؤسسات جديد دنيا كشف كردهاند كه آنها در نظامي متمركز، مبتني بر سلسلهمراتب رسمي و كل به جزء قادر به تنظيم فعاليتهاي پيچيده و كارگران با مهارتهاي بالا نيستند. اين گرايش مديريتي بهمعناي كاستن ديوانسالاري رسمي در جهت احترام به معيارهاي غير رسمي است، بهصورتي كه از اين طريق، ميتوان بسياري از شركتها و افراد حقيقي را در اين شبكه به هم پيوند داد.&lt;br /&gt;حال ما چارچوب اين بحث را در اختيار داريم كه چگونه آثار مخرب اجتماعي ناشي از فروپاشي بزرگ، از بين ميروند و چه چشماندازهاي ماندگاري با دگرگوني آنها پيش خواهد آمد. يك نقطه شروع براي كاوش قواعد جديد معتبر، همان قسمت وضعي، سلسلهمراتبي دايره مذكور است كه قلمرو سياست عمومي محسوب ميشود. امروزه، در همه جاي ايالات متحده، ميزان ارتكاب جرم پايين است، زيرا دولت، سياستهاي مطلوبتري همچون مراقبتهاي پليسي، صرف هزينههاي بيشتر در مورد اجراي قانون، زندانها و كيفر را در پيش گرفته است. اما از نگاه اكثر مردم اين كشور، اينكه سياستهاي خشنتر دولت، ميزان ارتكاب جرايم را كاهش داده است، دليل تجديد بناي اخلاقي تلقي نميشود. خواست مردم اين است كه همه نه با سركوب بلكه به اين خاطر كه معيارهاي خاص، ملكه آنان شده است، بهترين رفتارها را داشته باشند. حال اين پرسش مطرح ميشود كه كداميك از سه قسمت باقيمانده دايره، منبع رفتار اخلاقي خواهد بود؟&lt;br /&gt;بهاعتقاد اكثر محافظهكاران فرهنگي، دين شرط لازم ارزشهاي اخلاقي است و آنان «فروپاشي بزرگ» را به اين دليل تقبيح ميكنند كه به ارزشهاي ديني لطمه ميزند. آنان خاطرنشان ميسازند كه دين نقش قدرتمندي را در بروز پيروزيها طي جنگ جهاني دوم ايفا نمودو از همينرو، براي اينكه «فروپاشي بزرگ» در جهت عكس قرار بگيرد، باز بايد به تجديد حيات ديني وابسته شود. از اين نظر، فرديك نيچه را بايد حامي محافظهكاران فرهنگي دانست، زيرا نيچه يكبار بر اعتقاد استوارت ميل انگليسي سخت خرده گرفت كه معتقد بود انسان ميتواند بدون ايمان به خدا، چيزي همانند ارزشهاي مسيحيت را در اختيار داشته باشد.&lt;br /&gt;مشهور است كه نيچه ادعا داشت كه خداوند حداقل در اروپا در بستر مرگ قرار دارد و كسي وي را بهياد نميآورد. در اينجا، اديان نو ميتوانند ظاهر شوند اما معتقدان به آنها كفاري خواهند بود كه موجب «جنگهاي بزرگ» در آينده ميشوند. محافظهكاران ديني ميتوانند پاسخ دهند كه از نظر علوم تجربي خدا به جز در اروپا، در هيچ كجا نمرده است. يك يا دو نسل پيش جامعهشناسان معتقد بودند كه با نو كردن و مدرنيزه نمودن جامعه، بيديني امري حتمي و اجتنابناپذير است، اما در ايالات متحده و بسياري از جوامع پيشرفته ديگر بهنظر نميرسد كه دين در خطر نابودي و زوال باشد.&lt;br /&gt;پارهاي از محافظهكاران ديني اميدوارند كه مسأله فروپاشي اخلاقي با برگشت همهجانبه به سنت ديني حل شود، اين دگرگوني همانند تغيير ناگهانياي است كه آيتالله خميني بيست سال پيش هنگام بازگشت به ايران ظاهر ساخت و همين مسأله است كه آزاديخواهان از آن وحشت دارند. اين پيامد، در آمريكا به دلايل زيادي غيرمحتمل بهنظر ميرسد. زيرا جوامع امروزي چنان بهلحاظ فرهنگي متفاوتاند كه روشن نيست تلقي چهكسي از سنت ديني غالب ميشود. هر شكل حقيقي سنت، محتمل است كه تهديدي براي گروههاي بانفوذ انگاشته شود و از اينرو، اين سنت نه به جايي ميرسد و نه شعار اطمينان را بيشتر مينمايد. تجديد حيات ديني از نگاه يك محافظهكار، به جاي اينكه جامعه را يكپارچه نمايد، ممكن است فقط ناسازگاري و فروپاشي اجتماعي را افزونتر كند.&lt;br /&gt;علاوه بر اين، اينكه رويكرد مجدد جامعه به اخلاق بايد بر منبع سلسلهمراتبي دين آسماني تكيه نمايد روشن نيست. در برابر ديدگاه نيچه كه معتقد بود رفتار اخلاقي بهطور حتم بر عقيده جزمي استوار است، ما ميتوانيم انديشه آدام اسميت فيلسوف عصر روشنگري را معرفي كنيم كه در باب رفتار اخلاقي تقريباً واقعگراترين و پيشرفتهترين نظريه را ارائه ميدهد. اسميت ضمن تذكر نظريه ارسطو در باب طبيعتگرايي بشر، استدلال ميكند كه بشر موجودي طبعاً اجتماعي و اخلاقي است و بهخاطر علائق ذاتي و بهدليل داشتن عقل، فطرتاً بهسوي رفتارهاي اخلاقي هدايت ميشود. عصر روشنگري حقاً بهخاطر تأكيد زياد روي عقل انساني مورد انتقاد بوده است، اما عقل مجبور نيست بهصورت يك دولت ديوانسالار نمود يابد بهطوري كه در طراحي آثار اجتماعي بهدنبال اين باشد كه كل جامعه را از اول روي هم بچيند و اجزاي آن را بيارايد. همچنين ميتوان عقل را به شكل افراد منطقياي ترسيم كرد كه براي ايجاد قواعد اخلاقي كارآمد با يكديگر تعامل دارند يا به قول اسميت، از نگاه شديداً خودخواهانهاي كه نسبت به منافع خود دارند دست كشيده و با موضع «يك تماشاچي بيطرف» حكم اخلاقي مبتني بر عقل را صادر نمايند.&lt;br /&gt;بهعبارت ديگر، محافظهكاران ديني، توان فطري انسان را در وضع قواعد اخلاقي معقول براي خود دستكم ميگيرند. جوامع غربي از اين نظر، طي اواسط قرن بيستم در معرض ضربه سهمناكي قرار گرفتند و جاي تعجبي نيست كه مدت زيادي طول كشيد تا خود را تطبيق دهند. روند دستيابي به مجموعه معقولي از معيارها را نه ميتوان ساده انگاشت و نه ناخودآگاه دانست. مثلاً طي «فروپاشي برزگ» شمار زيادي از مردان و زنان، به رفتارهايي مبادرت نمودند كه صدمه و آسيبرساني به مصالح كودكان، پايان كار و نتيجه عملشان بود. مردان خانوادهها را ترك گفتند، زنان بهصورت نامشروع باردار ميشدند و طلاق زوجين غالباً به دلايل نامعقول و به جهت خودخواهي طرفين صورت ميگرفت. از طرف ديگر، والدين هم دلبستگي شديدي به رفاه حال فرزندان خود دارند. اگر ميشد به والدين نشان داده شود كه اين رفتارهايشان چقدر بهصورتي جدي، فرصتهاي زندگي فرزندانشان را دچار آسيب مينمايد، احتمالاً آنان بهنحوي معقول عكسالعمل نشان ميدادند و در پي اين بودند كه رفتارهايشان را به شكلي تغيير بدهند تا به فرزندانشان كمك كرده باشند.&lt;br /&gt;طي آن «فروپاشي بزرگ»، بسياري از جريانهاي مؤثر روشنفكري و فرهنگي، آثار و نتايج رفتارهاي شخصي مردم را از خودشان پنهان ميكردند. درباره چنين مردماني، دانشمندان علوم اجتماعي ميگفتند كه وضعيت رشد فرزندان در خانوادههايي كه يكي از والدين سرپرستي آنها را بر عهده دارد، بدتر از رشد و تربيت در خانوادههاي تحت سرپرستي والدين نيست؛ متخصصان رواندرماني به خانوادهها اطمينان ميدادند كه كودكان در صورت طلاق والدين، در وضعيت مطلوبتري قرار خواهند گرفت و انبوه تصاوير از اين فرهنگ عمومي كه امور جنسي را جذابتر ميكرد، به سر و روي مردم ميريخت. تغيير اين برداشتها نياز به بحث، استدلال و حتي «جنگهاي فرهنگي» داشت و ما اين جنگها را داشتهايم.&lt;br /&gt;اما رويكرد مجدد جامعه به اخلاق چگونه است؟ اين رويكرد در پارهاي از نمودهايش، شبيه به از سرگيري گرايشهايي است كه سابقاً در دهه 1990 واقع شد؛ در جريان آن، مردمِ طبقه متوسط از جوامع بيرون شهري، بهسوي نواحي پايين شهري بازگشتند؛ در اينجا احساس تازهاي كه از نظم بهدست آوردند، يكبار ديگر باعث شد تا ايشان بهقدر كافي به زندگي و تلاش اطمينان پيدا كنند. اين امر بهصورت مشاركت در سطوح بالا، در مؤسسات غيرنظامي و اشتغال در امور سياسي قابل رؤيت بود. اين موضوع، بيشتر درخصوص رفتارهايي كه درحوزه دانشگاهها صورت ميگيرد، آشكار است، زيرا روشن است كه در امور دانشگاهي، قواعد رفتاري بهصورت دقيقتري وضع و تدوين ميشوند.&lt;br /&gt;تغييراتي كه ما در معيارهاي مربوط به امور جنسي، بچهداري و زندگي خانوادگي انتظار داريم، احتمالاً كندتر صورت خواهد گرفت. محافظهكاران براي اينكه دريابند با چه دقت و ظرافتي، چشماندازهاي اخلاقي و اجتماعي با نيروهاي قدرتمند فنآوري و اقتصادي دگرگون شدهاند،بايد واقعگرا باشند. بازگشت قواعد سخت و خشك مربوط به عصر ملكه ويكتوريا در امور جنسي امروز جامعه ما بسيار نامحتمل است مگر اينكه كنترل مواليد را از فهرست ابداعات بشر حذف كنيم و هم اينكه عقيده زنان را نسبت به نيروي كار بودن آنان تغيير دهيم. بهجز اين دو راه يعني تشويق زنان به باردار شدن و ديگري ماندن در خانه، احتمالاً بهنظر نميرسد كه هسته خانوادگي دهه 1950 بهصورت اولي آن مجدداً در ساختار اجتماع آورده شود.&lt;br /&gt;با اين حال، نقش اجتماعي پدران در جوامع مختلف و در طول زمان بسيار متغير بوده است و اين انديشه نامعقولي نيست كه تعهد مردان به خانوادههايشان را بتوان بهطور قابل توجهي بيشتر نمود. اين پيام طي دهه 1990 در دو راهپيمايي بزرگ در شهر واشنگتن به مردم آمريكا داده شد: اول، راهپيمايي ميليوني مسلمانان و ديگري راهپيمايي مسيحيان معتقد به تحقق وعده الهي در روز موعود (Promise Keepers) . اين درست است كه مردم نسبت به برگزاركنندگان اين دو راهپيمايي بدگمان بودند، اما همين پيام را درباره مسئوليت جنس مذكر گروههايي مدرن ــ و نه سنتي ــ جامعه ميتوانند تعليم بدهند و بايد نيز چنين كنند.&lt;br /&gt;شواهدي نيز وجود دارد كه ما به سوي عصر پسافمينيسم ــ پس از زنسالاري ــ حركت ميكنيم و اين براي خانواده و كودكان مطلوبتر خواهد افتاد. در نظام زنسالاري، كار تربيت فرزندان در قبال كار پولزا براي زنان دستكم گرفته ميشود؛ وقتي از هيلاري كلينتون سؤال شد كه وي «اكنون ميتوانست در خانه باشد و آشپزي كند»، چرا بهخاطر حرفه وكالت خود، در ايالت آركانزاس است؟ وي در پاسخ شكنندهاي، نگرش زنسالاري مذكور را مطرح ساخت. درواقع، بسياري از زنان، در حال حاضر مشغول كارند، البته نه اينكه وكيل يا سياستمدار باشند، بلكه بهصورت پيشخدمت و مأمور كنترل در فروشگاههاي زنجيرهاي، وال ـ مارت، دور از كودكان خود اشتغال دارند؛ اينان در اين حال، پس از رها شدن از سوي همسران يا دوست پسر خود، بدون كمك كسي به تربيت فرزندانشان ميپردازند!&lt;br /&gt;بسياري از زنان همانند اينان، طي سالهاي نخست جواني، اگر فرهنگ جامعه آمريكايي اجازه داده بود و اگر امكانات مالي ميداشتند، انتخاب آنان اين بود كه به همراه فرزندان خود در خانه بمانند. همه محيط اطراف ما بهدرستي بر اين موضوع شهادت ميدهند و آن اينكه بهترين كار ممكن براي هر زن آمريكايي انتخاب همين راه است. شما گمان مبريد كه اين انتخاب، بازگشت به آرمان زن خانهدار دهه 1950 است، بلكه دقيقاً توازن معقولي از كار و خانواده است.&lt;br /&gt;احتمالاً در صورتي نزد زنان، فدا كردن كار و شغل بهخاطر فرزندان مطلوبتر خواهد بود كه مردان نيز به همان اندازه، ازخودگذشتگي نشان بدهند. اقتصاد پساصنعتي در ايجاد چنين تغييرات اجتماعياي، ميتواند با تضعيف ذهنيت مردان نسبت به استخدام هميشگي و اعتقاد اينان به بالا رفتن دائمي از نردبان ترقي، كاملاً همگام باشد. فنآوري و تكنولوژي در دوره صنعتي باعث شد بين محل كار مردان و خانه كه قلمرو زنان بود، جدايي افتد؛ اما عصر اطلاعات مجدداً آن دو را به هم رساند.&lt;br /&gt;اما دين نيز توان دارد كه معيارهاي اخلاقي را مجدداً تثبيت نمايد، حتي بدون اينكه بازگشت ناگهاني به سنت ديني مطرح باشد. دين هميشه آنقدرها نيز محصول ايمان جزمي و تعصبآميز نيست؛ دين زبان راحت و مناسبي به ما ميدهد بهگونهاي كه گروهها بدينوسيله ميتوانند نظريات اخلاقي مربوط به همه زمينههاي مادي را بيان كنند. زن جواني را ميشناسم كه نميخواست بدون ازدواج مشروع وارد مسائل جنسي شود. وي به خواستگارانش ميگويد كه او از احكام ديني تبعيت ميكند؛ البته اين زن آنقدر هم مؤمن نيست، اما اعتقاد داشت كه او از طريق دين بهترميتواند براي متقاعد كردن خواستگارنش استفاده برد تا اينكه مصلحت داشتن يا نداشتن ازدواج را براي ايشان تشريح كند. مردم امروزي، تحصيكرده و محتاط از طرق بيشماري به سوي دين كشيده ميشوند. زيرا تدين بهمعناي نزديكي به جماعت همكيش و انجام تكاليف ديني است. متدينان در قبال ارزشهايي كه در غير اين صورت معتقد به آنها نبودند، مورد حمايت هستند. دين به اين معنا، شكلي از نظم وضعي ـ خودجوش است، نه نظمي سلسلهمراتبي كه جايگزين آن باشد.&lt;br /&gt;اينگونه نيست كه جامعه مختلط و متنوعي همچون ايالات متحده آمريكا اگر بخواهد رويكرد مجدد به اخلاق داشته باشد، هيچ اشكالي وجود نداشته باشد. اگر بازگشت به سنت تسامحآميز غيرمحتمل است، رويكرد مجدد به اخلاق از نگاه بسياري از مردم، بهمعناي خارج شدن از جامعه جديد و امروزي است ــ مثل اينكه فرزندان در خانه تحصيل كنند، يا افرادي با محله يا منطقه بومي خود ترك مراوده نمايند يا منطقه محدودي از نظم اجتماعي را براي خود بهوجود آورند. نيل استفان در رمان خيالي ــ علمي خود بهنام عصر الماس The Diamond age دنياي آينده را پيشبيني ميكند كه در آن، گروهي از برنامهريزان رايانهاي، با درك اهميت ارزشهاي اخلاقي براي دستيابي به پيشرفتهاي اقتصادي، گروه كوچكي موسوم به آتلانتيس جديد را بهوجود ميآورند. در اينجا، آنان ارزشهاي اجتماعي دوره ملكه ويكتوريا را احيا ميكنند و آن را با كلاههاي بلند و شيوه خشك مقدسي در امور جنسي تكميل مينمايند. «ويكيها» در اين گروه كوچك، براي خود هر كار مثبتي را انجام ميدهند، اما براي گروه فقير و نابسامان اطراف خويش، هيچ اقدامي نميكنند. از اينرو، ميتوان رويكرد مجدد به اخلاق را با نوعي كوچك كردن جامعه، تنها در درون خود اين گروه كوچك چرخاند، همانگونه كه طي نسل گذشته، جامعه شهري آمريكا داراي آن بود. برعكس، اگر اين جوامع كوچك همچنان بهطور معقولي تساهلگرا و باز باقي بمانند، آنان راه را براي تجديد حيات اخلاقي وسيعتري روشن ميسازند، درست همانگونه كه روستانشينان، گروههاي پيشاهنگ پسر، انجمنهاي نژادي مهاجر و ديگر جوامع كوچك بيشمار ديگر در اواخر قرن نوزدهم چنين كردند.&lt;br /&gt;بازسازي ارزشهايي كه در دهه 1990 آغاز شد و وضع معيارهاي جامعه كه در آينده امكان وقوع دارد، محصول ساختار سياسي، ديني، خودسامان يافته و معيارهاي فطري است. دولت نه منبع همه مشكلات ماست و نه ابزاري است كه بتوان مشكلات را با آن حل كرد. اما دولت با اقدامات خود ميتواند سرمايه اجتماعي را در راههاي بزرگ و كوچك، هم مصرف كند و هم اندوخته نمايد. ما آنقدر امروزي و بيدين نشدهايم كه بخواهيم بدون دين به كاري اقدام نماييم. اما آنقدر نيز از اندوختههاي اخلاقي دروني نيز محروم نيستيم كه لازم باشد براي نجات خويش منتظر بازگشت مسيح باشيم. بالاخره فطرت ما كه پيوسته تلاش ميكنيم تا با چنگال خود، آن را از خويش برانيم، هميشه خود را به ما ميرساند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6943300-108933790194959142?l=farsibooks.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6943300/posts/default/108933790194959142'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6943300/posts/default/108933790194959142'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://farsibooks.blogspot.com/2004/07/blog-post_08.html' title='بنيادهاي متزلزل'/><author><name>abolghasem</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16569542424494530469</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6943300.post-108933771325254592</id><published>2004-07-08T18:46:00.000-07:00</published><updated>2004-07-08T18:48:33.253-07:00</updated><title type='text'>نعل وارونه تاريخ</title><content type='html'>نعل وارونه تاريخ&lt;br /&gt;بنيادگرايي زمينه ساز مدرنيسم&lt;br /&gt;نويسنده: فرانسيس فوكوياما( استاد اقتصاد سياسي بين المللي در دانشكده مطالعات بين المللي دانشگاه جان هاپكينز) &lt;br /&gt;مترجم: فردوس زارع&lt;br /&gt;منبع: همشهري 2/4/1382&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اشاره: بسياري از پديده هاي فلسفي يا اجتماعي ناخودآگاه به نيروهاي مخالف خويش ياري مي رسانند چنان كه سرمايه داري به سوسياليسم، ارتجاع به انقلاب و آن گونه كه فرانسيس فوكوياما مي گويد بنيادگرايي به مدرنيسم. همچنان كه هابرماس بنيادگرايي را هم مولود مدرنيسم و هم مولد آن مي داند. هگل از چنين رابطه اي ديالكتيكي به «نعل وارونه تاريخ» ياد مي كند چون صحرانشيناني كه در گريز و تعقيب خويش با زدن نعل وارونه بر سم اسبان دشمن را به اشتباه مي انداختند. مقاله اي كه مي خوانيد با چنين نگاهي به قلم دانشمند علوم سياسي آمريكايي فرانسيس فوكوياما صاحب نظريه «پايان تاريخ» نوشته است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در دنياي اعراب چه مي گذرد؟ چرا از يك سو هواپيماربايان انتحاري توليد مي كند و از سوي ديگر جوامعي رخوت آلود و تصادفاً كاپيتاليستي كه نه توسعه اقتصادي به همراه دارند و نه دموكراسي؟ پاسخ مناسب ولو نسبي (كه محدود به منطقه عربي اين دنيا است) براي اين سوال را در «گزارش توسعه» سازمان ملل متحد كه در ماه جولاي سال 2002 به چاپ رسيد، مي توان يافت. در اين گزارش چنين نتيجه گيري شده كه كل دنياي عرب با تمام ثروت هنگفت نفتي خود، «كم توسعه يافته تر از حد و اندازه ثروت اش» است. تهيه گزارش سازمان ملل كه به طرز جالبي توسط گروهي از انديشمندان عرب صورت گرفت، پيش از حملات پاييز سال 2001 عليه آمريكا، به تهيه كنندگان آن ماموريت داده شده بود. اما ارتباط آن با حملات مذكور براي ناظران سياسي كاملاً روشن است. توماس فريدمن از نيويورك تايمز آن را كليدي براي درك «محيط پيدايش بن لادنيسم» ناميد و اذعان داشت «چنان چه چيزي تغيير نكند بن لادنيسم دوباره در آن محيط ظهور خواهد كرد». سردبير وال استريت ژورنال مي نويسد: «تعجبي ندارد كه چنين فرهنگ ايزوله شده اي زمينه پرورش بنيادگرايان را فراهم سازد كه بذر يازده سپتامبر را پاشيده اند. » در واقع، افراط گرايي بن لادن و پيروانش را نمي توان از ناكامي هاي جوامع عرب در زمينه توسعه تفكيك كرد. اما اين تصور كه جنبش بنيادگرايي چيزي جز ابراز اين گونه ناكامي ها نيست، كاملاً اشتباه است. پديده راديكاليسم بسيار پيچيده تر از اين پنداشت بوده و ممكن است در تمامي اشكال عجيب آن، تاثيرش بر كل جامعه اسلامي در درازمدت همچنان پيچيده تر شود. حملات يازده سپتامبر عليه آمريكا توسط گروهي بنيادگرا، به رهبري مردي ميانسال، تكيده و نحيف با ريش بلند، انجام شد كه همانند يك مرتاض در غاري در افغانستان ساكن بود و با سخناني مرموز پيروانش را موعظه مي كرد. بنابراين نفرت بيش از حد هواپيماربايان از آمريكا سبب شد به خاطر آرمان شان ـ يعني چيزي كه آنها را از نسل هاي پيشين گروه هاي تروريستي مجزا مي سازد ـ خود را در هوا منفجر كنند. اين همه اشتياق براي مردن كه با سرشت دموكراتيك جوامع مدرن كاملاً بيگانه است از كجا نشات گرفته است. به زعم بسياري از ناظران، نسبت دادن اين امر به عوامل عميق فرهنگي، به ويژه آموزه هاي بنيادگرايي شوكي ناگهاني بود. البته اين ديدگاه جاي بحث بسيار داشته و دارد. به ويژه اينكه صرف نظر از خود بن لادن، مسلمانان و غربي ها درصدد بودند در تفاسير خود پيرامون حوادث يازده سپتامبر، در دو جبهه مخالف رودرروي هم صف آرايي كنند و اين امر به نظريه ساموئل هانتينگتون استاد جامعه شناسي سياسي دانشگاه هاروارد اعتبار بخشيد كه چند سال قبل پيش بيني كرده بود، دنياي پس از جنگ سرد منجر به «برخورد تمدن ها» خواهد شد. با اين حال، همان طور كه كم اهميت شمردن نقش عوامل مذهبي يا «مدنيت» در اين جريانات ساده لوحي است، به همين ترتيب، اگر اسامه بن لادن را صرفاً يك بنيادگراي مسلمان بناميم، دچار اشتباه شده ايم. زيرا تفكري كه وي سمبل و سخنگوي آن است، نهضتي نيست كه در پي احياي برخي سنت هاي قديمي آن باشد. &lt;br /&gt;طبق اظهارات بسياري از ناظران سياسي از جمله لادن و رويا برومند در مجله دموكراسي، كاملاً قابل درك است كه اين حركت يك حركت سنتي نيست بلكه حركتي بسيار مدرن است. به عقيده برومندها، گروه هايي چون القاعده، آشكارا مديون دكترين هاي راست و چپ افراطي اروپا در قرن بيستم هستند. رد پاي يكي از آن دكترين هاي تاثيرگذار را در وجود حسن البنا، معلمي كه در سال 1928 نهضت اخوان المسلمين را در مصر بنيان گذاري كرد، مي توان يافت. البنا ايده وفاداري بي چون و چرا را از ايتاليا به عاريت گرفت و با الگو گرفتن از فرمان موسيليني «ايمان داشته باشيد، اطاعت كنيد و بجنگيد»، شعار سازمان شبه نظامي خود را «عمل، اطاعت و سكوت» قرار داد. وي با الهام گرفتن از نازيسم بر نيروي جوان اخوان المسلمين و پيوند بعد روحي و فيزيكي با عمل گرايي بسيار تاكيد داشت. تعجبي ندارد كه البنا همچنين به پيروان خود آموخت كه از سران سنتي انتظار سركوبگري بايد داشته باشند نه شهامت. دومين حركت بنيادگرايي با منشاء اروپايي را در وجود مولانا مودودي مي توان جست وجو كرد كه جنبش جامعه الاسلامي را در اوايل دهه 1940 در پاكستان بنيان نهاد. وي كه روزنامه نگاري مجرب در زمينه انديشه هاي ماركسيستي بود از «پيشگامان انقلابي» كه هم عليه غرب و هم عليه تحجر مبارزه مي كردند حمايت مي كرد. به عقيده برومندها، شايد مودودي اولين كسي بود كه صفت «اسلامي» را به برخي عبارات مشخصاً غربي از جمله «انقلاب»، «كشور» و «ايدئولوژي» پيوند داد. اين گونه جريانات متمايل به راست و چپ افراطي سرانجام در شخص سيدقطب مصري كه پس از جنگ جهاني دوم به نظريه پرداز اصلي اخوان المسلمين مبدل شد، جمع شدند. وي در مهم ترين اثر خود تحت عنوان «علائم راهنماي جاده» خواستار تشكيل كشوري يكپارچه به رهبري يك حزب اسلامي گرديد و به كارگيري هرگونه ابزار خشونت بار براي رسيدن به آن هدف را مجاز دانست. جامعه اي كه قطب پيش بيني كرده بود، فارغ از طبقه بندي اجتماعي بوده و در آن «افراد خودخواه» جوامع ليبرال كنار گذاشته شده و «استثمار انسان توسط انسان» پايان مي يافت. برومندها متذكر مي شوند كه اين نوع تفكر، «لنينيسم در لباس بنيادگرايي» است و از سوي بنيادگرايان امروزي نيز مورد پذيرش قرار گرفت. &lt;br /&gt;افراط گرايي ظاهري در نظام اعتقادي بن لادن بر واقعي بودن باورهاي بسيار بدعت آميز وي خط بطلان مي كشد. در خصوص بعد ايدئولوژيكي موضوع ضرورتي براي گفتن مطالب بيشتر وجود ندارد. اما از بعد جامعه شناختي وجه تشابه ديگري بين بنيادگرايي و افزايش فاشيسم در اروپا وجود دارد. اگر چه هيتلر خالق بزرگ بسياري از عقايد بود، اما همان گونه كه در تحليل هاي كلاسيك مانند تحليل «استرن» در كتاب «سياست يأس فرهنگي» (1964) تشريح شد، حركت وي در صنعتي شدن سريع اروپاي مركزي ريشه دارد. در جريان يك نسل، ميليون ها دهقان از جوامع روستايي شديداً يكپارچه به شهرهاي بزرگ بي روح و بي هويت نقل مكان كرده و در اين فرايند مجموعه اي از اصول و مشخصه هاي فرهنگي مانوس خود را از دست دادند. گذر سريع كه در تفكيك معروف «فرديناند تونيز» ميان اجتماع و جامعه مطرح شد شايد قدرتمندترين محرك ناسيوناليسم مدرن باشد. روستاييان آواره كه از هويت محلي خود محروم شده بودند، از لحاظ زبان، قوميت و نهايتاً از لحاظ شعار اسطوره اي جناح راست افراطي اروپا، پيوندهاي اجتماعي جديدي پيدا كردند. اگر چه احزاب مختلف جناح راست افراطي وانمود مي كنند كه در پي احياي سنن قديمي از قبيل مسيحيت ژرمني (در مورد نازيسم) و سنن رومي (در مورد فاشيست هاي ايتاليا) هستند، اما دكترين آنها به واقع ملغمه اي از سمبل هاي قديمي و عقايد جديد است كه به واسطه مدرن ترين اشكال فناوري ارتباطات درهم آميخته شده اند. همان طور كه اولين بار مرحوم ارنست گلنر متذكر شد، بنيادگرايي مسيري مشابه را طي كرده است. در چند دهه گذشته، اكثر جوامع عربي در معرض يك نوع دگرگوني اجتماعي ـ البته نه از نوعي كه اروپا در قرن نوزدهم شاهد آن بود ـ قرار گرفته اند. شمار زيادي از روستاييان و قبيله نشين ها به حلبي آبادهاي وسيع اطراف شهرهاي قاهره، الجزيره و امان نقل مكان كرده و سنن چندگونه و غالباً مبتني بر بي سوادي حاكم بر نواحي روستايي را رها ساخته اند. بنيادگرايي با ارائه هويتي تازه مبتني بر اعتقادي زاهدمآبانه و متجانس، خلاء به وجود آمده را پر كرده است. اين نوع آميزش، سمبل هاي مذهبي سنتي و خطابه وار را با ايدئولوژي اقدامات انقلابي پيوند مي زند. برخي صاحبنظران، به ويژه پس از حادثه يازده سپتامبر عنوان كردند كه محرك واقعي رشد بنيادگرايي فقر است، اما به واقع اين طور نيست. به عنوان مثال طبق گزارش اخير سازمان ملل متحد، دنياي عرب در مقايسه با ساير مناطق در حال توسعه وضعيت واقعاً مطلوبي دارد. به علاوه، جابه جايي اجتماعي سبب پرورش بنيادگرايي مي شود. غالباً رهبران و پرچمداران بنيادگرايي عربي كساني هستند كه تازه به طبقات متوسط يا بالاي جامعه رسيده اند. بنيادگرايي اين گونه افراد تحصيلكرده اما اغلب تنها و غريب را به اجتماعاتي از تانجير تا جاكارتا و لندن معرفي مي نمايد. آنها از طريق نوارهاي صوتي جادويي يا نوارهاي ويدئويي به عضويت يك اجتماع مخرب بين المللي در مي آيند. بررسي بنيادگرايي ما را با اين سوال مهم (هر چند به ظاهر تند) مواجه مي سازد كه آيا بنيادگرايي نيز مي تواند به طور ناخواسته به عنوان يك نيروي مدرن كننده عمل كرده و راهي براي جوامع اسلامي فراهم سازند تا بتوانند به صورت سازنده و نه مخرب به چالش غرب پاسخ دهند. اين سوال برخلاف ظاهر چندان هم نامعقول نيست. هر چند كه در اين خصوص انجام مقايسه با روسيه يا اروپا بسيار فريبنده است اما بلشويك ها در به وجود آوردن روسيه صنعتي موفق شدند. هيتلر نيز توانست از شر يانكرها و قسمت اعظم دسته بندي هاي اجتماعي كه مشخصه آلمان پيش از جنگ بود رهايي يابد. هر دوي اين مكاتب (ايسم ها) با طي مسيري بغرنج و بسيار پرهزينه مقداري از علف هاي هرزي كه مانع از رشد ليبرال دموكراسي بودند را كنار زدند. البته راه هاي امن تر و صلح آميزتر هم براي مدرن شدن وجود دارد، مانند آنچه كه كشورهايي چون آفريقاي جنوبي يا بريتانيا و يا ايالات متحده در پيش گرفتند. يقيناً اين گونه راه ها پيش روي آلمان و روسيه نيز وجود داشت اما با هر چيزي بايد براساس داشته هاي آن برخورد كرد. به هر حال در فرهنگ بنيادگرايي مسلماً موانع زيادي وجود دارند كه بايد از بين بروند. حال اگر بنيادگرايي به همان ميزان كه با غرب ضديت دارد، عليه اشكال سنتي نيز عمل كند، آيا مي تواند منشاء چنين «تخريب سازنده»اي باشد؟ در بسياري از زمينه ها نه تنها رويه فكري بلكه چارچوب هاي حقوقي انعطاف ناپذير آن، مانع از به وجود آمدن تغييرات مي شوند. «تيماركران» مورخ اقتصادي، مجموعه مفصلي از سنت هاي عربي را ارائه كرده است كه انعطاف ناپذيري و ويژگي خاص حقوقي آن مانع بزرگي بر سر راه توسعه است. نرخ بهره ها توسط مقامات مذهبي تعيين مي شود، زنان خارج از زندگي سياسي و اجتماعي نگه داشته مي شوند. بسياري از اين نوع موانع در تاريخ غرب و در زماني كه مسيحيت و يهوديت حاكم بوده اند نيز وجود داشت و صرفاً پس از تلاشي طولاني اصلاح شد. بنابراين، موانع در نظام هاي سنتي تنها با اعمال قدرت سياسي از بين خواهند رفت. بنيادگرايي عربي نيز قابليت ايجاد اين تحول را دارد و حتي در صورت لزوم مي تواند از اصول حاكم بر غرب بهره برداري نمايد. [... ] در مصر، اخوان المسلمين همانند ساير سازمان ها (حتي سازمان هاي افراطي تر) گروه هاي داوطلب تشكيل دادند كه به عنوان رابط ميان دولت و مردم عمل نمايند. براي مثال، پس از وقوع زلزله در سال 1992 در مصر، موسسات خيريه به ياري آسيب ديدگان شتافته و خدمات اجتماعي مهمي ارائه كردند كه حكومت فاسد و نالايق مصر از انجام آنها كوتاهي كرده بود. بنيادگرايان اميدوارند كه روزي بتوانند قدرت سياسي و مذهبي را برهم منطبق سازند. اكنون آنها در حال فراگيري عادت به رفتارهاي اجتماعي و انجام اقدامات مستقل هستند كه اگر به گونه اي بتوانند افراط گرايي را كنار بگذارند، اين آموزه ها به آنها كمك خواهد كرد تا زمينه ايجاد يك جامعه مدني واقعي را فراهم آورند. نظام قضايي بخش ديگري است كه عقايد بنيادگرايان مي تواند نقش مهمي در تحول آن ايفا نمايد.&lt;br /&gt;حداقل از قرن نوزدهم، نظام قضايي سنتي كه داراي قوانين خاصي است به نحوي مورد حمله قرار گرفته است. تجددگراياني چون سيد جمال الدين (96-1839) و شاگردانش و نيز محمد عبده (1905-1849) اصلاح طلب مصري، مهم ترين و اولين كساني بودند كه در اين زمينه تلاش كردند. عبده از جمله اولين كساني بود كه شيوه هاي تفسير انعطاف ناپذير را (كه از زمان اولين خلفا در مذهب تسنن حاكم بود) كنار گذاشت. به عقيده وي ادله انساني تنها ابزار مناسب براي بهره گيري از حقايق اساسي قرآن و سنت است. عبده كه اواخر عمرش مفتي منصوب مصر بود، اصولي را به زبان يك اديب منتشر كرد كه نشان مي دهد وي تمايل داشت مذهب اسلام را به گونه اي منطبق با ضروريات تمدن مدرن عرضه نمايد. &lt;br /&gt;برداشت هاي فراواني در خصوص اين نوع تحول وجود دارد. اگر چه مبناي اسلام سنتي دست نخورده باقي مانده بود اما دروازه هاي بسته تفسير پس از يك دوره طولاني گشوده شد. عبده تحت تاثير افكار معلم خود، به مانند يك لوتر مسلمان با احياي امكان تفسير حقوقي مستقل به نهاد روحانيت شوك وارد كرد. وي با اين كار، الگوي تمامي مفسران بعدي سنن اسلامي از مقدسين (مثلاً راديكال هاي ضدغرب همچون سيدقطب) و عوام فريبان (مثل اسامه بن لادن) شد و آزادي بي سابقه اي به آنها بخشيد. &lt;br /&gt;اين يك امر اتفاقي نيست كه اليگارشي (اقليت سالاري) شكننده حاكم بر عربستان سعودي و مصر زمينه اصلي پرورش بنيادگرايي اسلامي را فراهم مي سازد. رژيم هاي هر دو كشور با منزوي ساختن اسلام توده گرا و تبديل آن به يك جنبش ايدئولوژيكي شبه نظامي، روحانيت سنت گرا را برگزيدند. مسلمانان بنيادگرا كه خود را از قيد و بند سنت ها رها كرده اند، اثبات كرده اند در ساختن سمبل هاي اعتقادي و تطبيق دادن آنها با مقاصد انقلابي خود مهارت دارند. &lt;br /&gt;«فتواي» مشهور اسامه بن لادن در سال ،1998 كه طي آن بن لادن پيروان خود را به «جهاد» عليه آمريكا و آمريكايي فرا خواند، نمونه بارز اين مهارت است. اگر چه محتواي اين فتوا با آموزه هاي اخلاقي اسلام سنتي مغايرت دارد. (و به قول برنارد لوئيس كارشناس برجسته مسائل خاورميانه «در متون اصلي دين اسلام، تروريسم هرگز مورد تاييد قرار نگرفته است»)، توجه به هويت صادركننده آن حائز اهميت است چرا كه براساس رويه اسلام سنتي، اسامه بن لادن نه واجد صلاحيت يك شخصيت مذهبي براي صدور فتوا است و نه چنين حقي را دارد. اين موضوع تا حدودي به صدور حكم منسوب به پاپ توسط هيتلر و يا صدور فرمان، به نام كليساي ارتدوكس روسيه توسط لنين شباهت دارد. اين واقعيت صرف كه بن لادن نيز در چنين مسيري قدم بر مي داشت نشان مي دهد كه تا چه حد بنيادگرايي اسلامي اقتدار حقوقي اسلام سنتي را ناديده گرفته است. اما راهي كه اكنون به نام مبارزه با غرب در پيش گرفته شده ممكن است براي دستيابي به اهداف مهم تري نيز طي گردد. &lt;br /&gt;در جوامع اسلامي موانع فراواني وجود دارد و بنابراين مدرن شدن دنياي اسلام مستلزم تلاش بسيار است. به نظر بسياري از مسلمانان، آنچه كه «طبيعي»تر به نظر مي رسد وجود ايدئولوژي اقتدارگرايي است كه در پي تلفيق جامعه و حكومت در قالب يك «كل انقلابي» است. &lt;br /&gt;بسياري از جوامع غيرعربي مقاومت سرسختانه در برابر قدرت نظامي، اقتصادي و فرهنگي غرب را تجربه كردند. ملت هايي چون ژاپن و چين، صرفاً پس از شكست يا سلطه به طور جدي به مطالعه گذشته خود پرداختند. &lt;br /&gt;وقتي متوجه شدند نمي توانند با غرب مقابله كنند، به آن پيوستند و ضمن حفظ فرهنگ خود، بسياري از نهادهاي غربي را پذيرفتند. اما اين فرايند در جوامع مسلمان بسيار كندتر بوده است. &lt;br /&gt;حال اگر مدرن شدن دنياي اسلام به زمان زيادي نياز داشته باشد، در آن صورت چگونه غرب در كوتاه مدت بايد به وقايعي چون تروريسم، بمب گذاري انتحاري و نگهداري سلاح هاي كشتار جمعي پاسخ دهد؟ استفاده از قدرت نظامي يكي از راه حل ها است. &lt;br /&gt;همان طور كه حملات موفقيت آميز يازده سپتامبر به اسامه بن لادن و انگيزه وي جايگاه خاصي بخشيد، بيرون راندن القاعده از افغانستان و عمليات ادامه دار آمريكا عليه تروريسم كليد فرونشاندن اشتياق براي بنيادگرايي محسوب مي شود. &lt;br /&gt;مدت هاي مديدي است كه نيروهاي واقعي مدرن كننده دنياي اسلام در حاشيه قرار دارند، در حالي كه سنت گراها و بنيادگرايان در مركز ميدان مشغول جنگيدن با يكديگر هستند. اكنون مهم ترين نياز مسلمانان بهره بردن از بحران ناشي از واقعه يازده سپتامبر در جهت تقويت مذهب ميانه روانه خود است. &lt;br /&gt;دلايلي وجود دارد كه نشان مي دهد اين جريان آغاز شده است اگر چه بسياري از مسلمانان از بنيادگرايي جانبداري مي كنند، اما اين جنبش در هر جايي كه به قدرت رسيد فجايعي به بار آورده است. عربستان سعودي، محل اقامت فرقه وهابيون افراط گرا، يكي از ناهنجارترين حكومت هاي جهان معاصر را دارا است. درآمد سرانه اين كشور عليرغم برخورداري از ثروت فراوان نفت، از 11500 دلار در سال 1980 به 6600 دلار در سال 1999 تنزل پيدا كرده است. &lt;br /&gt;در افغانستان، افغان ها از اينكه از سلطه طالبان رهايي پيدا كردند، بسيار خوشحال شدند و مشتاقانه به سرگرمي هاي ساده مدرن از قبيل تماشاي فيلم هاي هندي قديمي از طريق دستگاه ويدئو روي آوردند كه براي مدت زيادي در خاك آن را دفن كرده بودند. &lt;br /&gt;اما در مورد ايران قضيه متفاوت است. ايرانيان، به احتمال قوي خواهند توانست دنياي اسلام را از بن بست كنوني نجات دهند. اما يك واقعيت اساسي مبتني بر بررسي آماري جامعه ايران وجود دارد كه نشان مي دهد جامعه ايران در حال حركت به سوي اصلاحات است. آن واقعيت اين است كه 60 درصد از جمعيت ايران اكنون زير 30 سال سن دارند و تمامي گزارش ها حاكي از آن است كه با روي كار آمدن اولين دولت قدرتمند اصلاح طلب در ايران، اين كشور الگوي مناسبي براي ساير كشورهاي خاورميانه است و اگر خود به طور مستقل به سوي اصلاحات حركت كند اين رويكرد تقويت خواهد شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;blockquote&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6943300-108933771325254592?l=farsibooks.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6943300/posts/default/108933771325254592'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6943300/posts/default/108933771325254592'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://farsibooks.blogspot.com/2004/07/blog-post.html' title='نعل وارونه تاريخ'/><author><name>abolghasem</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16569542424494530469</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6943300.post-108562321173437533</id><published>2004-05-26T18:58:00.000-07:00</published><updated>2004-05-26T19:00:11.736-07:00</updated><title type='text'>اگر دانش ژنتيك كنترل نشود انسان طبيعي به پايان خود مي رسد-فرانسيس فوكوياما</title><content type='html'> &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;   &lt;br /&gt;اگر دانش ژنتيك كنترل نشود انسان طبيعي به پايان خود ميرسد  &lt;br /&gt;نام نويسنده: گفتگو با فوكوياما &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;نام مترجم: جواد طالعي &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;منبع: باشگاه انديشه  &lt;br /&gt;ارسال براي دوستان   صفحه اول تعداد بازدیدکنندگان: 118   نسخه چاپي&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;پیامهای دیگران(0)&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فوكويوما: اگر دانش ژنتيك كنترل نشود انسان طبيعي به پايان خود ميرسد&lt;br /&gt;گفتگو با فوكوياما&lt;br /&gt;مترجم: جواد طالعي &lt;br /&gt;منبع: باشگاه انديشه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اشاره:&lt;br /&gt;فوكوياما، كه شخصا خودش را يك "اخلاقگراي محافظه كار" مينامد، اخيراً كتاب تازه اي را آماده انتشار كرده است كه در آن نظريه پيشين خود را، درباره پايان تاريخ، در يك نكته تصحيح ميكند. او، در كتاب اخير خود، با اشاره به پيشرفت دانش ژنتيك و تأثيرات آن بر حيات انسان، اين نظريه تازه را مطرح ميسازد كه علوم طبيعي به عنوان نيروي محركه جهان سبب خواهد شد كه تاريخ همچنان ادامه يابد، اما در صورت عدم كنترل دانش ژنتيك، بشريت، در فرم فعلي خود به پايان خواهد رسيد و دانش ژنتيك و علوم طبيعي، تا چند نسل ديگر، انساني نو خواهند آفريد كه ديگر هيچ شباهتي به انسان طبيعي ندارد. براي پيشگيري از اين فرآيند، لازم است قواعدي ملي و بين المللي به وجود بيايند.&lt;br /&gt;روزنامه اينترنتي "نت تسايتونگ" آلمان، با توجه به جنجالي كه اخيراً موضوع شبيه سازي انسان در سطح جهان برانگيخته است، با فوكوياما گفت وگويي انجام داده است كه برگردان فارسي آن، در اينجا از نظر شما ميگذرد. فوكوياما، شبيه سازي انسان را، به كشف اتم تشبيه كرده است. انتخاب دشواري كه هنوز معلوم نيست چقدر مفيد و چقدر خطرناك خواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* استاد فوكوياما، شما از طريق تحليل سيستم هاي سياسي صاحب نام شده ايد، چه شده است كه حالا رشته خودتان را عوض كرده ايد و به نتايج انقلاب بيوتكنولوژيك ميپردازيد؟&lt;br /&gt;ـ اين دو، به سختي با يكديگر ارتباط دارند. تنها نقدي كه من مجبور بودم بر نظريه پايان تاريخ خودم بپذيرم، اين واقعيت است كه تاريخ طبيعتاً از طريق علوم طبيعي و فن آوري مدرن به پيش خواهد رفت. تاريخ تنها در صورتي ميتواند به پايان برسد كه اين نيروي متحركه نيز، متوقف شوند. قرن بيست و يكم، قرن بيولوژي خواهد بود. به همين دليل است كه ما ناگزيريم به تأثير بيوتكنولوژي مدرن بر سياست و دوام بشريت بيانديشيم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* انديشه خلق "انسان نو" به دوران انقلاب فرانسه بازميگردد، اما اين امر تاكنون به خوبي تحقق نيافته است.&lt;br /&gt;ـ انديشه وجود داشت، اما فن آوري نه . اتوپيست ها، براي "مهندسي اجتماعي" تلاش ميكردند. همه اين تلاش ها بي ثمر ماندند، زيرا كه بشر نتوانست رفتار انساني را تحت كنترل بگيرد و مطابق ميل "مهندسان اجتماع" تغيير دهد. شايد حالا ما به اين مرحله نزديك شده ايم: از طريق درك آنچه در مغز ميگذرد و امكان دست يازيدن بر داروها و دانش ژنتيك، شايد طراحي انسان نو امكان پذير شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* شما، بعد از "پايان تاريخ"، در كتاب آينده تان امكان پايان بشريت را به بحث ميگذاريد. روش كار كتاب شما "جامعه پست انساني" است. از اين موضوع چه ميتوان فهميد؟&lt;br /&gt;ـ چيزي كه ما ميدانيم اين است كه اكنون ميتوانيم براي نخستين بار از امكان تغيير اساسي انسان حرف بزنيم. ما ميتوانيم چيزي را تغيير بدهيم كه در صد هزار سال عملاً بدون تغيير مانده است. چيزي كه تمام نهادهاي ما، كمابيش برپايه آن ساخته شده اند. انديشه تازه نيست. نيچه، به صورت كامل به امكان پرورش انساني با خواص معين مي انديشيد. در روزگار او، هنوز فن آوري وجود نداشت. حالا، شايد به اين دليل كه وقتش رسيده است، پتر اسلوترژيك اين امكان را به بحث گذاشته است. اين پرسشي ست كه ما در برابر آن قرار گرفته ايم . اگر اين امكان در بعد كامل تحقق يابد، به پايان بشريت خواهيم رسيد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* بايد جلوي چنين روندي را بگيريم؟ آيا قادر به اين كار خواهيم بود؟&lt;br /&gt;ـ ما بايد تلاش كنيم . من معتقدم تمام كساني كه ميگويند ما بايد از اين تكنولوژي (كه بخشي از تكامل ماست) استفاده كنيم، نميفهمند با چه دشواريهاي اخلاقي برخورد خواهيم كرد. نيچه را بايد يكبار ديگر خواند. انديشه برابري تمام انسانها كه سيستم ليبرال ما بر آن متكي است، كهنه شده است . جلوگيري از اين روند به صورت تئوريك نسبتاً ساده است. تكنولوژي را بايد تنظيم و كنترل كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* اين كار شايد در عمل چندان ساده نباشد.&lt;br /&gt;ـ بعضي ها ميگويند اين غيرممكن است. اما من معتقدم كه اين نظر درست نيست. بخش بزرگي از كتاب من، به برنامه هاي مشخصي ميپردازد كه به وسيله آنها ميتوان يك سيستم تنظيم كننده براي كنترل اين تكنولوژي ايجاد كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* اين همان تكنولوژي ست كه احتمالاً انسان به كمك آن ميتواند بسياري از بيماريها را درمان كند، از سوي ديگر انسان نوين بيافريند و يك دانش وراثتي نو را تحقق ببخشد. انتخاب دشواري كه استفاده از تجزيه شكافتن هسته را تداعي ميكند. اين مسئله را چگونه ميتوان حل كرد؟&lt;br /&gt;ـ انرژي هسته اي و بمب اتمي، مثال خوبي است. آنها، به تكنولوژي يي مربوط ميشوند كه انسان از همان آغاز ميدانست كه بايد به شدت كنترل شود. اين امر بسيار بهتر از آنچه در پايان دهه چهل انتظار ميرفت تحقق يافت. در مورد بيوتكنولوژي، اميدهاي كاملاً مشخص فردي براي سلامتي با خطراتي برخورد ميكند كه هنوز بيشتر در تاريكي قرار دارند. با اين همه، ميتوان آن را كنترل كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* آيا تصميم پرزيدنت بوش در مورد ممنوعيت پژوهش روي سلولهاي وراثتي قدم درستي در اين مسير بود؟&lt;br /&gt;ـ من، برنامه اي با محدوديت هاي كمتر را اميد داشتم، اما اين سازش عاقلانه اي بود. اين تنها يكي از تصميمات بسياري ست كه حكومت ها و نهادهاي گوناگون بايد در سالهاي آينده اتخاذ كنند تا استفاده از تكنولوژي بيولوژيكي تحت كنترل قرار گيرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* شبكه جهاني نهادها براي كنترل بيوتكنولوژي چگونه بايد باشد؟ اين شبكه چگونه ميتواند عمل كند؟&lt;br /&gt;ـ پاسخ اين پرسش، به سرعت وارد جزئيات فني ميشود. در آغاز بايد كشورها و مجامع فرامليتي مثل اتحاد اروپا قواعد خاص خودشان را تنظيم كنند و در درازمدت بايد نهادهاي بين المللي به وجود بيايند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* شورينو آنتيونوري، به تازگي اعلام كرده است كه در صورت اضطرار، نوزاد را در يك كشتي بر سطح آبهاي بين المللي كپي خواهد كرد.&lt;br /&gt;ـ اين امكانات فني نميتواند اهميت ممنوعيت شبيه سازي انسان را كاهش دهد. آدم ميتواند بگويد:"من ميخواهم كودكي را بكشم و چون كه اين كار در خشكي عموماً ممنوع است، آن را در يك كشتي انجام ميدهم." نياز شديد به اين امر هست كه هرچه سريعتر قواعدي وضع شوند . مثلاً من اميدوارم كه سناي آمريكا بعد از تعطيلات تابستاني ممنوعيت شبيه سازي را مورد تاييد قرار دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* آيا ما به يك علم اخلاق تازه نياز داريم؟ اخلاق تازه براي عصري كه در آن مذهب ديگر نقش بزرگي ايفا نميكند؟&lt;br /&gt;ـ من نميدانم كه ما به اخلاق تازه اي نياز داريم يا نه. يكي از هدف هاي من آن است كه نشان بدهم چرا حتي بدون مذهب دلايل متعددي وجود دارد كه بايد نگران امكانات بيوتكنولوژي باشيم . &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* شما در آخرين كتابتان ** تلاش كرده ايد تصوير يك اخلاق جديد را در يك جامعه سكولار ترسيم كنيد.&lt;br /&gt;ـ و ارتباط با كار فعلي من همينجاست. به نظر من، حقوق بشر از طبيعت بشر منشأ ميگيرد و به اين جهت اگر دانش ژنتيك در طبيعت بشر دستكاري كند، تغيير جهتي اساسي ايجاد خواهد كرد: پاياني براي بشر.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* اگر نتوان تكنولوژي را كنترل كرد، جامعه پس از بشر چگونه به نظر خواهد رسيد؟&lt;br /&gt;ـ اين را نميتوان دقيقاً پيش بيني كرد. اما سناريوهايي وجود دارند كه من در كتابم تشريح كرده ام. شما بايد منتظر آن بمانيد. من كه نميتوانم همه چيز را لو بدهم ! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;   &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;      &lt;br /&gt;   &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6943300-108562321173437533?l=farsibooks.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6943300/posts/default/108562321173437533'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6943300/posts/default/108562321173437533'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://farsibooks.blogspot.com/2004/05/blog-post_108562321173437533.html' title='اگر دانش ژنتيك كنترل نشود انسان طبيعي به پايان خود مي رسد-فرانسيس فوكوياما'/><author><name>abolghasem</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16569542424494530469</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6943300.post-108429790311106229</id><published>2004-05-11T10:49:00.000-07:00</published><updated>2004-05-12T18:40:58.936-07:00</updated><title type='text'>آشنائي با شبكه جهاني وب</title><content type='html'>نوشته: صديقه احمدي‌فصيح&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كارشناسي ارشد كتابداري و اطلاع‌رساني كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چكيده&lt;br /&gt;وب مانند بقيه خدمات اينترنت مبتني بر خدماتي است كه از طريق آن مي‌توان به گستره وسيعي از منابع اينترنت دسترسي پيدا كرد. برخلاف پيچيدگي اينترنت، ماهيت خود وب نسبتاً ساده است. از طرف ديگر وب جهاني بزرگترين و متنوع‌ترين مجموعه اطلاعاتي است كه تا به حال گردآوري شده است و تلاشي است براي مرتبط ساختن انباي بشر با روش قدرتمند. اين شبكه با امكانات گسترده خود يكي از پيشرفته‌ترين ابزار و خدمات اطلاع‌رساني كتابخانه‌ها و مراكز اطلاع‌رساني است. هدف اصلي از ايجاد آن اشتراك مسائل تحقيقاتي و همكاري ميان فيزيكدانان در نقاط مختلف و همچنين محور قرار دادن خواننده به جاي نويسنده و گذار از متن به فرامتن (Hypertext) است. رشد و گسترش كاربرد وب نسبت به ديگر ابزارها و خدمات اينترنت به دليل دو خاصيت عمده آن يعني قابل استفاده بودن در محيط چندرسانه‌اي و قابليت فرامتني است. اين مقاله بر آن است كه ضمن تعريف و ارائه تاريخچه شبكه جهاني وب به مباحث مختلفي از قبيل خدمات وب، جذابيت وب، زبان وب جهاني، مرورگر وب، عواملي كه باعث شهرت اين شبكه شده است بپردازد و در پايان نيز نحوه كار وب را ارائه مي‌دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كليدواژه‌ها: وب/ اينترنت/ مرورگر وب/ فرامتني/ چندرسانه‌اي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مقدمه&lt;br /&gt;وب جهاني يا جهان تارگستر1 هم اكنون پس از پست الكترونيكي پرطرفدارترين سرويس شبكه اينترنت است كه به دليل دو خاصيت عمدهء آن يعني قابليت فرامتني2 و همچنين چندرسانه‌اي3 بودن محيط وب استفاده از آن به سرعت رو به رشد است. وب مانند بقيه خدمات اينترنت مبتني بر نظام خدمت گيرنده و خدمت دهنده عظيمي است كه از طريق آن مي‌توان به گستره وسيعي از منابع اينترنت دسترسي پيدا كرد.&lt;br /&gt;وب كه با اتصال به اينترنت براي هر كاربري قابل دسترسي است حاوي مقادير تقريباً نامحدودي متن، صدا، ويدئو و داده‌هاي ديگري است كه در ميليونها كامپيوتر (يا خدمت‌رسان4) در كل دنيا قرار دارد. فراپيوندها5 كه در صفحات وب به صورت متن زير خطدار با تصوير ديده مي‌شوند مثل يك چسب صفحات وب را به هم مي‌چسبانند. اين فراپيوندها به شما امكان مي‌دهند كه به فوريت به سند و موضوع وب مرتبط دسترسي پيدا كنيد. اين سند در پنجره‌اي از برنامه مرورگر (خدمات گيرنده6) ظاهر مي‌شود. پيش از اختراع وب، كاربران كامپيوتر مجبور بودند كه نشاني فايل واقع در يك خدمات دهنده مشخص را تايپ كنند يا از فهرستهاي طولاني منوها براي يافتن اطلاعات بهره بگيرند. زماني كه به اينترنت متصل مي‌شويد و از برنامه مرورگر وب استفاده مي‌كنيد، مي‌توانيد اطلاعاتي را كه به آن دستيابي داريد بدون توجه به اينكه در راينه محلي ذخيره شده يا در سوي ديگر جهان باشد بخوانيد يا مشاهده كنيد يا بشنويد. داستاني كه در رايانه‌اي در سنگاپور ذخيره شده است ممكن است با اطلاعات بورس نيويورك، تصويري كه در فرانكفورت ذخيره شده است و فايل صوتي كه در توكيو ذخيره شده است ارتباط برقرار كند.&lt;br /&gt;مجموعهء خدمتگرهاي وب، اينترنت و مرورگر وب اين اطلاعات را گردآوري و به صورت يك مجموعه متحد ارائه مي‌كند. در واقع وب يك برنامهء خدمت گيرنده و خدمت دهنده است كه از بسياري جهات شبيه گوفر عمل مي‌كند. وب مانند گوفر امكان دستيابي به اطلاعات را بدون دانستن محل نگهداري آنها در اينترنت فراهم مي‌سازد و تنها برنامه‌اي در اينترنت است كه به صورت فرامتن عمل مي‌كند. برخي از منابع فرامتني كه در اينترنت وجود دارند فقط فايل‌هاي متني ساده هستند. همچنين در وب ممكن است با فرامتن‌هايي مواجه شويد كه شاهكارهاي گرافيكي باشند و اينها هستند كه باعث شهرت وب به عنوان يك رابط گرافيكي بسيار مطلوب شده‌اند. اگر رايانه شما به قابليت‌هاي تصويري و صوتي مجهز باشد، مي‌توانيد تمام تصاوير و اصوات مرتبط به منابع وب را دريافت كنيد و مورد استفاده قرار دهيد. چنانچه اين قابليت‌ها در نظام تعبيه نشده باشد، وب منابعش را فقط به شكل ساده ارائه مي‌دهد. ساخت فرامتن به عمليات بسيار زيادي نياز دارد. هر كلمه متن ممكن است با منابع اطلاعاتي ديگر ارتباط و پيوند داشته باشد. اين كار با استفاده از يك ويرايشگر فوق متن صورت مي‌گيرد و متن را به زباني ترجمه مي‌كند كه برقراري ارتباط با اسناد ديگر ميسر باشد. عملاً وب اولين كوشش براي متصل ساختن بشر از طريق اينترنت نيست. وب چهارمين كوشش از چنين كوشش‌هاست. سه مورد ديگر فهرست‌هاي پستي، يوزنت، و گوفر هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تاريخچه شبكه جهاني وب&lt;br /&gt;در اوايل دهه 1980 در موسسه سرن (مركز تحقيقات هسته‌اي اروپا)، دانشمندي به نام تيم برنرزلي گسترش اتصال دروني رايانه‌هاي دنيا را مطرح كرد و پيش‌بيني كرد كه در آينده بتوان به تمام اطلاعات و فايل‌هاي مرتب مربوط به فيزيك دسترسي يافت. در 1988 اولين برنامهء كاربردي فرامتن منتشر شد و در مارس 1989 برنرزلي به همراه روبرت كايليائو براي شروع كار پروژه‌اي را ايجاد كرد كه از طريق شبكهء رايانه‌اي دستيابي به فرامتن را فراهم مي‌كرد. پروژه‌اي به نام «تار عنكبوتي وب» كه شامل شبكه‌اي از پيوندها بود. در واقع هدف اصلي آن، اشتراك مسائل تحقياتي و همكاري ميان فيزيكدانان در نقاط مختلف بود. شبكهء وب در ماه مه 1991 پس از تحقيقات گسترده با نام وب در سرن منتشر شد و در سال 1993 به عموم معرفي گرديد. شبكهء جهاني وب يكي از جديدترين خدمات اطلاع‌رساني در اينترنت است كه نسبت به ديگر ابزارها و خدمات اينترنت به سرعت در حال رشد و گسترش است و بسياري از صاحبنظران عقيده دارند كه ظهور شبكهء جهاني وب با قابليت ارائه تصاوير گرافيكي رنگي، فيلم، صوت و متن همراه با پيوندهاي فرامتني مهمترين دليل رشد روزافزون استفاده از اينترنت است، به طوري كه مشتاقان به كارگيري وب به سرعت در حال افزايش‌اند. طبق گزارش‌هاي آماري در ژوئن سال 1993 تنها 130 سايت وب بر روي اينترنت قابل دسترسي بود در حالي كه اين ميزان تا ماه ژوئن سال 1995 به بيش از 23 هزار سايت وب رسيد. همچنين طبق برآورد شركت ديناكوئست تا پايان سال 1997 بيش از 80 ميليون رايانه به اينترنت متصل شد كه رشدي معادل 71 درصد را نسبت به سال 1996 نشان مي‌دهد. CERN در سال 1993 وب را براي استفاده به طور رايگان آزاد اعلام كرد. وب جذب كاربران در خارج از دنياي آموزشي را نيز آغاز كرده است. سازمان سرن، وب را در اختيار علاقه‌مندان به آن قرار داده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وب، نه اينترنت&lt;br /&gt;امروزه كاربران كامپيوتر سراسر جهان به استفاده از وب و اطلاعات گرافيكي آن گرايش دارند. از اين روي، اكثر رسانه‌ها، اكثر كاربران كامپيوتر، و حتي بسياري از مشاغل وصل-خط از اصطلاح «وب جهان پهنا» و «اينترنت» به يك معني استفاده مي‌كنند. اما وب فقط بخشي از اينترنت بزرگ است. چون اينترنت شامل FTP, Telnet و حوزه‌هاي ديگر، و همچنين كابلها، كامپيوترها، و سيمهاي خود شبكه نيز مي‌شود. وب در بالاي اينترنت قرار دارد و در واقع رابط اينترنت است. يك قرارداد مخصوص اينترنت قرارداد يا پروتوكل HTTP، است و اين پروتوكل است كه استفاده از وب را در اينترنت ممكن مي‌ند. مهمترين هدف اينترنت آن است كه كاربران بتوانند از اطلاعات ذخيره شده در كامپيوتر كاربر ديگر بهره بگيرند. وب يك روش جذاب براي بهره‌گيري از اطلاعات ذخيره شده در كامپيوترهاي خدمات دهنده (Server) پراكنده شده در اينترنت است. خدمات دهنده‌هاي Telnet, FTP و ساير خدمات دهنده‌ها هستند. در واقع، بعضي از شركتها از يك كامپيوتر براي چند پروتوكل مبادله داده‌هاي مختلف بهره مي‌گيرند. تنها اختلاف بين خدمات‌دهندهء FTP و خدمات‌دهندهء وب در نرم‌افزار سازگار با HTTP است كه مي‌تواند اطلاعات را با برنامهء مرورگر مبادله كند. بسياري از خدمات‌دهنده‌هاي وب رده پايين از انواع پي‌سي‌هاي مبتني بر پردازنده‌هاي اينتل هستند، در حالي كه خدمات‌دهنده‌هاي رده متوسط اغلب كامپيوترهاي قدرتمند هستند. خدمات دهنده‌هاي وب رده بالا معمولاً كامپيوترهاي يونيكس هستند و مي‌توانند مقدار انبوهي از ترافيك مرتبط با وب را اداره كنند. خدمات‌دهنده‌هاي وب و مرورگرهاي وب را استفاده از HTTP با يكديگر ارتباط برقرار مي‌كنند تا بتوانند داده‌هاي وب را كه خود به زبان HTML نوشته شده‌اند مبادله كنند. برنامه مرورگر مي‌تواند قطعات نوشته شده به اين زبان را تفسير كند و بعد صفحه مرتبط با آن را به نمايش درآورد. رمز وب، در فراپيوندهاي موجود در دل كدهاي HTML است. بنيان وب بر فلسفه فراپيوندها استوار است. هر كلمه يا تصويري در هر صفحهء وب مي‌تواند يك رابط به يك سند ديگر باشد. دسترسي به اطلاعات در FTP يا Telnetيا هر دو پروتوكل مبادلهء اطلاعات ديگر اينترنت به اين سادگي نيست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جذابيت وب&lt;br /&gt;وب يك برنامهء در حال تغيير و تكامل است و از نقش اوليهء خود در ارتباطات دانشگاهي پا فراتر نهاده و براي نشر انواع اطلاعات به شكل جالب توجه براي مخاطبان اينترنت، در نظر گرفته شده است. براي كاربران جديد اينترنت، وب يك رابط چندمنظوره برنامه‌هاي كاربردي شبكه است كه مرز ميان آنها را پنهان ساخته است. رشد و گسترش كاربرد وب به دليل قابل استفاده بودن در محيط چند رسانه‌اي همچنان ادامه دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زبان جهاني وب&lt;br /&gt;HTML زبان جهاني وب است و نيز زباني است براي تنظيم صفحاتي كه مي‌توانند انواع اطلاعات متنوع وب را نمايش دهند و همچنين براي ايجاد اسناد و رابطه ميان آنها مورد استفاده قرار مي‌گيرد. تصاوير رنگي كه بر روي وب ديده مي‌شود فرمهايي كه پر مي‌كنيد و نوارهايي كه در حال عبور بر روي صفحه‌اي ديده مي‌شود محصولاتي از زبان وب جهاني يا HTML است. شركتهاي نرم‌افزاري مختلف برنامه‌هاي خواندن و نوشتن HTML خاص خود را دارند و به فروش مي‌رسانند، اما هيچ يك مالكيت HTML را ندارند. HTML استاندارد بين‌المللي است كه توسط فرآيند سياسي پيچيده‌اي نگهداري و روزآمد مي‌شود و تا به حال به شكل بسيار خوبي عمل كرده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مرورگر وب&lt;br /&gt;مرورگر وب برنامه‌اي است براي تبادل اطلاعات با خدمت‌دهنده‌هاي وب موجود در اينترنت. با برنامه مذكور مي‌توان اسناد مورد نظر را نمايش داد. هر مرورگر بايد حداقل قادر به درك HTML و نمايش متن باشد. اما توقع كاربران اينترنت در طي سالهاي اخير افزايش يافته است. يك مرورگر وب بسيار ايده‌آل، تجربه چند رسانه‌اي كاملي را با تصاوير، صدا، ويديو، و حتي تصاوير سه بعدي در اختيار مي‌گذارد. عموماً Netscape Navigator و Internet Explorer شركت ميكروسافت مشهورترين مرورگرها هستند. هر دوي آنها مرورگرهايي با بالاترين سطح هستند و رقابت تنگاتنگي در بين آنها وجود دارد. هر دوي آنها به طور مرتب روزآمد مي‌شوند. بنابراين بهتر است هميشه نيم نگاهي به سايت وب Netscape و ميكروسافت داشته باشيد تا ببينيد كه نگارش‌هاي جديد موجودند يا خير. هر دوي آنها به طور رايگان از طريق اينترنت قابل دسترسي‌اند. اولين مرورگر وب موزائيك ناميده مي‌شد و هم اكنون نيز ويرايش‌هاي جديدي از آن در دسترس است. در ژانويه 1992 از طريق FTP در اختيار عموم قرار گرفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دروازه‌هاي وب به خدمات اينترنت&lt;br /&gt;در سند مقدمه CERN يك ارتباط فوق متني وجود دارد كه شما را به منابع دسته‌بندي شده از روي نوع برنامه كاربردي (يعني www,WAIS, FTP, gopher) هدايت مي‌كند. با پرش به اين سياهه، برنامهء مرورگر سندي را به ميان مي‌آورد كه دروازه‌اي به سوي برنامه‌هاي ديگر اينترنت است. از اين صفحهء وب مي‌توانيد به برنامه‌ها يا منابع اطلاعاتي متعددي برويد برخي از اين خدمات (Telnet, gopher, FTP, archie) هستند. علاوه بر اين، نگارش فوق متني سياههء خدمات اينترنت را نيز خواهيد يافت كه ارتباط شما را به منابع متعددي هدايت مي‌كند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خدمات وب&lt;br /&gt;«خدمات وب» از نظر افراد مختلف معاني متفاوتي دارد. از نظر بعضي، اين فناوري مهمترين دستاورد از زمان اختراع وب است و به عقيده برخي ديگر، تنها يك پيشرفت كوچك در يكپارچه‌سازي برنامه‌هاي شركتي است. به هر حال آنچه مسلم است تاكنون هيچ يك از فناوري‌ها قبل از رواج كاربردشان، مانند خدمات وب جار و جنجال به راه نينداخته‌اند. ظاهراً اين خدمات هم اكنون با عبور از مراحل تبليغات گسترده و نيز رهايي از ابهام، به سومين مرحله از چرخه چهار مرحله‌اي زندگي خود رسيده و به واقعيت نزديكتر شده‌اند.&lt;br /&gt;خدمات وب، دير يا زود براي حل مشكلات شركتهاي بزرگ، شركتهاي كوچك و كاربران نهايي، بهترين راه‌حل‌ها را ارائه خواهند داد، اگرچه هزينه اين خدمات به احتمال زياد بسيار زياد خواهد بود. چه بسا اين فناوري باعث دگرگوني ماهيت پردازش هم شود. در هر حال، بررسي دقيقتر اين پديده به شناخت و درك بهتر از اين فناوري كمك مي‌كند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مفهوم خدمات وب&lt;br /&gt;برخلاف بسياري از فناوريهاي پيشرفته پردازش، مانند كامپيوتر شخصي يا اينترنت، ماهيت فناوري خدمات وب شفاف و روشن نيست، به همين دليل، تعاريف گوناگوني از آن ارائه شده كه تقريباً هيچ يك از آنها با ديگري يكسان نيست. خدمات وب، هم به داده‌ها و هم به برنامه‌ها مي‌پردازد، اما نه به طور همزمان. بنابراين خدمات وب ممكن است به انتقال داده‌ها بين سيستم‌هاي كامپيوتري ناسازگار سهولت بخشد، يا ماجولهاي برنامه‌نويسي نوشته شده به زبانهاي مختلف و قابل اجرا و نصب در سيستم‌هاي ناسازگار را ارائه كنند و يا حتي با هم تركيب شده و برنامه‌هاي كاربردي بزرگتري را به وجود آورند. طبق اصطلاح رايج در اين صنعت، فناوري خدمات وب، يك پلت فرم مبتني بر استانداردها براي يكپارچه‌سازي اينترنت است. براي دستيابي به درك مشتركي از خدمات وب، فرض كنيد كه مالك يك شركت متوسط توليدي هستيد كه با حدود 200 عرضه كننده همكاري داريد. بيشتر اين عرضه‌كنندگان ترجيح مي‌دهند براي امور مربوط به انبارداري، فروش و ساير اطلاعات، با شركت شما، از طريق اينترنت در ارتباط باشند. از طرفي هر يك از شركتهاي عرضه كننده سخت‌افزار، نرم‌افزار وسايل ارتباطي خاص خود را دارند و شركت شما به منظور اشتراك اطلاعات با اين عرضه‌كنندگان بايد با سيستم‌هاي كامپيوتري هر يك از آنها آشنا شود. همچنين عرضه‌كنندگان بايد دربارهء سيستم شما اطلاعات كافي داشته باشند. زيرا بدون اين دانش متقابل، نه شركت شمار توانايي طراحي و ايجاد ارتباط بين سيستم‌ها و اجراي طرح و حفظ و نگهداري آن را خواهد داشت و نه ديگر عرضه‌كنندگان. برخي از خدمات وب كه ممكن است نقش مهمي را ايفا كنند، عبارتند از:&lt;br /&gt;- انتقال داده بين سيستم‌هاي سازگار&lt;br /&gt;- توزيع و به روزرساني برنامه‌هاي كاربردي&lt;br /&gt;- فروش بخشهايي از برنامه‌هاي كاربردي&lt;br /&gt;- ميزباني برنامه‌هاي كاربردي&lt;br /&gt;- ارائه خدمات اشتراك داده‌ها&lt;br /&gt;- يكپارچه‌سازي برنامه‌هاي كاربردي موجود&lt;br /&gt;- ايجاد قابليت پردازش موازي (در بالاترين سطح ممكن)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فرآيند توليد و استفاده از خدمات وب&lt;br /&gt;يكي از عناصر مهم ديگر در خدمات يا سرويس‌هاي وب، فرايند توليد و استفاده از آن است. ارائه‌كنندگان خدمات وب درباره محتواي اين خدمات، يعني داده‌ها و برنامه‌نويسي و يا هر دو تصميم مي‌گيرند. خدمات وب ممكن است شامل داده‌ها يا برنامه مربوط به پيش‌بيني وضعيت هواي يك شهر باشد. به ويژه، اگر براي ارائه اين سرويس وب برنامه‌نويسي هم انجام شده باشد، آنگاه ارائه‌كننده خدمات درباره عملكرد يا وظايف خدمات تصميم مي‌گيرد. به علاوه اين خدمات ممكن است حاوي يك فرآيند محاسبه يا انجام مبادلات باشد. تأمين‌كنندگان خدمات همچنين مي‌توانند درباره شرايط دسترسي مصرف‌كنندگان به اين خدمات و حق اشتراك و تأييد هويت آنها نيز تصميم بگيرند. به طور كلي، تأمين‌كنندگان خدمات وب يك بسته نرم‌افزاري توليد مي‌كنند كه حاوي خدمات مفيدي است. مصرف‌كنندگان مي‌توانند با مراجعه به يك فهرست، حاوي تعداد بسيار زيادي از خدمات، موضوع مورد نياز خود را جستجو كنند. محتواي خدمات وب ممكن است بسيار كوچك (در حد يك بيت) يا بسيار بزرگ (در حد يك برنامه كامل) باشد. اما به دليل اهميت عملكرد آن با حجم بيشتر خدمات وب متوسط است و دريافت آن از شبكه مستلزم صرف زمان زيادي نيست. بنابراين محتوا و كاربردهاي خدمات وب، محلي كه در دسترس قرار مي‌گيرند و نحوه استفاده كاربران از آنها بسيار متنوع است. به عبارت ديگر توان بالقوه زيادي در اين بازار وجود دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خدمات وب و آدرسهاي اينترنتي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- INGRAM MICRO ASIA PTELTD&lt;br /&gt;زمينه فعاليت: خدمات مختلف وب&lt;br /&gt;وب: http://www.ingrammicro.com/ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- MA CONSULTING SERVICES PTELTD&lt;br /&gt;زمينه فعاليت: مشاوره و توليد نرم‌افزار&lt;br /&gt;وب: http://www.mabms.com.sg/  &lt;br /&gt;پست الكترونيكي: mabms@pacific.net.sg &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- STAMFORD TECHNOLOGIES PTELTD&lt;br /&gt;زمينه فعاليت: مشاوره و توليد نرم‌افزار&lt;br /&gt;وب: http://www.mabms.com.sg/ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پست الكترونيكي: mabms@pacific.net.sg  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- STAMFORD TECHNOLOGIES PTELTD&lt;br /&gt;زمينه فعاليت: خدمات وب و تجارت الكترونيكي&lt;br /&gt;وب: http://www.stamford.com.sg/  &lt;br /&gt;پست الكترونيكي: stamfad@singnet.com.sg  &lt;br /&gt;- UNICOMPS OF TWARE PTELTD&lt;br /&gt;زمينهء فعاليت: خدمات وب، تجارت الكترونيكي و برنامه‌هاي تحت شبكه&lt;br /&gt;وب: http://www.unicomp.com.sg/  &lt;br /&gt;پست الكترونيكي: ram@unicomp.com.sg  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- VITNET PTELTD&lt;br /&gt;زمينهء فعاليت: طراحي استراتژيك، خدمات وب، برنامه‌ويسي و توليد مالتي مديا&lt;br /&gt;وب: http://ww.vitnet.com.sg/  &lt;br /&gt;پست الكترونيكي: contact@vitnet.com.sg  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- WEBVISIONS PTELTD&lt;br /&gt;زمينهء فعاليت: خدمات وب، برنامه‌نويسي و طراحي گرافيكي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وب: http://www.webvisions.com/ &lt;br /&gt;پست الكترونيكي: sales@webvisions.com&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تعيين‌كنندگان ماهيت خدمات وب&lt;br /&gt;خدمات وب به دو گروه اصلي «جاوا» و «مايكروسافت» تقسيم مي‌شوند. اما دربارهء اينكه كدام يك از اين دو گروه بهترين روش ممكن را عرضه مي‌كنند، اختلاف نظر وجود دارد. مايكروسافت از يك استراتژي دو مرحله‌اي با يك ساختار متحد كننده، يعني معماري NET بهره مي‌برد. برنامه‌هاي “visual studio.net” و “NET SERVER” ابزارهاي توسعه خدمات وب را به برنامه‌نويسان و شركتهاي نرم‌افزاري ارائه مي‌هند و برنامه “Net my services” كه مايكروسافت با آن به خدمات وب خود شامل NET ALERTS (خبر و اطلاعات). NET WALLET (تأييد خريد) و NET INBOX (پست) را به فروش مي‌ساند.&lt;br /&gt;اما در گروه جاوا و به ويژه براي خدمات وب تحت (Java 2 Enterprise Edition) J2 EE چند شركت بزرگ از جمله سان مايكرو و سيتمز، آي.بي.ام، هيولت پاكارد و اوراكل قرار مي‌گيرند. اعضاي اين گروه در واقع فقط به لحاظ انگيزه رقابت با مايكروسافت، اتفاق‌نظر دارند. مايكروسافت ظاهراً از نظر خدمات وب پيشرفت بيشتري از جاوا كرده است. اما جاوا در مجموع از مايكروسافت جلوتر است. تعدادي از توليدكنندگان اين دو گروه نيز سازمان (Web Services Interoperabilites) WS-I را به وجود آورند. مايكروسافت و آي.بي.ام از زمرهء بنيانگذاران اين سازمان بودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;استانداردهاي خدمات وب&lt;br /&gt;كساني كه در زمينهء پردازش تجربه كافي دارند، از مدتها پيش با فكر توزيع داده‌ها و برنامه‌هاي كاربردي از طريق شبكه آشنا بوده‌اند. در واقع، منشاء اين طرح به چندين دههء گذشته، حتي در زمان ظهور كامپيوتر، برمي‌گردد. با هدف توليد فناوري براي پردازش توزيعي، تلاشهاي زيادي صورت گرفته است. براي مثال، CORBA, IIOP, DCOM, OSI نمونه‌هايي هستند كه فوراً به ذهن خطور مي‌كنند. بيشتر اين تلاشها، كم و بيش موفق بوده‌اند اما به دليل پيچيدگي و دشواري برنامه‌ريزي، هيچ يك از آنها به طور گسترده مورد قبول واقع نشده‌اند. در اين محتوا، خدمات وب به سه دليل مورد توجه قرار گرفته‌اند:&lt;br /&gt;الف) پياده‌سازي آنها نياز به هوش و مهارت استثنايي ندارد. به عبارت ديگر، برنامه‌نويسان عادي هم مي‌توانند اين خدمات را راه‌اندازي كنند.&lt;br /&gt;ب) اينترنت يك شبكه عمومي بسيار موفق ارائه مي‌كند كه از نظر تعداد كاربر با هيچ شبكه ديگري قابل مقايسه نيست.&lt;br /&gt;ج) استانداردهايي كه خدمات وب از آنها پيروي مي‌كنند تاكنون بيش از استانداردهاي قبلي مورد قبول واقع شده‌اند. مهمترين اين استانداردها، (Extenensible markup language) XML است. اين استاندارد كه كنسرسيوم وب جهاني (W3C) در اصل آن را براي تقويت HTML و ارائه قابليتهاي مورد نياز طراحي كرد، اساس بسياري از استانداردهاي ديگر از جمله استانداردهاي خدمات وب را تشكيل مي‌دهد. استاندارد XML مسئول توصيف داده‌هايي است كه بخش عمده آنها با پيروي از استاندارد (Hypertext Transfer Protocol) HTTP منتقل مي‌شوند. فهرست راهنما يا محل يافتن خدمات وب، توسط (Universal Description Discover and Integration) UDDI استاندارد شده است. پروتكل (Simple Object Access Protocul) SOAP براي توصيف روشهاي نرم‌افزاري ارتباطي، استاندارد بسته‌بندي ارتباطات مياني براي تبادل داده‌ها بين ساير برنامه‌هاي كاربردي مورد استفاده قرار مي‌گيرد.&lt;br /&gt;پروتكل (Web Services Description Language) WSDL، تعاريف XML را براي قابليتهاي سطح بالا و جزئيات فني خدمات وب ارائه مي‌كند. مجموعه اين پروتكل‌ها، اطلاعات و روالهايي را براي خدمات بسيار پيشرفته وب ارائه مي‌كند. در عين حال، اين پروتكل‌ها به دليل عدم پيچيدگي، قابل ايجاد و مديريت به وسيله برنامه‌هاي كامپيوتري هستند و نيز برنامه‌نويسان و كاربران ناگزير به پذيرش مسئوليت ايجاد و استفاده از خدمات وب نيستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;استانداردهاي وب&lt;br /&gt;وب با يك مجموعه مشخصات و پروتكل مخصوص تعريف شده است. توليد‌كننده‌هاي نرم‌افزار از اين مشخصات براي ساخت و اجراي مرورگرهاي web و برنامه‌هاي رايانه سرويس‌دهنده يا server در شبكه‌هاي وب استفاده مي‌كنند. تأثير متقابل بين مرورگرهاي وب و رايانه‌هاي سرويس‌دهنده شبكه‌هاي وب توسط HTTP تعريف شده است. مرورگرهاي وب پيغامها را با استفاده از اين پروتكل به رايانه سرويس‌دهندهء شبكه‌هاي وب ارسال مي‌كنند. اين به معناي درخواست اطلاعات است. قراردادهاي آدرس‌دهي قديمي اينترنت، براي تعيين رايانه‌هاي متصل شده به شبكهء خاصي است. نام رايانه‌هاي داراي IP مستقل متصل به اينترنت و آدرس‌ها هر دو استفاده مي‌شوند. ليكن اين روش كار را مشكل مي‌سازد، به نحوي كه نياز بود كاربران اينترنت از طريق كشوها و پرونده‌هاي سيستم‌هاي عامل، كار جستجو را دنبال كنند. پروتكل URL محل منابع (پرونده‌ها، مستندات يا حتي بخشي از يك سند) را در گسترهء وب تعيين كرده و به آن دسترسي پيدا مي‌كند. مرورگرهاي وب با استفاده از URL در HTTP تقاضاهايي را به رايانه‌هاي سرويس‌دهنده شبكه‌هاي دوردست ارسال مي‌كنند. آنها تقاضاي اطلاعات رادقيقاً با شبكه‌اي كه منابع در آن وجود دارد ارسال مي‌نمايند. اطلاعات منتقل شده از مراكز شبكه‌ها به مرورگرهاي وب وارد شده و به همان شيوه‌اي كه در شبكهء مبداء وجود دارند، نمايش داده مي‌شوند. اجزاي مختلف صفحات وب براي كارهاي مختلف با استفاده از HTM2 ساخته مي‌شوند. مهمترين كار اين قطعات، ارتباط متن يا تصوير با ساير بخشهاي همان صفحه، صفحات ديگر يا منابع ديگر است. اين ارتباط ممكن است با منابع روي شبكه‌هاي ديگر متصل به اينترنت باشد.&lt;br /&gt;تمام اطلاعاتي كه كاربران اينترنت جستجو مي‌كنند در فرمت HTML نيست، بلكه بانكهاي اطلاعاتي بزرگ، از ديگر منابع مهمي هستند كه در اينترنت قابل دسترس مي‌باشند. خصوصاً زماني بهتر عمل مي‌شود كه اين منابع با فرمت اصلي باشند. CGI مكانيزمي براي نمايش و كار با اطلاعاتي است كه با فرمتهاي غير از وب هستند. با اين شيوه، منابع مهم با فرمت بانكهاي اطلاعاتي را از طريق وب مي‌توان در اختيار ديگران قرار داد. البته جمع‌آوري اطلاعات از اين نوع منابع با هدف مبادلات تجاري از طريق وب كاملاً حساس و فني است. تنها طراحي فرمها براي جمع‌آوري اطلاعات از طريق وب كافي نيست. بلكه مكانيزم‌هاي خارج از رايانه سرويس‌دهندهء شبكه (Server) نياز است تا آن اطلاعات را پردازش كند. CGI يك ارتباط بين Webserver و بقيه فرآيند تجاري برقرار مي‌كند. در پايان، پروتكلهاي حفاظت و ايمني مناسب در وب شامل SSL و S-HTTP مي‌باشند. لازم به توضيح است كه اين پروتكلها، اميني و حفاظت لازم را روي پروتكل‌هاي موجود بين مرورگرهاي وب و رايانه‌هاي سرويس‌دهنده وب كه آنها را پشتيباني مي‌كنند ايجاد مي‌نمايند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تجارت در وب&lt;br /&gt;با توجه به سادگي كار و ظاهر كاملاً گرافيكي، وب محيطي بسيار مناسب براي تجارت است. مهمترين مانع تجاري كردن اينترنت، حمايت سازمانهاي دولتي براي اهداف فقط تحقيقاتي تا سال 1990 بود. پس از آن كمك‌هاي مالي دولت قطع شد و ديگر تجديد نشد. موانع ديگر از قبيل صنعت نفوذ بازار و نبود مكانيزم‌هاي لازم براي ايمني و حفاظت به سرعت كمرنگ شدند و مشتريان و بازرگانان به اينترنت هجوم آوردند و صاحبان تكنولوژي و علوم رايانه و ارتباطات تمام تلاش خود را در رفع مشكلات حفاظت و ايمني در اينترنت صرف كردند. مشتري به سادگي وارد سايت وب متعلق به شركت‌ها مي‌شود و اطلاعات آن شركت و محصولات آن را مطالعه مي‌كند. اگر فروشنده موفقي باشد با نفوذ در تصميم‌گيري مشتري و جلب اعتماد وي، يك سفارش كالا مي‌سازد. به اين ترتيب، مشتري فرم سفارش خريد را تكميل مي‌كند. شيوه‌اي كه فروشنده اطلاعات را عرضه‌ مي‌كند، چه در شبكه و چه در خارج از شبكه، سطح اعتماد مشتري را تعيين مي‌كند. محتويات صفحه وب، شامل محصولات و توضيحات و قيمت و نحوه توزيع، مشتري را در تصميم‌گيري كمك مي‌كند. بقيه كارها بر عهده وب است. اما ممكن است به سازوكارهاي ديگري هم نياز باشد. برايمثال، خريد كالايي الكترونيكي مانند مقاله علمي، تماماً مي‌تواند با وب انجام گيرد. خريدار مقاله موردنظر را انتخاب و شماره كارت اعتباري خود را وارد مي‌كند و خدمات‌رسان وب آن را به رايانه شخص تقاضادهنده منتقل مي‌كند. براي تجارت در سطح وب به نكاتي بيش از ايمني انتقال نياز است. به مكانيسم‌هاي پردازش كامل فروش نياز است. اين مكانيسم‌ها شامل جمع‌آوري اطلاعات فروش از طريق وب، انتقال اطلاعات به سيستمهاي مناسب در سازمان فروشنده يا خارج از سازمان (به شركتهايي كه خدمات تأييد كارت اعتباري را برعهده دارند) مي‌باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دروازه‌هاي وب به خدمات اينترنت&lt;br /&gt;در سند مقدمه CERN يك ارتباط فرامتني وجود دارد كه شما را به منابع دسته‌بندي شده از روي نوع برنامه كاربردي (يعني www, WAIS, FTP, gopher) هدايت مي‌كند با پرش به اين سياههء، برنامه مرورگر، سندي را به ميان مي‌آورد كه دروازه‌اي به سوي برنامه‌هاي ديگر اينترنت است. از اين صفحه وب مي‌توانيد به برنامه‌ها يا منابع اطلاعاتي متعددي برويد برخي ازاين خدمات (telnet, gopher, ftp, archie) هستند علاوه بر اين، نگارش فوق متني سياههء خدمات اينترنت را نيز خواهيد يافت كه ارتباط شما را به منابع متعددي هدايت مي‌كند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سخت‌افزار‌و‌نرم‌افزار‌موردنياز براي‌دستيابي‌به وب&lt;br /&gt;الف. سخت‌افزار موردنياز&lt;br /&gt;با وجود اين كه مي‌توان از هر رايانه‌اي كه ويندوز 1/3 را اجرا مي‌كند (شامل پردازنده 386 با حداقل 2 تا 4 مگابايت حافظه) به وب جهاني دستيابي پيدا كرد، براي بهره‌گيري كامل از آنچه كه وب عرضه مي‌كند به سيستم نسبتاً قدرتمندي نياز است. حداقل پيكربندي عملي براي استفاده از ويندوز 1/3 با ويندوز 95 رايانه‌اي 66/486 با 8 مگابايت حافظه است تا زماني كه نخواهيد تعداد زيادي پرونده را به رايانه منتقل كنيد، حداقل فضاي ديسك سخت 300 مگابايت كافي است. شما به كارت گرافيك VGA نياز خواهيد داشت و با وجود اين كه با داشتن كارت ويديويي كه فقط 16 رنگ را پشتيباني مي‌كند كارتان به راه مي‌افتد (اگر بخواهيد آنچه ظاهر مي‌شود گرافيكي بدون رنگ و خسته كننده باشد، يا بخواهيد از مرورگر متني وب استفاده كنيد)، اغلب گرافيكهايي كه به آنها برخواهيد خورد حداقل با كارت ويديويي 256 رنگ بسيار بهتر به نظر خواهند رسيد. نكته آخر اما با اهميت ساير موارد اين است كه براي حركت در وب به مودم احتياج داريد. حداقل سرعت مودم كه بايستي در نظر بگيريد، 14400 بيت در ثانيه است، و احتمالاً اين سرعت را نبايستي در نظر بگيريد مگر اين كه مودمي با اين سرعت را به رايگان به شما بدهند.&lt;br /&gt;براي بهره‌گيري از بعضي منابع ويژه به مودم ويژه وب به مودم 8/28 تا 6/33 (33600/28800 بيت در ثانيه) نياز است. حال اگر مي‌خواهيد كه از پيكربندي «حداقل» صرفنظر و شروع به پيكربندي واقعي‌تري كنيد، رايانه‌اي با پردازندهء پنتيوم با 16 مگابايت حافظه (ترجيحاً 22 مگابايت) و گردانندهء ديسك سخت 1 گيگابايتي كارت ويديويي سوپر VGA با يك مگابايت حافظه ويديويي (كه 256 رنگ را بدون شكل پشتيباني مي‌كند) و مودم 6/33-8/28 را انتخاب كنيد. مورد ديگري كه بايد بر روي آن سرمايه‌گذاري كنيد كارت صدا است. هم اكنون وب بيشتر با محتوي چند رسانه‌اي تقويت مي‌گردد كه بيشتر صداست و براي شنيدن صداي مبتني بر وب به كارت صدا، همچنين بلندگو يا هدفون نياز خواهيد داشت اگر قصد استفاده از محصولات تلفن بر روي وب مانند Internet phone را داريد، به ميكروفون نيز نياز خواهيد داشت. سخت‌افزار ديگري كه نياز خواهيد داشت، گردانندهء ديسك فشرده است. گردانندهء ديسك فشرده براي دستيابي به وب اساسي نيست، اما درخواهيد يافت كه بسياري از نرم‌افزارهاي تجاري هم اكنون به جاي ديسكهاي فلاپي بر روي ديسك فشرده توزيع مي‌شوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ب. نرم‌افزار موردنياز&lt;br /&gt;براي بهره‌گيري هرچه بيشتر از اينترنت نياز به سيستم عامل با رابط گرافيكي كاربر مانند: ويندوز 95، ويندوز System 7.5.X, NT مكينتاش، يا ايكس ويندوز بر روي رايانه داريد. مي‌توانيد با استفاده از ويندوز 1/3 متصل شويد، اما به خاطر كارايي بهبود يافته نرم‌افزار 32 بيتي تمايل بسيار زيادي نسبت به اين نرم‌افزارها وجود دارد كه به معني نياز به ويندوز 95 يا NT است. رابط گرافيكي كاربر براي دستيابي به اينترنت اساسي نيست، اما بايد توجه كنيد كه احتمالاً درصد زيادي از وقتتان را صرف مرور وب خواهيد كرد و اگرچه كه مي‌توانيد وب را در حالت متني ببينيد، اما اگر تصاوير و رنگ‌ها را نيز درعمل مرور در نظر بگيريد، ديد حاصل به ميزان قابل توجهي بهتر مي‌شود كه اين به معناي لزوم استفاده از سيستم عاملي با رابط گرافيكي كاربر است.&lt;br /&gt;به نرم‌افزار نيز نياز خواهيد داشت ويندوز 95 و ويندوز NT تمام نرم‌افزارهاي موردنياز براي اتصال به اينترنت را فراهم مي‌كنند. همين كار را يونيكس نيز انجام مي‌دهد. اگر در حال استفاد از مكينتاش اپل مي‌باشيد. چندين بسته نرم‌افزاري خوب دستيابي به اينترنت وجود دارند كه مي‌توانيد به ارزاني آنها را تهيه كنيد. اگر فعلاً در حال استفاده از نرم‌افزار جديد macos8 مي‌باشيد، اتصال به اينترنت قبلاً در دسترس شما مي‌باشد. ابزاري كه براي دستيابي به اطلاعات وب از آن استفاده خواهيد كرد مرورگر نام دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نرم‌افزار اينترنت ويندوز 95&lt;br /&gt;اگر در حال استفاده از ويندوز 95 هستيد، مجموعه‌اي از نرم‌افزارهاي از قبيل نصب شده وجود دارند كه در متصل شدن به اينترنت به شمال كمك مي‌كنند. نسخه‌هاي قديمي‌تر ويندوز 95 ممكن است نرم‌افزارهاي اينترنت را در اختيارتان قرار ندهند، اما مادامي كه مرورگري داريد بايستي همه چيز درست باشد. ويرايش‌هاي جديدتر سيستم عامل ويندوز 95 هرآنچه را كه براي اتصال و استفاده از خدمات اينترنت نياز داريد، در اختيارتان قرار مي‌دهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نرم‌افزار اينترنت ويندوز 1/3&lt;br /&gt;درصد زيادي از نرم‌افزارهاي بسته‌بندي شده براي دستيابي به اينترنت براي ويندوز 95 طراحي مي‌شود، اما تعدادي از آنها نيز بر روي سيستم ويندوز 1/3 عمل مي‌كنند. اما با مطرح كردن اين موضوع با فراهم كننده خدمات اينترنت‌تان باعث صرفه‌جويي در هزينه مي‌شويد. اغلب فراهم‌كنندگان خدمات اينترنت نرم‌افزار و دستورالعمل‌هاي آماده‌سازي سيستم را در اختيارتان قرار مي‌دهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نرم‌افزار يونيكس و مكينتاش&lt;br /&gt;اگر در حال كار با سيستم مبتني بر يونيكس هستيد بيشتر نرم‌افزار مورد نياز براي دستيابي به اينترنت از طريق فراهم‌كنندهء خدمات به همراه سيستم عامل عرضه مي‌گردد. اگر از اين موضوع مطمئن نيستيد، موضوع را با فراهم‌كنندهء خدمات اينترنت مطرح كنيد. بسته‌هاي نرم‌افزار تجاري دستيابي به اينترنت براي يونيكس زياد نيستند، بسته‌هاي نرم‌افزاري تجاري دستيابي براي كاربران مكينتاش به اندازهء نرم‌افزارهاي قابل دسترسي در دنياي ويندوز نيست و مي‌توان گفت كه اين نرم‌افزارها نسبتاً متروك هستند. وجود برنامه‌هاي كمكي مكينتاش و دستورالعمل آماده‌سازي آنها را با فراهم‌كنندهء خدمات مطرح كنيد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;صفحه‌هاي وب و سايت‌هاي وب چه هستند؟&lt;br /&gt;هر صفحه وب سند HTML (زبان وب جهاني) است كه در يك خدمتگر وب ذخيره مي‌شود. هر سايت وب مجموعه‌اي از صفحه‌هاي وب است كه به شخص يا سازمان خاصي تعلق دارد. اِرل يا URLهاي اين صفحه‌ها عموماً پيوند مشتركي دارند كه نشاني صفحه خانگي سايت است.&lt;br /&gt;صفحه خانگي «وب ورودي» سايت است و براي آن آماده‌ مي‌شود تا مشاهده‌كنندگان را در پيدا كردن هر آنچه كه در آن سايت برايشان جالب است ياري كند URL صفحهء خانگي به عنوان URL سايت وب هم عمل مي‌كند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سايت‌هاي وب&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- Microsoft Frontpage &lt;br /&gt;http://www.microsoft.com/frontpage/&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;صفحهء خانهء رسمي ميكروسافت براي Frontpage 2000 و نگارش‌هاي قبلي نرم‌افزار براي ديدن خصوصيات محصول، پشتيباني‌هاي فني و سفارش وصل-خط، ابتدا اين سايت را بازديد كنيد.&lt;br /&gt;مي‌توانيد از بانك اطلاعاتي ميكروسافت براي اطلاعات دربارهء رفع اشكالات وابسته به Frontpage بهره جسته و دربارهء پيشنهادهاي رايگان، مطالعه داشته باشيد و در ضمن از طريق اين سايت مي‌توانيد يك مجلهء پست الكترونيكي ماهيانه به نام Microsoft Frontpage Bulletin را نيز مطالعه كنيد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- Chriss frontpage information web &lt;br /&gt;http://gazzpino.com/frontpage/&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر مايليد تجربه‌اي از طراحان وب Frontpage داشته باشيد. سايت وب Frontpage chris calabres’es را بازديد كنيد. يك كاربر كه از ژانويه 1997، از Frontpage استفاده كرده است. Calabrese نكته‌هاي سريع و راه‌حل‌هاي مشكلات را ارائه كرده و راهنمايي براي منابع اينترنتي كاربرانFrontpage است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- The Frontpage network&lt;br /&gt;http://www.Frontpage.network.com/&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;محل ديگري از اطلاعات و اتصالات در Frontpage, Network.Frontpage شامل سؤال و جوابهاي مكدر و فايل‌هاي متعددي دربارهء موضوعات اين مبحث، نظير تِم‌ها، پست الكترونيكي، دكمه‌هاي حساس به ماوس Personal web server و قاب‌هاست. و نكته‌هاي كاربردي زياد نيز در اين سايت وجود دارد و در ضمن يكي از اولين سايت‌هايي بود كه در كنار ميكروسافت Frontpage 2000 را تحت پوشش قرار داده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Dynamic Net Frontpage Support &lt;br /&gt;http://dynam:cnet.net/support/Frontpage/htm&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هرچند به اندازهء ديگر سايت‌هاي وب توسعه ندارد، اتصالات به مستندات مفيد منتشر شده به وسيله ميكروسافت، نكته‌هاي گروههاي جديد، سايت‌هاي وب و كتاب‌هاي وابسته به نرم‌افزار و ديگر اطلاعات در اين رابطه را در اختيارتان مي‌گذارد. اين يكي از تنها سايت‌هايي است كه علاوه بر Active serverpage روي Frontpage هم تمركز كرده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- Frontpage world&lt;br /&gt;http://www.frontpageworld.com/&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;راهنمايي براي Frontpage 2000 كه توسط Paul Calligan، يكي از ويرايشگران اين كتاب، منتشر شده است. كمك‌هايي براي استفاده از كتاب‌ها، سايت‌ها و برنامه‌هاي آموزشي در دسترس براي Frontpage 2000 و اطلاعات مجله‌اي جديد، در اين سايت قابل دسترسي است.&lt;br /&gt;- &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Web hosting providers that support Frontpage&lt;br /&gt;http://microsoft.saltmine.com/Frontpage/wpp/list&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بانك اطلاعاتي حاوي فراهم‌كننده‌هاي ميزبان وب كه Frontpage را پشتيباني مي‌كنند به وسيلهء ترتيب محلي يا الفبايي قابل نمايش است، و بانك اطلاعاتي اختصاصي نيز براي فراهم‌كننده‌هاي داخلي وجود دارد. بسياري از فراهم‌كننده‌ها، ميزباني رايگان ارائه مي‌كنند، كه هنگام آموزش و امتحان نرم‌افزار بسيار مهم و مفيد است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- The complete web master&lt;br /&gt;http://abiglime.com/webmaster/arlicles/Frontpage.htm/&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سايت Online براي توليدكننده‌هاي وب، كه بيش از 30 موضوع جالب و مفيد دربارهء Frontpage از سپتامبر 1997، در آن جمع شده است. در ضمن بخشي در آن است كه به ديگر فن‌آوري‌هاي وب كه ممكن است برايتان جالب باشد، اختصاص دارد. مثل Javascript, CGI و جاوا.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- Acme Information Services&lt;br /&gt;http://www.acminfo.com/&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يك توليدكنندهء خدمات اينترنت در minn, Minneapolis كه اولين شركتي است كه ميزباني Frontpage 2000 را ارائه داده و در نتيجه راهنمايي‌ها دربارهء وب‌هاي Frontpage و طريقهء انتشار آنها از اين سايت، قابل دريافت است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وب جهاني چگونه كار مي‌كند (نحوهء كار وب)&lt;br /&gt;براي اين كه دريابيد كه وب چگونه كار مي‌كند ابتدا بايد آن را از اينترنت بزرگ متمايز كنيد. اينترنت شامل سخت‌افزار، مانند سيمها، كابلها، و همچنين انواع مختلفي از پروتوكلها و نرم‌افزارهاست. اينترنت به عنوان ساختار پشتيباني كنندهء وب، و همچنين Telnet, FTP و Usenet عمل مي‌كند.&lt;br /&gt;خصوصيت فراپيوند (Hyperlink)، وب را از ساير بخشهاي اينترنت متمايز مي‌كند. فراپيوندها، كه در اسناد HTML قرار دارند، به كاربران امكان مي‌دهند كه به فوريت و به سادگي به متن، گرافيك، و داده‌هاي ديگر روي وب دسترسي پيدا كنند. كافي است روي يك فراپيوند ضربه‌اي بزنيد، برنامهء مرورگر شما اطلاعات مربوط به آن را كه در يك خدمت‌دهندهء وب مستقر در يكي از گوشه‌هاي جهان است بازيابي مي‌كند. در زير مراحل سرزدن به يك پايگاه وب شرح داده شده است.&lt;br /&gt;1. يك URL (نشاني وب) در ميدان نشاني برنامهء مرورگر خود تايپ مي‌كنيد و كليد Enter در صفحه كليد را مي‌زنيد، برنامهء مرورگر به ISP محلي (Local ISP) شما مي‌رود و از طريق شبكهء ارتباطي، يك ارتباط با يك خدمت‌دهندهء (Domain Name System) DNS برقرار مي‌كند.&lt;br /&gt;2. خدمت‌دهندهء DNS نشاني وب را به «نشاني IP» عددي ترجمه مي‌كند و آن اطلاعات را به برنامهء مرورگر تحويل مي‌دهد.&lt;br /&gt;3. برنامهء مرورگر «نشاني IP» درست را مي‌يابد و با خدمات‌دهندهء پايگاه وب آن نشاني ارتباط برقرار مي‌كند.&lt;br /&gt;4. حال كه برنامهء مرورگر «نشاني IP» درست را دارد به ISP بازمي‌گردد و از طريق آن و مسيريابها و فراهم‌كننده‌هاي ديگر مقصد نهايي را مي‌يابد.&lt;br /&gt;5. وقتي اتصال با خدمت‌دهندهء وب مقصد برقرار شد برنامهء مرورگر شما يك فرمان GET براي دريافت اطلاعات موردنظر ارسال مي‌كند.&lt;br /&gt;6. خدمات دهنده وب، اطلاعات درخواستي را پيدا مي‌كند و به صورت يك صفحه وب با (اطلاعات درخواستي ديگر) به طرف شما مي‌فرستد.&lt;br /&gt;اگر خدمات‌دهنده‌هاي ريشه به نشاني IP پاسخ بدهد، برنامهء مرورگر مي‌تواند آن خدمات‌دهندهء خاص را پيدا كند. اگر يك نشاني IP حاوي بيش از يك نوع خدمات‌دهنده باشد برنامهء مرورگر شما از خدمات‌دهندهء اصلي اينترنت يا شبكهء آن شركت رهنمودهايي براي كامپيوتر ميزبان وب مي‌پرسد كه معمولاً كامپيوتري است كه نرم‌افزار خدمات‌دهندهء وب را اجرا مي‌كند. در اغلب اوقات، برنامهء مرورگر شما مجبور است اين مسير پيچيده را براي هر يك از صفحات وب طي كند. اما در شبكه‌ها، مدير شبكه مي‌تواند يك خدمات‌دهندهء شبكه را طوري برپا كند كه اگر كسي به صفحه‌اي سرزد بعدها بتواند آن را از حافظه تحويل بگيرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مسير خدمات وب&lt;br /&gt;با آن كه بسياري از پايگاههاي وب براي شما امكان دسترسي به يك خدمات‌دهندهء وب را فراهم مي‌سازد، ترافيك شديد روي وب مي‌تواند در مواردي جلوي اين امكان را بگيرد. به عنوان مثال خدمات‌دهنده وبي كه يك پايگاه بزرگ و پرطرفدار را پشتيباني مي‌كند تحت صدها يا حتي هزاران درخواستي كه به يك باره مي‌رسند به سادگي مي‌تواند ضربه بخورد. بعضي از مديران پايگاه براي كاستن از بار اضافي بر روي خدمات‌دهنده و كنترل جريان ترافيك وب از پراكسيهاي (Proxy) وب و پايگاههاي آينه‌اي (Mirrorsite) بهره مي‌گيرند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;الف. پراكسي وب&lt;br /&gt;پراكسي را دروازه يا gateway نيز مي‌نامند. پراكسيها «پليسهاي راهنمايي» وب هستند و مي‌توانند كمي از باريك خدمات‌دهندهء پركار را بردارند. خدمات‌دهندهء وب اصلي يك شركت مسير درخواستها را به يك خدمات‌دهندهء پراكسي وب HTTP سوق مي‌دهد، كه از آنجا درخواست‌ها به خدمات‌دهندهء وب واقعي ارسال مي‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ب. پايگاه‌هاي آينه‌اي&lt;br /&gt;اين روش نيز مي‌تواند از ترافيك وب بر روي يك خدمات‌دهنده بكاهد. اين نسخه‌هاي دقيق پايگاه وب اصلي بر روي خدمات‌دهنده‌هاي وب ديگر در مكانهاي مختلف قرار دارد. كاربران فقط روي يك فراپيوند بر روي يك صفحهء وب تقه مي‌زنند تا به پايگاه آينه دسترسي پيدا كنند. پايگاههاي آينه، كه براي كاستن از تعداد درخواست‌هاي برنامه‌هاي مرورگر كه به مسيرياب Router) يا يك وسيلهء سخت‌افزاري كه يك ساختمان را به اينترنت با شبكه‌هاي ديگر وصل مي‌كند) يك شركت مي‌رسد طراحي مي‌شوند مي‌تواند حتي با پراكسيها نيز به كار بروند.&lt;br /&gt;با اين حال، هدايت به يك پايگاه آينه مؤثرترين روش براي كاستن از ترافيك سنگين وب نيست. در مقابل، بسياري از پايگاههاي بزرگ مانند ياهو، اكسايت، و ميكروسافت از سيستم‌هاي تحويل ظرفيت بهره مي‌گيرند كه وقتي كاربران را به پايگاه آينه هدايت مي‌كنند كه پايگاه وب اصلي بسيار مشغول باشد. علت اين كه گاهي مي‌بينيد كه نشاني وبي كه در ميدان نشاني برنامهء مرورگر تايپ كرده‌ايد فرق كرده است همين است. اين تغيير نشاني دلالت بر اين دارد كه شبكه مسير را به يك پايگاه ديگر هدايت كرده است. اين روش را «تعادل‌سازي بار» (Load Balancing) مي‌نامند. به عنوان مثال، مديران پايگاه وب ممكن است كاربران را به طرف چندين خدمات‌دهندهء وب كه در نقاط مختلف جهان پراكنده‌اند هدايت كنند تا از بار ترافيكي روي كل يك شبكه بكاهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پروتوكل‌هاي اصلي&lt;br /&gt;چه پايگاه‌ها از پراكسي بهره بگيرنده و چه از پايگاه آينه‌اي، HTTP، كه بالاي IP به اجرا درمي‌آيد، ترافيك وروردي و خروجي خدمات‌دهنده‌هاي وب را هدايت مي‌كند. با اين حال، پروتوكلهاي ديگري نيز بر روي وب كار مي‌كنند تا به كاربران امكان بدهند كه از ويدئوي جرياني (Streaming) صدا، و ساير فايلهاي غير HTTP بر روي وب استفاده كنند. وب روي IP اداره مي‌شود. IP پروتوكلي است كه اينترنت را اداره مي‌كند. با وجود اين، وب امروزي شامل ويدئوي جرياني، صدا، و ساير اطلاعات چند رسانه‌اي نيز هست. بنابراين، چندرسانه‌اي و ساير انواع داده‌ها بايد با پروتوكل HTTP سازگار باشند. صدا، ويدئو، و ساير داده‌هاي غير HTTP معمولاً روي خدمات‌دهنده‌اي قرار مي‌گيرند كه از فايل صفحهء وب جداست، هرچند لازم نيست كه حتماً خدمات‌دهندهء وب باشند. براي رسيدن به اين فايلهاي چندرسانه‌اي در شبكه، خدمات‌دهندهء حاوي اين داده‌ها بايد بتوانند با يك خدمات‌دهندهء وب صحبت كند. وقتي روي يك رابط HTML به يك ويدئو تقه مي‌زنيد، برنامهء مرورگر وب شما با خدمات‌دهندهء حاوي آن ويدئو به جاي HTTP با استفاده از يك پروتوكل ويژهء چندرسانه‌اي ارتباط برقرار مي‌كند. سپس برنامهء مرورگر و خدمات‌دهنده با يكديگر «همكاري» مي‌كنند تا ويدئوي جرياني را بفرستند و پخش كنند. پروتوكلهاي متعددي با محويات وب غيرمتني كار مي‌كنند تا چندرسانه‌اي پخش شود. به عنوان مثال، وقتي آخرين نسخهء ويندوز يا Internet Explorer را از وب دريافت مي‌كنيد، برنامهء مرورگر شما از پروتوكل HTTP استفاده نمي‌كند بلكه داده‌ها را با FTP انتقال مي‌دهد. FTP در انتقال فايل بسيار كارآمدتر از HTTP است، چون FTP مخصوصاً براي انتقال داده‌ها در اينترنت طراحي شده است. هرچند دريافت يك برنامهء مرورگر از وب طول مي‌كشد اما اگر از طريق پروتوكل HTTP انجام بگيرد مدت دريافت بسيار طولاني‌تر مي‌شود.&lt;br /&gt;HTTP اين امكان را دارد كه با فايلهاي HTP و پروتوكلهاي چندرسانه‌اي كار كند و همچنين از افزودنيهاي (plug-in) مختلفي مانند Macromedia Flash Player و Acrobat Reader Adobe بهره بگيرد. HTTP طوري طراحي شده است كه وقتي با انواع مختلفي از داده‌ها در داخل كد HTTP براي صفحهء وب برخورد كند آن فايل را به برنامهء ديگري تحويل مي‌دهد كه مي‌داند با آن چه كار كند. بهترين راه براي نحوهء كار اين پروتوكلها آن است كه لايه‌هايي را روي لايه‌هاي ديگر تصور كنيد. در هر جلسه اينترنت خود ممكن است روي پنج يا حتي شش لايه از پروتوكلها كار كنيد. بسياري از اين پروتوكلهاي غير HTTP اصلاً براي استفاده بر روي وب طراحي شده‌اند. از همين روي، آنها را پروتوكل‌هاي وب مي‌ناميم، اما آنها در واقع ربطي به HTTP ندارند. آنها از پروتوكل‌هاي مستقل تكامل يافته‌اند تا چندرسانه‌اي را براي صفحات وب فراهم كنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پي‌نوشت‌ها:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1- World Wide Web (W.W.W)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2- Hypertext: اصطلاح Hypertext در دهه 1960 توسط Ted Nelson مؤسس پروژه Xanadu براي شرح متوني ابداع گرديد كه روشهاي مختلفي را براي خواندنهاي ترتيبي ارائه مي‌كنند. امروزه به اسناد و متون الكترونيكي كه با اسناد و تصاوير و اصوات ديگر ارتباط و پيوند دارد، فرامتن اطلاق مي‌گردد. و ساده‌ترين تعريف فرامتن: مجموعه مفاهيمي كه از طريق پيوندها به يكديگر متصل شده‌اند كه منظور از پيوندها، ارتباط ميان مفاهيم مختلف است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3- Multi Media&lt;br /&gt;4- Server&lt;br /&gt;5- Hyperlink&lt;br /&gt;6- Client&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منابع&lt;br /&gt;1. فالك، بنت (1378). Internet به زبان ساده. ترجمه مجيد سماوي. تهران: چرتكه.&lt;br /&gt;2. فرسايي، داريوش (1381). راهنماي آسان ساخت صفحات و سايت وب [Macromedia Dream Veaver4] ماكرومديا دريم ويور4. تهران: آيندهء ديگر.&lt;br /&gt;3. اسنل، مد (1379). اصول و راهنماي ساخت صفحات وب. ترجمهء نسترن بيشه‌بان. تهران: نشر علوم روز.&lt;br /&gt;4. كورپر، استفانو (1380). تجارت الكترونيكي. مترجم خسرو مهدي‌پور عطايي. تهران: مؤسسه فرهنگي هنري ديباگران.&lt;br /&gt;5. كاسترو، اليزابت (1380). راهنماي ويژوال سريع JAVASCRIPT و HTML4+CSS ]اچ.تي.اس.اس.جاواسكريپت[. تهران: ناقوس.&lt;br /&gt;6. زرگر، محمود (1380). مدلهاي راهبردي و راهكارهاي تجارت در اينترنت. تهران: بهينه.&lt;br /&gt;7. براتي، بهداد (1381). 3001 ]سه هزار و يك[ آدرس در وب. تهران: ارس رايانه.&lt;br /&gt;8. گرينبرگ، جف (1380). طراحي و ساخت حرفه‌اي سايت‌هاي وب. ترجمهء مسعود پاك‌نظر. تهران: ارس رايانه.&lt;br /&gt;9. پاك‌نظر، ثريا (1381). خدمات وب، ماهيت پردازش را دگرگون مي‌كند؛ ماهنامه آموزشي، پژوهشي و اطلاع‌رساني وب، (آبان).&lt;br /&gt;10. حسيني تهراني، مهدي (1381). آموزش گام به گام HTML؛ ماهنامهء آموزشي، پژوهشي و اطلاع‌رساني وب (شهريور).&lt;br /&gt;11. تيموري، هما (1381). نقش تارگاه در سازمانها؛ ماهنامهء آموزشي، پژوهشي و اطلاع‌رساني وب (مهر).&lt;br /&gt;12. لواين، جان؛ يانگ، مارگارت‌لواين (1378). راهنماي جامع Windows98. ترجمهء فرهاد قلي‌زاده‌خوري. تهران: سيماي دانش.&lt;br /&gt;13. كرانياك، جو؛ هابراكن، جو (1378). World Wide Web. ترجمهء محمدرضا آيت‌الله‌شيرازي. تهران: كانون نشر علوم.&lt;br /&gt;14. كدن‌هد، راجرز (1379). كتاب آموزشي Frontpage ]فرانت‌پيچ 2000[ . ترجمهء محمد نوروزي. تهران: ناقوس.&lt;br /&gt;15. شايگاني، شاپور (1377). آشنايي با وب و آموزش HTML. تهران: مؤسسه علمي و فرهنگي نص.&lt;br /&gt;16. كوشا، كيوان (1377). موزه‌هاي مجازي و شبكه جهاني وب با رهيافتي نوين براي دسترسي به مجموعه‌هاي رقمي. فصلنامه كتاب (پاييز و زمستان).&lt;br /&gt;17. هان، هارلي (1378). راهنماي جامع اينترنت (Internet). ترجمهء محمدرضا آيت‌الله‌شيرازي. تهران: ناقوس.&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6943300-108429790311106229?l=farsibooks.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6943300/posts/default/108429790311106229'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6943300/posts/default/108429790311106229'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://farsibooks.blogspot.com/2004/05/blog-post_108429790311106229.html' title='آشنائي با شبكه جهاني وب'/><author><name>abolghasem</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16569542424494530469</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6943300.post-108429765514753504</id><published>2004-05-11T10:45:00.000-07:00</published><updated>2004-05-12T18:49:20.760-07:00</updated><title type='text'>بررسي وضعيت سايتهاي كتابخانه هاي ايراني</title><content type='html'>نوشته: فردين كولائيان&lt;br /&gt;عضو هيئت علمي وزارت جهاد كشاورزي &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چكيده:&lt;br /&gt;در اين پژوهش به منظور شناسايي امكانات سايتهاي كتابخانه‌هاي ايراني در محيط وب و تهيه راهنماي اين سايتها با استفاده از چك ليست و از طريق جستجو در اينترنت به شناسايي و مقايسه امكانات سايتهاي كتابخانه‌ها پرداخته شده است. يافته‌هاي پژوهش نشان مي دهد از مجموع 49 سايت از نظر مكان استقرار مؤسسات حامي سايتها 73 درصد يعني 36 مورد از مؤسسات در تهران مستقر هستند. پنجاه و يك درصد از سايتها داراي اپك مي‌باشند. دوازده درصد از سايتهاي داراي اپك از نرم افزار سيمرغ بهره برده‌اند. چهل و هفت درصد ازمؤسسات داراي سايت كتابخانه دانشگاهي هستند و 45 درصد از سايتها فاقد صفحه و راهنماي فارسي مي‌باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كليدواژه‌ها: كتابخانه‌هاي ايران/اپك‌ها"(2)/ دانشگاههاي ايران/سايتهاي ايراني/مؤسسات ايراني(3)/نرم‌افزارهاي فارسي كتابخانه‌اي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مقدمه:&lt;br /&gt;امروزه مؤسسات، سازمانها و افراد با استفاده از امكانات وب جهاني به معرفي و ارائه توانائيهاي خود از طريق اين رسانه مي پردازند. تلاش جهت ارائه راهنماي سايتهاي كتابخانه ها و مراكز اطلاع‌رساني و تجزيه و تحليل امكانات اين سايتها از جمله دلمشغوليهاي كتابداران و اطلاع رسانان مي باشد. در اين مقاله ابتدا از طريق وب به گردآوري آدرس اينترنتي مؤسسات ايراني اقدام شد. سپس با بررسي دقيق تر، آدرس آن دسته از مراكزي كه در سايت خود صفحاتي را به كتابخانه اختصاص داده اند، شناسايي شد. در مرحله بعد به بررسي و تجزيه و تحليل اين سايتها از ديدگاه مكان جغرافيايي مؤسسه، بر خورداري از اپك، نوع نرم افزار به كار رفته در اپك، نوع سازمان هاي حمايت كننده سايتها، برخورداري سايتها از صفحات و راهنماي فارسي، تعيين چگونگي كيفيت دسترسي به سايت ها، و همچنين ارائه راهنماي سايتهاي كتابخانه‌هاي ايراني در محيط وب پرداخته مي‌شود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هدف و فايده پژوهش&lt;br /&gt;هدف از اين پژوهش در درجه اول شناسايي و تهيه راهنماي آن دسته از سايتهاي مؤسسات ايراني است كه صفحاتي را به كتابخانه مؤسسه اختصاص داده اند و در درجه بعد شناسايي امكانات معرفي شده در صفحات مربوط به كتابخانه ها مي باشد. فايده اين پژوهش در كمك به كتابداران و اطلاع رسانان در راستاي استفاده از اپك‌هاي سايتها و شناسايي امكانات و ارتباط با مؤسسات و مراكز و استفاده از امكانات و توانائيهاي آنها مي باشد. همچنين با ارائه مقايسه ها و بررسي هاي صورت گرفته مؤسسات صاحب سايت كتابخانه به وضعيت و جايگاه امكانات سايت كتابخانه خود پي برده و در جهت تحول و ارتقاء آن خواهند كوشيد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پرسش هاي اساسي پژوهش&lt;br /&gt;الف.كدام يك از مؤسسات و مراكز ايراني در سايت خود صفحاتي را به كتابخانه مؤسسه اختصاص داده اند؟&lt;br /&gt;ب. پراكندگي جغرافيايي مراكز و مؤسسات ايراني داراي سايت حاوي بخشهاي مربوط به كتابخانه چگونه است؟&lt;br /&gt;ج. پراكندگي نوع مؤسسات داراي سايت چگونه است؟&lt;br /&gt;د.پراكندگي سايت ها از نظر برخورداري از اپك چگونه است؟&lt;br /&gt;ه. پراكندگي سايت‌ها از نظر برخورداري از صفحات و راهنماي فارسي چگونه است؟&lt;br /&gt;و. پراكندگي سايت‌ها از نظر نوع نرم‌افزارهاي بكار رفته در اپك چگونه است؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روش كار&lt;br /&gt;در اين پژوهش براي گرد آوري مشخصات سايت‌هاي ايراني از دو راهنماي بزرگ و معروف اينترنت يعني ياهو(4) و اپن دايركتوري(5) استفاده شد. براي جستجوي اين سايت‌ها در فهرست كليدواژه‌هاي اين دو راهنما به بخش كشورها، و كشور ايران، و مؤسسات و سازمانها مراجعه شد و از اين طريق تعداد زيادي آدرس به دست آمد. در مرحله بعد با مراجعه به تك تك آدرس ها به بررسي چگونگي مطابقت سايت‌ها با جامعه، هدف، و پرسش هاي اساسي پژوهش پرداخته شد كه در نهايت 49 سايت شناسايي و در اين پژوهش مورد ارزيابي قرار گرفت(6). &lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روش گرد آوري اطلاعات&lt;br /&gt;در اين پژوهش آدرس سايت هاي شناسايي شده به منظور رعايت دقت و سرعت از محيط اينترنت اكسپلورر(7) به صورت مستقيم به نرم‌افزار ام اس ورد(8) منتقل شد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همچنين با استفاده از چك ليست اطلاعات مورد نياز براي پاسخگويي به پرسش هاي اساسي پژوهش و انجام تجزيه و تحليل از سايت ها گرد آوري شد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يافته‌هاي پژوهش&lt;br /&gt;پرسش الف. كداميك از مؤسسات ايراني در سايت خود صفحاتي را به كتابخانه مؤسسه اختصاص داده اند؟&lt;br /&gt;در مجموع 49 مؤسسه ايراني در زمان پژوهش(تابستان و پائيز 1380) در سايت خود صفحاتي را به كتابخانه اختصاص داده اند كه اين مؤسسات در دو رده مؤسسات دانشگاهي و غير دانشگاهي به شرح ذيل تقسيم‌بندي شده‌اند:&lt;br /&gt;الف. مؤسسات دانشگاهي &lt;br /&gt;1.دانشگاه صنعتي امير كبير &lt;br /&gt;2.دانشگاه الزهرا&lt;br /&gt;3.دانشگاه گيلان&lt;br /&gt;4.دانشگاه علم و صنعت&lt;br /&gt;5.دانشگاه صنعتي اصفهان&lt;br /&gt;6.دانشگاه خواجه نصير الدين طوسي&lt;br /&gt;7.دانشگاه علوم پزشكي كرمانشاه&lt;br /&gt;8.دانشگاه پيام نور&lt;br /&gt;9.دانشگاه شهيد بهشتي&lt;br /&gt;10.دانشگاه علوم پزشكي زاهدان&lt;br /&gt;11.دانشگاه علوم پزشكي اصفهان&lt;br /&gt;12.دانشگاه شيراز&lt;br /&gt;13.دانشگاه صنعتي شريف&lt;br /&gt;14دانشگاه تربيت مدرس&lt;br /&gt;15.دانشگاه تبريز&lt;br /&gt;16.دانشگاه تهران (كتابخانه مركزي)&lt;br /&gt;17.دانشگاه بوعلي سينا همدان&lt;br /&gt;18.دانشكده الهيات دانشگاه فردوسي مشهد&lt;br /&gt;19.كتابخانه ميرزاي شيرازي دانشگاه شيراز&lt;br /&gt;20.دانشكده رياضيات دانشگاه فردوسي&lt;br /&gt;21.دانشكده علوم دانشگاه تهران&lt;br /&gt;22.دانشگاه آزاد اسلامي- واحد تهران جنوب&lt;br /&gt;23.كتابخانه مركزي دانشگاه فردوسي&lt;br /&gt;ب. مؤسسات غير دانشگاهي&lt;br /&gt;1.مؤسسه مطالعات بين المللي انرژي&lt;br /&gt;2.سازمان پژوهشهاي علمي و صنعتي ايران&lt;br /&gt;3.وزارت جهاد كشاورزي&lt;br /&gt;4.سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران&lt;br /&gt;5.مركز اطلاع رساني نيرو&lt;br /&gt;6.مركز آمار ايران&lt;br /&gt;7.مركز امور مشاركت زنان&lt;br /&gt;8.مركز تحقيقات كامپيوتري علوم اسلامي&lt;br /&gt;9.مركز تحقيقات استراتژيك&lt;br /&gt;10.مركز اطلاعات ساختمان و مسكن&lt;br /&gt;11.كتابخانه مركزي آستان قدس رضوي&lt;br /&gt;12.مركز آموزش مديريت دولتي ايران&lt;br /&gt;13.معاونت پژوهشي وزارت امور خارجه&lt;br /&gt;14.مركز اطلاع رساني وزارت جهاد كشاورزي&lt;br /&gt;15.مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران&lt;br /&gt;16.پژوهشكده علوم انساني&lt;br /&gt;17.كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران&lt;br /&gt;18.پژوهشگاه صنعت نفت&lt;br /&gt;19.انستيتو پليمر ايران&lt;br /&gt;20.مركز تحقيقات فيزيك نظري(پژوهشكده دانشهاي بنيادي)&lt;br /&gt;21.مركز تحقيقات نيرو&lt;br /&gt;22.مركز ملي اقيانوس شناسي&lt;br /&gt;23.پژوهشگاه بين المللي زلزله شناسي&lt;br /&gt;24.كتابخانه مجلس شوراي اسلامي&lt;br /&gt;25.مركز جهاني اهل بيت&lt;br /&gt;26.مؤسسه تحقيقات برنامه ريزي و توسعه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پرسش ب. پراكندگي جغرافيايي مراكز و مؤسسات ايراني داراي سايت حاوي بخشهاي مربوط به كتابخانه چگونه است؟&lt;br /&gt;طبق اطلاعات نمودار شماره 1 از مجموع 49 مؤسسه شناسايي شده 47 درصد دانشگاهي و 53 درصد مؤسسه غير دانشگاهي مي باشد. اين امر در ظاهر نشان دهنده توجه به نسبت برابر مؤسسات دانشگاهي و غير دانشگاهي به كتابخانه از حيث حضور در اينترنت مي باشد، ولي در واقع با توجه به تعداد محدود دانشگاه ها نسبت به مؤسسات غير دانشگاهي اين برداشت نمي تواند صحيح باشد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پرسش ج. پراكندگي جغرافيايي مراكز و مؤسسات ايراني داراي سايت چگونه است؟&lt;br /&gt;بر اساس اطلاعات نمودار شماره 2 از مجموع 49 مؤسسه شناسايي شده 73 درصد در تهران و 17درصد در شهرستان مستقر مي باشد. در اين خصوص لازم به ذكر است از كل مراكز مورد بررسي تنها 2 مؤسسه غير دانشگاهي و 11 مؤسسه دانشگاهي در شهرستان مستقر مي باشد. با توجه به تجمع امكانات، نيروي متخصص، وجمعيت در پايتخت بيشترين تعداد مؤسسات دانشگاهي و غير دانشگاهي بالطبع در تهران فعال هستند، و اين باعث شده است كه درمقايسه صورت گرفته شده در نمودار شماره 2 به نظر برسد كه ميزان توجه به كتابخانه ها از حيث حضور و معرفي آنها در محيط اينترنت در بين مؤسسات دانشگاهي و غير دانشگاهي مستقر در تهران بيش از مؤسسات مستقر در شهرستان باشد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پرسش د. پراكندگي سايت ها از نظر بر خورداري از اپك چگونه است؟&lt;br /&gt;بر اساس اطلاعات نمودار شماره 3 از مجموع 49 مؤسسه مورد بررسي 51 درصد داراي امكانات اپك و 49 درصد فاقد اپك مي باشد. با توجه به اين نكته كه يكي از نقاط اصلي قوت سايتها و صفحات كتابخانه ها در محيط اينترنت ارائه فهرست سازماندهي شده و قابل سرچ انواع منابع و متون موجود در مجموعه كتابخانه مي باشد، حس مي شود كه كتابخانه ها احتمالا توجه لازم را به سازماندهي منابع خود در غالب الكترونيكي ننموده اند و يا چنانكه اين توجه صورت گرفته اين مسئله را مد نظر قرار نداده اند كه لازم است اين منبع مهم بر روي سايت قرار گيرد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پرسش ه. پراكندگي سايت ها از نظر برخورداري از صفحات و راهنماي فارسي چگونه است؟&lt;br /&gt;بر اساس داده هاي نمودار شماره 4 از 49 مؤسسه مورد بررسي سايت 55 درصد از مؤسسات داراي صفحه و راهنماي فارسي بوده و سايت 45 درصد از مؤسسات فاقد اين ويژگي مي باشد. استفاده از زبان انگليسي در طراحي سايتها به علت فراگير بودن اين زبان در جهان امروز، علي الخصوص در محيط اينترنت نقشي مهم در معرفي امكانات كتابخانه مؤسسات در سطع جهان دارد. اما در كنار اين مسئله لازم است به زبان رايج وملي نيز توجه شود، زيرا بخش مهم و شايد بيشتري از مخاطبان سايتها و صفحات كتابخانه هاي ايراني مخاطبان فارسي زبان مي باشند كه شايد آشنايي با زبان انگليسي ندارند و يا تسلط كافي به اين زبان ندارند. بنا براين با توجه به داده هاي نمودار شماره 4 احساس مي شود در طراحي سايتها و صفحات وبي كتابخانه ها در داخل كشور لازم است توجه بيشتري به تهيه و تنظيم صفحات و راهنماي سايتهاي كتابخانه‌ها به زبان فارسي صورت بگيرد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پرسش و. پراكندگي نوع نرم افزارهاي مورد استفاده در اپك ها چگونه است؟&lt;br /&gt;بر اساس داده‌هاي نمودار شماره 5 از 49 مؤسسه مورد بررسي 25 درصد از نرم افزار سيمرغ، 20 درصد از نرم افزار پارس آذرخش، 4 درصد از نرم افزار بيستون و 2 درصد از نرم افزار كاوش استفاده كرده اند. و در مجموع 49 درصد ديگر فاقد اپك بوده و در بخش كتابخانه سايت خود بيشتر به معرفي امكانات، آمار و مشخصات كتابخانه، ارائه فهرست غير قابل كاوش منابع و در نهايت ارائه فهرست منابع با قابليت كاوش محدود پرداخته‌اند. دادهاي اين نمودار در واقع تابعي از داده هاي نمودار شماره 3 و پرسش د در خصوص مقايسه مؤسسات از منظر ارائه اپك كتابخانه در سايت مي باشد. در واقع با توجه به اين نكته كه كتابخانه ها توجه كافي به بهره‌كيري لازم و گسترده از تكنولوژي اپك ننموده اند، بالطبع استفاده گسترده‌اي نيز از نرم‌افزارهاي كتابخانه اي فارسي در سايت كتابخانه‌ها صورت نگرفته است. اما در همين حد نيز با توجه به تعداد محدود نرم افزارهاي تقريبا جامع كتابخانه‌اي در زبان فارسي، دو نرم افزار نوسا ودر واقع نسل جديد آن سيمرغ و نرم افزار پارس آذرخش از تسلط كامل در اين حوزه برخوردارند كه امري عجيب و دور از انتظار نمي‌باشد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6943300-108429765514753504?l=farsibooks.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6943300/posts/default/108429765514753504'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6943300/posts/default/108429765514753504'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://farsibooks.blogspot.com/2004/05/blog-post_108429765514753504.html' title='بررسي وضعيت سايتهاي كتابخانه هاي ايراني'/><author><name>abolghasem</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16569542424494530469</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6943300.post-108429745081441339</id><published>2004-05-11T10:42:00.000-07:00</published><updated>2004-05-11T10:44:10.813-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;em&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كتابهاي تخصصي در حوزه مسايل زنان از سايت&lt;br /&gt;دفتر مطالعات وتحقيقات زنان&lt;br /&gt;http://www.womenrc.com/&lt;br /&gt;&lt;/em&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6943300-108429745081441339?l=farsibooks.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6943300/posts/default/108429745081441339'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6943300/posts/default/108429745081441339'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://farsibooks.blogspot.com/2004/05/httpwww.html' title=''/><author><name>abolghasem</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16569542424494530469</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6943300.post-108429725543496942</id><published>2004-05-11T10:38:00.000-07:00</published><updated>2004-05-26T18:46:53.076-07:00</updated><title type='text'>منجي تكنولوژيكال-نويسنده: نيل پستمن </title><content type='html'> &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;   &lt;br /&gt;منجي تكنولوژيكال!  &lt;br /&gt;نام نويسنده: نيل پستمن &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;سال انتشار: ۱۳۸۳ &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;منبع: ماهنامه‌ي سياحت غرب/ مركز پژوهش‌هاي اسلامي صدا و سيما/ سال اول/ شماره هفتم/ دي ماه 1382.  &lt;br /&gt;ارسال براي دوستان   صفحه اول تعداد بازدیدکنندگان: 104   نسخه چاپي&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;پیامهای دیگران(0)&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منجي تكنولوژيكال!&lt;br /&gt;نويسنده: نيل پستمن&lt;br /&gt;منبع: ماهنامه‌ي سياحت غرب/ مركز پژوهش‌هاي اسلامي صدا و سيما/ سال اول/ شماره هفتم/ دي ماه 1382.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چكيده:&lt;br /&gt;تكنولوژي محصول نگرشي است كه وجود نظم و معناي تعالي‌بخش در آن انكار شده است و لذا كامپيوتر كه امرزوه نقش اساسي و عظيمي در اداره جوامع انساني دارد، نه تنها قادر به پاسخگويي معضلات جدي ما نمي‌باشد، بلكه عملاً باعث تشديد و تقويت ضعف‌هاي معرفتي و اخلاقي بشر شده است. اشتغال به امر فراگير و پرهياهوي اطلاعات، باعث غفلت بشر از توجه به امور مهم و جهت‌بخش به حيات دنيوي گرديده است. پستمن در سخنراني خود در جمع متخصصان كامپيوتر، سعي در متوجه ساختن آنها به چنين مشكلاتي دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خيلي پيش‌تر، نمايش‌نامه‌نويس و فيلسوف اجتماعي سرشناس انگليس، «جورج برنارد شاو» گفته بود كه تمامي مشاغل، توطئه‌اي عليه توده مردم هستند. منظور وي اين بود كه آن دسته افرادي كه به صاحبان فن، فيزيكدان‌ها، حقوقدان‌ها، معلمان و دانشمندان مهم متصل هستند، با ابداع اصطلاحاتي كه براي عموم مردم قابل فهم نيستند، موقعيت ويژه‌ خودشان را حفظ مي‌كنند. چنين شيوه‌اي، ديگران را از درك اين واقعيت كه اين شغل، هم‌اكنون چه چيزي انجام مي‌دهد و چرا، بازمي‌دارد و هم چنين اعضاي اين شغل را از بررسي و انتقاد دقيق مصون مي‌دارد. به تعبير ديگر، مشاغل، حصارهاي ترسناكي از اصطلاحات قلمبه و سلمبه‌ي تكنيكي پديد مي‌آورند كه ناظران بيروني و جست‌وجوگر نمي‌توانند واقعيت را ببينند.&lt;br /&gt;برخلاف «جروج برنارد شاو»، من به خاطر اين كه خودم را اهل حرفه معلمي مي‌دانم و به اندازه ديگران حرف‌هاي قلمبه سلمبه تكنيكي مي‌دانم، هيچ اعتراضي در مورد، مشاغل ندارم، ولي اگر گه‌گاهي هم اشخاص مهم كه رموز حرفه‌ي من را نيز درك نمي‌كنند، بتوانند وارد عمارت مركزي آن شوند تا ديدگاه‌هاي مكتب نديده‌شان را بيان كنند، ممكن است بعضي مواقع، عقيده درستي را عرضه كنند و حتي متوجه مسائلي شوند كه متخصصان به آنها توجه نكرده‌ بودند.&lt;br /&gt;من در مورد تكنولوژي كامپيوتر چيزي بيش از افراد معمولي نمي‌دانم ـ كه آن هم چيز زيادي نيست ـ و درك اندكي از آن چيزي كه برنامه‌ريزان يا دانشمندان كامپيوتري را به هيجان مي‌آورد، دارم و در بررسي ويژگي‌هاي هركدام از سخنراني‌ها در اين كنفرانس، هر كدام را مبهم‌تر از ديگري يافتم، بنابراين واضح است كه بنده در اينجا در حد يك بيگانه صلاحيت دارم.&lt;br /&gt;فكر مي‌كنم چيزي كه شما در اينجا بدان نياز داريد، صرفاً حضور يك فرد غريبه نمي‌باشد، بلكه حضور كسي است كه داراي ديدگاهي باشد كه براي اعضاي مجموعه سودمند باشد. بدين علت است كه بنده دعوت به اين سخنراني را پذيرفتم. تصور مي‌كنم كه من مي‌توانم مورد مهمي را در مورد اين كه تكنولوژي چه رفتاري با فرهنگ دارد و يا حتي معلوماتي در اين باب كه در چه مواردي تكنولوژي در حيطه فرهنگ عمل نمي‌كند، در اختيار شما قرار دهم. بسياري از متخصصان در مورد مزايايي كه كامپيوترها به همراه خواهند آورد، صحبت مي‌كنند. به غير از يك استثنا به نام جوزف، من اصلاً از هيچ كدام از آنها نشنيده‌ام كه به طور جدي و جامع در مورد مضار تكنولوژي كامپيوتر كه باعث قرار گرفتن بنده در موضع مخالف است، حرف بزند و اين باعث حيرت من است كه اين حرفه در حال پنهان كردن بعضي از امور بسيار مهم مي‌باشد. تكنولوژي‌هاي جديد بعضي مواقع بيشتر از آنكه نابود كنند، خلق مي‌كنند و بعضي مواقع به جاي خلق كردن، ويران مي‌كنند و هيچ وقت به صورت يك طرف نبوده است.&lt;br /&gt;اختراع ماشين چاپ يك مثال برجسته است. [دستگاه] چاپ، ايده مدرن فرديت را گسترش داد، ولي نگرش قرون وسطايي و يكپارچگي اجتماعي را از بين برد. چاپ، نشر ادبي را رونق بخشيد، ولي شعر را به صورت غيرمتعارف و نخبه‌گرايانه‌اي از بيان معرفي كرد. [ماشين] چاپ باعث تحقق علم مدرن شد، ولي ماهيت شعور مذهبي را صرفاً به انجام خرافات تغيير داد. [دستگاه] چاپ همين طور كه به رشد دولت ـ ملت كمك كرد، باعث شد كه وطن‌پرستي را ـ اگرنه در قالب يك انگيزه مرگبار ولي حداقل نكبت‌بار ـ نمايش دهد.&lt;br /&gt;به بيان ديگر، گرايش تكنولوژي جديد به اين سمت است كه يك بخش از مردم را مورد توجه قرار دهد و به گروه‌هاي ديگر آسيب وارد كنند. به عنوان مثال: احتمالاً در طي يك دوره طولاني، معلمان مدرسه با وجود تلويزيون [و اينترنت] مهجور واقع خواهند شد. به عبارت ديگر، تحولات تكنولوژيك همواره مورد يك سراسري برنده و بازنده خواهد داشت.&lt;br /&gt;در خصوص تكنولوژي كامپيوتر، هيچ مناقشه‌اي نيست كه كامپيوتر باعث ازدياد توان بخش عظيمي از سازمان‌ها نظير موسسات نظامي، شركت‌هاي هواپيمايي، بانك‌ها و آژانس‌هاي جمع‌آوري ماليات شده است. همچنين اين مطلب، امروزه مسلم است كه استفاده از كامپيوتر، امري اجتناب‌ناپذير براي انجام تحقيقات سطح پيشرفته فيزيك و ساير علوم طبيعي شده است، اما تكنولوژيك كامپيوتر تا چه حد براي توده‌هاي مردم سودمند است؟ به غير از كارگران صنايع فولاد، صاحبان مغازه، سبزي‌فروش‌ها، معلمان، تعميركنندگان اتومبيل، نوازندگان موزيك، نانواها، بناها، دندان‌پزشكان و مشاغلي از اين دست، مشاغل بسياري وجود دارد كه كامپيوتر هم اكنون بر آنها تحميل شده است! امورات خصوصي امروزه مردم بيشتر در دسترس و تحت كنترل نهادهاي قدرتمند قرار گرفته است. با استفاده از اين تكنولوژي، آنها راحت‌تر، رديابي و كنترل مي‌شوند و بيش‌تر به عنوان سوژه مورد بررسي قرار مي‌گيرند. به خاطر تصميماتي كه درنتيجه اين بررسي‌ها اتخاذ مي‌شود، وضعيت آنها به طرز روزافزوني دچار پيچيدگي شده است و غالباً به اشيا صرفاً قابل شمارشي تقليل يافته‌اند كه حضورشان توسط آگهي‌هاي پستي پنهان شده است. آنان، اهداف آسان و قابل دسترسي براي آژانس‌‌هاي تبليغاتي و سازمان‌هاي سياسي هستند. در مدارس نيز به جاي آموزش مطالب سودمند و قابل استفاده، به دانش‌آموزان مي‌آموزند كه براساس سيستم‌هاي كامپيوتري عمل كنند.&lt;br /&gt;در يك كلمه، به خاطر اين كه تقريباً هيچ تغييري در نوع نيازهاي بازندگان رخ نمي‌دهد، آنها را بازنده مي‌خوانم. از طرفي، برندگان، مثل بيشتر سخنرانان حاضر در اين كنفرانس، بازندگان را تشويق خواهند كرد كه با تكنولوژي كامپيوتر، مشتاق و علاقه‌مند باشند. اين روش برندگان است و لذا آنها در بعضي مواقع، به بازندگان چنين مي‌گويند كه با وجود يك كامپيوتر شخصي، يك فرد معمولي مي‌تواند دسته ‌‌چكي را به نحو استادانه‌اي تراز كند و روش بهتري را در برنامه‌ها به اجرا بگذارد و ليست خريد منطقي‌‌تري را در خانه بدهند و خريدشان را در خانه انجام دهند و تمام اطلاعات مورد نيازشان را در منزل به دست آورند و لذا نهايتاً زندگي اجتماعي براي آنها غيرضروري مي‌شود. آنها همچنين با بازندگان مي‌گويند كه زندگي‌شان با كارآمدي افزون‌تري پيش خواهد رفت، در حالي كه به شكل محتاطانه‌اي از گفتن اين كه بهايي كه براي اين كارآمدي مي‌پردازند چقدر است، اجتناب مي‌كنند.&lt;br /&gt;در صورتي كه بازندگان دچار شك و ترديد شوند، برندگان آنان را با ارائه شاهكارهاي فوق‌العاده كامپيوتر بهت‌زده مي‌كنند؛ ولي واقعيت اين است كه كامپيوتر نه تنها نقش برجسته‌اي در زندگي آنان ندارد، بلكه صرفاً داراي يك نقش حاشيه‌اي است. البته نهايتاً بازندگان دست از مقاومت خواهند كشيد. بخشي از اين حالتِ تسليم، بدين علت است كه آنها بر اين اعتقادند كه دانش تخصصي اساتيد تكنولوژي كامپيوتر، صورتي از خردمندي مي‌باشد. (البته خود اساتيد اين حوزه بدين امر معتقدند) نتيجه اين مي‌شود كه يك سري سؤالات شفاف مطرح نخواهند شد، نظير اين كه كامپيوتر، چه كساني را قدرتمند خواهند كرد؟ و قدرت و آزادي چه افرادي را تضعيف مي‌كند؟&lt;br /&gt;من مي‌توانستم تمام اين امور را به گونه‌اي وانمود كنم كه مثل يك توطئه از قبل طراحي شده به نظر برسد، بدين صورت كه برندگان از قبل كاملاً بر اين امر مطلع باشند كه چه چيزهايي از دست خواهد رفت و چه كساني برنده خواهند شد؟ ولي اين بيانگر آن چه واقعيت دارد نمي‌باشد؛ چراكه برندگان نمي‌دانستند كه الان دقيقاً درحال انجام دادن چه كاري هستند و اين روند به كجا ختم خواهد شد؟&lt;br /&gt;به عنوان يك مثال تاريخي: «جوهان گوتنبرگ» ـ كه بنابر تمام نقل‌هاي تاريخي، يك مسيحي متعصب بود و از شنيدن سخنان مارتين لوتر مرتد و منفور، هراسان بود ـ چنين اعلام كرد كه دستگاه چاپ بزرگ‌ترين لطف الهي است، چراكه منجر به تكثير و ترويج كتاب انجيل شده است. وي بر اين اعتقاد بود كه اختراعش زمينه رشد واتيكان رم را فراهم مي‌كند، در حالي كه في‌الواقع، اين امر سبب وقوع انقلابي شد كه مرجعيت و انحصار كليسا را [در تفسير و تبيين كتاب مقدس] از بين برد.&lt;br /&gt;اين كاملاً به جاست كه از خودمان بپرسيم: آيا مواردي وجود دارد كه علي‌رغم خدماتي كه تكنولوژي كامپيوتر براي ما فراهم كرده است، ما و اساتيد كامپيوتر روزي از وجود اين تكنولوژي ابراز تأسف كنيم؟ من بر اين اعتقاد هستم كه چنين مواردي وجود دارد. همان طور كه عنوان سخنراني‌ام [روبه نيستي مي‌رويم] حكايت از آن دارد، در فرصت باقي‌مانده، تلاش خواهم كرد كه توضيح بدهم كه چه امر نگران‌كننده‌اي در مورد كامپيوتر وجود دارد و چرا؟ و اميدوارم كه شما به اندازه كافي صراحت داشته باشيد تا آنچه را كه مي‌خواهم ارائه كنم، مورد توجه دقيق قرار دهيد. فكر مي‌كنم كه الان مي‌توانم بحثم را در اين زمينه با ذكر تجربه كوچكي براي شما شروع كنم. برخي افراد هستند كه چنين تجربه‌اي را دغل‌كاري و استثمار قلمداد مي‌كنند وليكن من بر ذوق و قريحه شوخ‌طبعي‌تان كه باعث همراهي شما با من مي‌شود تكيه مي‌كنم. اين تجربه به اين شكل بود كه روزي يكي از همكارانم را ديدم، چنين به نظر مي‌رسيد كه او شماره نيويورك تايمز آن روز را ندارد. پرسيدم كه آيا تايم امروز صبح را خوانده است؟ اگر پاسخ همكارم مثبت بود، آن روز امكان انجام اين تجربه برايم وجود نداشت و اگر پاسخ وي منفي بود، آزمايش شروع مي‌شد. گفتم: صفحه بيست‌وسه آن را ببين، در آن، مقاله جالبي در مورد مطالعه‌اي كه در دانشگاه هاروارد انجام شده است، چاپ كرده‌اند. پاسخ معمول وي اين بود كه واقعاً؟ موضوعش چيه؟ و گزينه‌اي كه من دراينجا مطرح كردم صرفاً متكي بر تصورات ذهني‌ام بود. توانستم چيزي شبيه اين را بگويم: درواقع، آنها مطالعه‌اي را انجام دادند تا بفهمند كه مصرف چه غذاهايي بيشترين تأثير را بر كاهش وزن دارد؟ نتيجه مطالعه اين بوده است كه مصرف شكلات خامه‌اي، روزانه به ميزان شش بار، آسان‌ترين راه بهبود تعادل رژيم غذايي است. چراكه به نظر مي‌رسد در نان خامه‌اي، ماده غذايي مخصوص ـ به نام ديوكسين اكونوميكال وجود دارد كه عملاً كالري‌ها را با سرعت غيرقابل باوري مصرف مي‌كند!&lt;br /&gt;مي‌خواهم نتيجه‌گيري كنم كه به قول «اچ. ال منكش»: مزخرف‌ترين عقايد ممكن را مي‌توان نزد دانشمندان معتقد بدان مشاهده كرد. گرچه چنين گفته‌اي بيشتر يك تهمت است تا توضيح يك واقعيت، ولي به هرحال با اين كه تجربيات من در مورد افراد معمولي انجام شد، تقريباً به نتياج مشابهي رسيدم. نتيجه ديگري نيز توسط «جورج اورول» مطرح شده است. او گفته بود كه انسان‌هاي متوسط امروزي تقريباً به همان زودباوري انسان‌هاي متوسط قرون وسطي هستند. در قرون وسطي، مردم به حاكميت همه جانبه مذهبشان تحت هر شرايطي اعتقاد داشتند و امروزه ما هم به حاكميت همه جانبه علم تحت هر شرايطي معتقد هستيم.&lt;br /&gt;گرچه فكر مي‌كنم، در مورد نكته‌اي كه اورول مطرح كرده است، هنوز يك نتيجه بسيار مهم‌تر وجود دارد كه مي‌خواهم آن را موشكافانه‌تر بيان كنم. من بدين واقعيت رهنمون مي‌شوم كه جهاني كه ما در آن زندگي مي‌كنيم، براي بيشتر ما غيرقابل فهم است. تقريباً هيچ حقيقتي ـ اعم از خيالي يا واقعي ـ كه ما را براي مدت مديدي به حيرت وادار كند، وجود ندارد؛ چراكه ما هيچ تصوير قابل فهم و منسجمي از جهان نداريم. ما همه چيز را مي‌پذيريم، چرا كه هيچ دليل اجتماعي، سياسي، تاريخي، متافيزيكي، منطقي و معنوي براي عدم پذيرش آن وجود ندارد. ما در جهاني زندگي مي‌كنيم كه بخش قابل توجهي از آن، هيچ دركي، حتي درك تكنولوژيك را، به ما عرضه نمي‌كند.&lt;br /&gt;ممكن است بتوانم با اين قياس، اندكي به موضوع مورد علاقه‌ام نزديك‌تر شوم. اگر شما يك دسته ورق‌ بازي دست نخورده را باز كنيد و به ترتيب، كارت‌ها را پشت‌ورو كنيد، شما به راحتي مي‌توانيد نظرتان را در مورد نظم [طريقه چيدن] آنها بيان كنيد و لذا اگر 9 بار پشت سر هم ورق تك خال برداريد، آن وقت شما انتظار داريد كه كارت دهم هم تك خال باشد، اما اگر در عوض، پشت سر هم سه كارت خشت براي شما پيشامد كند، شما در مورد كيفيت مطلوب دسته ورقتان شك مي‌كنيد. ولي اگر من به شما دسته ورقي را بدهم كه بيست بار مرتباً به هم زده شده است و شما يكي يكي كارت‌ها را برگردانيد، انتظار شما از اين سه بار خشت به طور متوالي تكرار شود و يا ده بار تك خال بيايد، يكسان خواهد بود؛ چراكه شما هيچ مبنايي براي پذيرفتن يك نظم مفروض نداريد و هيچ دليلي براي اين كه اظهار ناباوري كنيد و يا حتي نسبت به اين كه چرا كارت‌ها به صورت خاص تكرار مي‌شود، تعجب كنيد، نداريد. نكته اين است كه در جهان فاقد نظم معنوي و يا عقلاني، هر امري را مي‌توان قبول كرد، چرا كه هيچ چيز قابل پيش‌بيني وجود ندارد، لذا نمي‌توان از وقوع امري شگفت‌زده شد.&lt;br /&gt;در حقيقت جورج اورول در مورد انسان‌هاي قرون وسطي، قدري غيرمنصفانه برخورد كرده است. سيستم اعتقادي قرون وسطي تقريباً شبيه دسته‌ي ورق آكبندي است كه داراي يك نظم خاص و جهان‌بيني قابل فهمي مي‌باشد كه با اعتقاد به اين كه تمام فضائل و معارف از جانب خدا افاضه مي‌شود، شروع مي‌شود. چيزي كه كشيشان در مورد عالم مي‌گفتند از منطق الهيات آنها به دست آمده بود. آنها از مردم نمي‌خواستند كه به يك سري عقايد من‌درآوردي [سليقه‌اي] معتقد باشند.&lt;br /&gt;اعتقاد به اين كه انجيل پيام وحياني از سوي خدا مي‌باشد و عالم محل سكونت ملائكه است، يك شعور كاملاً رضايت‌بخشي را ايجاد مي‌كرد. مطمئن باشيد كه جهان قرون وسطايي رمزآلود و مملو از شگفتي بود، ولي چنين چيزي بدون وجود دركي از نظم ممكن نيست. ممكن بود كه مردان و زنان معمولي به طور دقيق نتوانند چگونگي سازگار بودن واقعيات خشن زندگي‌شان را با طراحي باشكوه و خيرخواهانه عالم درك كنند، ولي آنها در اين كه چنين طرحي وجود دارد و عالمان ديني آنها به خوبي قادرند آن را با استنتاج از يك سري قواعد محدود، (اگرنه هميشه به صورت معقول)، ولي منسجم ارائه دهند.&lt;br /&gt;موقعيتي كه ما الان در آن به سر مي‌بريم [با گذشته] تفاوت زيادي دارد و مي‌بايست اعتراف كنم كه غم‌انگيزتر و گيج‌كننده‌تر و قطعاً مرموزتر مي‌باشد. اين وضعيت كمابيش شبيه كارت‌هاي ورق بازي به هم خورده است كه من بدان اشاره كردم. مفهوم منسجم و يكپارچه‌اي از هستي كه بتواند به عنوان مبنايي به كار گرفته شود تا بناي اعتقادي ما بر آن قرار گيرد، وجود ندارد و لذا به يك معنا، ما خام‌تر و مضطرب‌تر از كساني هستيم كه در قرون وسطي به سر مي‌بردند؛ چرا كه ما به شكلي درآمده‌ايم كه به هيچ چيز اعتقاد نداريم.&lt;br /&gt;البته ما در ايجاد اين وضعيت مقصر نيستيم. اگر بخواهم خردمندانه بگويم، مي‌توان گفت: «كوتاهي از جانب ما نبوده است بلكه تقصير ستارگان است.» موقعي كه گاليله تلسكوپش را به سمت آسمان نشانه گرفت و به كپلر اين امكان را داد كه به طور كامل به مشاهده بپردازد، آنها غير از نقش و نگارهاي هندسي و معادلات رياضي، هيچ افسون و قدرت ديگري در آنجا نديدند و خداوند را بيشتر يك استاد بزرگ رياضي‌دان تصور كردند تا يك فيلسوف اخلاق. چنين كشفي، باعث ايجاد انگيزه و نيرو براي توسعه فيزيك شد و غير از اين كه به الهيات آسيب وارد سازد، كار ديگري انجام نداد. قبل از گاليله و كپلر، اعتقاد به اين كه زمين مركز عالم است و از اين رو خداوند توجه ويژه‌اي به امورات ما دارد، امري مستحسن بود؛ ولي بعداً كه زمين به آواره‌اي تنها و واقع در يك كهكشان گمنام در گوشه‌اي از جهان تبديل شد، ما هم به حال خودمان رها شديم. پس ممكن است خداوند اصلاً توجهي به ما نداشته باشد. جهان قابل فهم و نظام‌مند قرون وسطي، به خاطر اينكه مردم ديگر چهره يك دوست را در ستارگان نمي‌ديدند، به ورطه نابودي گذاشته بود. يك سري امور كه روزگاري دوست ما بودند، به دشمن ما تبديل شدند. اطلاعات منبعي بود كه به ابناي بشر كمك مي‌كرد تا مسائل خاص و ضروري محيط زيست‌شان را حل كنند. اين كمابيش درست است كه در قرون وسطي كمبود اطلاعات وجود داشت ولي اين فقدان جدي باعث شده بود كه اطلاعات موجود مهم و مفيد باشد. از اواخر قرن پانزدهم كه آهنگري به نام «گوتنبرگ»، اهل ماينز، دستگاه كهنه آب انگورگيري را به دستگاه چاپ تغيير داد، اين وضعيت شروع به تغيير كرد و در نتيجه آن، چيزي كه ما آن را انفجار اطلاعات مي‌ناميم، آغاز شده بود. پنجاه سال پس از آن، در صد و ده شهر از شش كشور جهان دستگاه چاپ وجود داشت. پنجاه سال بعد، بيش از هشت ميليون كتاب چاپ شده بود و تقريباً تمام آنها از اطلاعاتي انباشته شده بود كه قبلاً در دسترس انسان‌هاي معمولي نبود.&lt;br /&gt;هيچ چيز نمي‌تواند گمراه‌‌كننده‌تر از اين تفكر باشد كه تكنولوژي كامپيوتر را شروع‌كننده عصر اطلاعات بدانيم. شروع‌كننده چنين عصري، دستگاه چاپ است و ما تاكنون از آن رهايي نداشته‌ايم؛ اما چيزي كه به صورت يك جريان آزادي‌بخش شروع شده بود، طوفاني از آشوب‌ها را به دنبال داشت.&lt;br /&gt;اگر من به عنوان مثال كشور خودم را در نظر بگيرم، چنين وضعي مشهود است. در آمريكا، 000/260 تابلوي تبليغاتي، 11520 روزنامه، 11556 نشريه ادواري، 27000 نمايندگي ويدئو كلوپ براي اجاره نوار ويدئو، 000/000/362 دستگاه تلويزيون و بيش از 000/000/400 راديو وجود دارد. سالانه چهل هزار عنوان كتاب جديد منتشر مي‌شود (در كل جهان 000/300 نسخه جديد) و روزانه چهل‌ويك ميليون عكس در آمريكا گرفته مي‌شود و متجاوز از شصت ميليارد آگهي‌هاي پستي تبليغاتي به صندوق‌هاي پست ما ريخته مي‌شود. همه چيز، از تلگراف و عكس قرن نوزدهم گرفته تا تراشه‌هاي سيليكوني قرن بيستمي، هياهوي اطلاعاتي را گسترش داده است. امروزه ابعاد گسترده‌اي از اطلاعات پيش روي افراد معمولي ايجاد شده است كه ديگر عملاً هيچ ارتباطي با حل معضلات آنان ندارد. رابطه بين اطلاعات و عملكردها قطع شده است. اطلاعات هم‌اكنون به صورت كالايي درآمده است كه هم مطالبه مي‌شود و هم به فروش مي‌رسد. يا به صورت شكلي از سرگرمي مورد استفاده قرار گرفته است و يا به صورت لباسي كه پوشيده مي‌شود تا منزلت فرد را ارتقا ببخشد. تكنولوژي همچون اسب افسارگسيخته‌اي كه در هيچ مسير ويژه‌اي هدايت نمي‌شود و هيچ هدف و كمالي را در نظر ندارد، به پيش مي‌رود. ما از اطلاعات اشباع شده و در آن غرق شده‌ايم. هيچ كنترلي بر آن نداريم و نمي‌دانيم كه با آن چه مي‌بايست بكنيم. دو دليل در مورد اين سردرگمي وجود دارد. اول آنكه، همان گونه كه قبلاً گفته بودم، ما هنوز يك مفهوم منسجم از خودمان، از جهان و از روابطمان با آن داريم. ما هنوز برخلاف قرون وسطي، نمي‌دانيم از كجا آمده‌ايم و به كجا مي‌رويم و چرا؟ بدين علت است كه ما نمي‌دانيم به چه اطلاعاتي نياز داريم و كدام اطلاعات زائد است. دوم اينكه ما، تمام انرژي و استعدادمان را در راستاي اختراع ماشين‌آلاتي قرار داده‌ايم كه غير از افزايش عرضه اطلاعات كار ديگري نمي‌كنند. در نتيجه، مقابله ما با اشباع‌شدگي اطلاعاتي بي‌نتيجه مانده است. در حالي كه سيستم ايمني اطلاعات ما در حال اجرا است، ما نمي‌دانيم كه چگونه آن را فيلترگذاري كنيم؛ و نمي‌دانيم كه چگونه حجم آن را كاهش دهيم؛ و يا حتي چگونه از آن استفاده كنيم. ما از نوعي ايدز فرهنگي رنج مي‌بريم.&lt;br /&gt;حال، در چنين وضعيتي كامپيوتر عرضه مي‌شود. همانگونه كه مي‌دانيم، كامپيوتر خصلت جهان‌شمولي دارد، نه صرفاً بدين خاطر كه موارد استفاده آن تقريباً بي‌نهايت متنوع مي‌باشد، بلكه بدين علت كه كامپيوترها عموماً در ساختار ساير ماشين‌آلات گنجانده شده‌اند؛ لذا اين كار ابلهانه‌اي است كه من عليه هر نوع استفاده قابل تصور از كامپيوتر هشدار بدهم. گرچه اين امر قابل انكار نيست كه بيشترين استفاده‌هاي مهم از كامپيوتر مربوط به اطلاعات مي‌شود. هنگامي كه مردم در مورد علوم اطلاعاتي صحبت مي‌كنند، در حقيقت آنها مشغول صحبت از كامپيوترها مي‌باشند كه چگونه اطلاعات را ذخيره مي‌كند؟ و چه طور آن را مجدداً بازخواني و نظام‌مند مي‌كند؟ در حقيقت، كامپيوتر پاسخي بدين سوالات است كه چگونه من مي‌توانم اطلاعات بيشتري را سريع‌تر و در شكل قابل استفاده‌تري به دست آورم؟ به نظر مي‌رسد كه اين سوالات، معقول هستند، ولي الان من مي‌توانم سوالات ديگري را براي شما مطرح كنم كه به نظر من معقول‌تر مي‌باشند. آيا عراق به خاطر كمبود اطلاعات، كويت را اشغال كرد؟ آيا علت مرگ كودكان قحطي‌زده اتيوپي، به خاطر كمبود اطلاعات است؟ آيا تداوم نژادپرستي در آفريقاي جنوبي، به خاطر فقدان اطلاعات مي‌باشد؟ آيا جنايت‌كاران ولگرد در خيابان‌هاي نيويورك‌سيتي، به خاطر فقدان اطلاعات دست به جنايت مي‌زنند؟&lt;br /&gt;يا اجازه بدهيد كه سوالات خود را در سطح مسائل شخصي و خصوصي مطرح كنم. اگر شما و همسرتان متفق‌القول از زندگي ناراضي هستيد و رابطه زناشويي‌تان را در نهايت با طلاق خاتمه مي‌بخشيد، آيا چنين چيزي به خاطر كمبود اطلاعات، اتفاق مي‌افتد؟ اگر فرزندتان بدرفتاري كند و باعث شرمندگي خانواده شما شود، اين امر نتيجه فقدان اطلاعات است؟ اگر بعضي از اعضاي خانواده شما داراي اختلال عصبي باشند، آيا اين امر نتيجه فقدان اطلاعات مي‌باشد؟&lt;br /&gt;من معتقدم كه شما اعتراف خواهيد كرد كه آن چه ما را رنج مي‌دهد و در دو سطح شخصي و فرهنگي، زمينه‌ساز بيشترين درد و مصيبت براي ما شده است، هيچ ارتباطي با چگونگي مرتب كردن اطلاعات كه به وسيله كامپيوتر ميسر شده است، ندارد. كامپيوتر و اطلاعات موجود در آن، نمي‌توانند به هيچ كدام از دغدغه‌هاي بنيادين زندگي ما جواب داده و آن را معني‌دار و انساني كنند. كامپيوتر قادر به ارائه يك چارچوب اخلاقي نظام‌بخش نيست و نمي‌تواند به ما بگويد كه چه سوالاتي ارزش پرسيدن دارند و غايت وجودي ما چيست و چرا با يكديگر مي‌جنگيم و چرا در زماني كه ما بيشترين نياز را به حفظ وقار و متانت داريم، غالباً آن را از دست مي‌دهيم. به يك تعبير، كامپيوتر سرگرمي جذابي است كه ما را از مواجهه با چيزهايي مانند خلأ معنوي معرفت نفس، ايده‌هاي مفيد در مورد گذشته و آينده كه نياز به رويارويي با آنها داريم، منحرف مي‌سازد. آيا كسي مي‌تواند كامپيوتر را نكوهش كند؟ البته كه خير. چراكه علي‌رغم تمام اينها، كامپيوتر يك ماشين است. هرچند كه بعضاً يك منجي تكنولوژيكال به ما معرفي مي‌شود.&lt;br /&gt;عده‌اي مي‌گويند كه از طريق كامپيوتر، ما تحصيلات، مذهب و خط مشي سياسي را بهبود مي‌بخشيم و دانش خودمان و مهم‌تر از همه، خودمان را ارتقا مي‌بخشيم. البه اين حرف بي‌معنا است و تنها افراد جوان يا جاهل و ساده‌‌انديش مي‌توانند آن را باور كند. همان طور كه گفتيم، كامپيوترها را نبايد نكوهش كرد. همچنان كه ما فيل را به خاطر اشتهاي زيادش يا يك سنگ را به خاطر سخت بودنش يا ابر را به خاطر پوشاندن خورشيد نكوهش نمي‌كنيم؛ چراكه اين طبيعت آنهاست و ما چيزي غير از اين از آنها انتظار نداريم وليكن كامپيوتر هم داراي طبيعت خاصي است. كامپيوتر يك دستور‌العمل مشخص و يك پيام غيرقابل ترديد دارد. پيام اين است: «به وسيله اطلاعات هرچه بيشتر و عرضه هرچه آسان‌تر و انتقال هرچه سريع‌تر آن، ما راه‌حل مشكلاتمان را پيدا خواهيم كرد». لذا تمام جوانان باهوش، اعم از زن و مرد كه به چنين مطلبي اعتقاد دارند، در پي ابداع چيزهاي بديعي هستند كه براي كار كامپيوتر مناسب باشد و اميدوار هستند كه ما با اين روش، خردمندتر، برازنده‌تر و شريف‌تر بشويم. چه كسي مي‌تواند آنان را سرزنش كند، متخصصين در اين تكنولوژي شگفت‌آور، پرستيژ و قدرت را به دست مي‌آورند و حتي برخي از آنها زبانزد همگان خواهند شد. بهشت موعود دست يافتني مي‌شود، متخصصان كامپيوتر شهريار هستند، ولي من بر اين اعتقادم كه همه اينها اتلاف گسترده و خطرناك استعداد و توان انساني است. تصور كنيد كه اگر اين استعداد و انرژي متوجه فلسفه، الهيات، هنر، ادبيات تخيلي يا تعليم و تربيت بشود، چه چيزي به دست خواهد آمد. شايد بتوان فهميد كه چرا جنگ‌ها، گرسنگي، بي‌خانماني، بيماري اعصاب و خطرات ديگر وجود دارد.&lt;br /&gt;دروضعيت كنوني، قابليت تكنولوژي كامپيوتر، به ما در پروژه جنگ ستارگان كمك مي‌كند و به سوالات ما در مورد جنگ هسته‌اي پاسخ مي‌دهد. اين تكنولوژي، به ما هوش مصنوعي را هديه مي‌كند و به ما مي‌گويد كه راه خودشناسي از اين مسير است. اين تكنولوژي، ارتباطات جهاني را به صورت لحظه‌اي در اختيار ما مي‌گذرد و درك متقابل را به گونه‌اي كه خود مي‌خواهد، ترسيم مي‌كند. همچنين واقعيت مجازي را به ما جاي پاسخ به فقر معنوي قالب مي‌كند. اين روش يك دلال واقعيت و يك معتاد هروئيني به اطلاعات و يك فرد ابله تكنولوژيكال مي‌باشد. سخن من همان است كه «هنري ديويد تورو» به ما مي‌گفت: «تمام اختراعات ما جز توسعه ابزارهايي در خدمت اهداف غيرمترقي نيست». همان گونه كه «گوته» مي‌گفت: «هر كس مي‌بايست هر روز سعي كند اندكي آواز بشنود، يك شعر زيبا بخواند، يك منظره دلنشين ببيند، در صورتي كه امكان داشته باشد اندكي با كلمات معقول سخن بگويد». يا به گفته سقراط: «زندگي تجربه نشده، ارزش زيستن ندارد».&lt;br /&gt;و همان طور كه ميكائيل پيامبر به ما گفته بود: «آن چيزي كه خداوند از شما انتظار دارد اين است كه منصفانه عمل كنيد و عاشق گذشت و رحمت باشيد و متواضعانه با خداي خودتان همراه شويد».&lt;br /&gt;و اگر من وقت داشته باشم (گرچه شما همگي مي‌دانيد كه بنده هنوز به طور كافي وقت دارم) اين را مي‌توانستم به شما بگويم كه آن چه كنفوسيوس، عيسي، يهودا، محمد [ص]، بودا، اسپينوزا و شكسپير به ما گفته‌اند، همگي مثل هم‌اند كه: هيچ گريزي از خودمان نداريم. معضلات انساني هميشه يكسان بوده است و ما با پنهان ساختن خودمان در پناه جلال و جبروت تكنولوژيكي، نتوانسته‌ايم هيچ كدام از مسائل بنيادين خودمان را حل كنيم. حتي معمولي‌ترين شخصيت‌هاي كارتوني نيز اين را مي‌دانند.&lt;br /&gt;من مي‌خواهم سخنانم را با ذكر مطلبي از پير فرزانه‌اي به نام «يوگو» به پايان برسانم. من كلمات وي را نزد تمام آرمان‌گرايان و ناجي‌هاي‌هاي تكنولوژيكالي كه در اينجا حضور دارند به امانت مي‌گذارم كه گفت: «ما با دشمن مواجه شده‌ايم و آن دشمن خود ما هستيم».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع: www.mat.upm.es&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;   &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;      &lt;br /&gt;   &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6943300-108429725543496942?l=farsibooks.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6943300/posts/default/108429725543496942'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6943300/posts/default/108429725543496942'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://farsibooks.blogspot.com/2004/05/blog-post_108429725543496942.html' title='منجي تكنولوژيكال-نويسنده: نيل پستمن '/><author><name>abolghasem</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16569542424494530469</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6943300.post-108428993232883480</id><published>2004-05-11T08:36:00.000-07:00</published><updated>2004-05-11T10:34:37.013-07:00</updated><title type='text'>كتب شعر كلاسيك</title><content type='html'>ديوان حافظ-(كاملا فارسي با قابليت جستجو وكاربرد ساده)&lt;br /&gt;مقدمه جنجال بر انگيز ديوان حافظ از شاملو&lt;br /&gt;گلستان سعدي&lt;br /&gt;ديوان اشعار خاقاني&lt;br /&gt;ديوان اشعار خواجوي كرماني&lt;br /&gt;ديوان اشعار خيام&lt;br /&gt;رباعيات خيام (از نسخه محمد علي فروغي&lt;br /&gt;ترانه هاي خيام (صادق هدايت &lt;br /&gt;ترانه هاي خيام (مجموعه رباعي ها به روايت صادق هدايت-به كوشش تورج ا قوچاني&lt;br /&gt;يا&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6943300-108428993232883480?l=farsibooks.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6943300/posts/default/108428993232883480'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6943300/posts/default/108428993232883480'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://farsibooks.blogspot.com/2004/05/blog-post_108428993232883480.html' title='كتب شعر كلاسيك'/><author><name>abolghasem</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16569542424494530469</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6943300.post-108425951359214576</id><published>2004-05-11T00:08:00.000-07:00</published><updated>2004-05-11T02:27:47.556-07:00</updated><title type='text'>كتب استاد شهيد مرتضي مطهري</title><content type='html'>آثار مرتضي مطهري&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اخلاق جنسي&lt;br /&gt;استاد مطهري وروشنفكران&lt;br /&gt;اسلام ومقتضيات زمان 1&lt;br /&gt;اسلام ومقتضيات زمان 2&lt;br /&gt;آشنايي با علوم اسلامي &lt;br /&gt;قسمت اول&lt;br /&gt;قسمت دوم&lt;br /&gt;قسمت سوم&lt;br /&gt;امامت ورهبري&lt;br /&gt;امدادهاي غيبي درزندگي بشر&lt;br /&gt;انسان در قرآن&lt;br /&gt;انسان كامل&lt;br /&gt;انسان وايمان&lt;br /&gt;انسان وسرنوشت&lt;br /&gt;بيست گفتار&lt;br /&gt;پيامبرامي&lt;br /&gt;پيرامون انقلاب اسلامي&lt;br /&gt;پيرامون جمهوري اسلامي&lt;br /&gt;تعليم وتربيت در اسلام&lt;br /&gt;تكامل اجتماعي انسان&lt;br /&gt;توحيد&lt;br /&gt;جاذبه ودافعه علي(ع)&lt;br /&gt;جامعه وتاريخ &lt;br /&gt;جهاد&lt;br /&gt;جهان بيني توحيدي&lt;br /&gt;حركت وزمان در فلسفه اسلامي&lt;br /&gt;قسمت اول&lt;br /&gt;قسمت دوم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حق وباطل&lt;br /&gt;حكمتها واندرزها&lt;br /&gt;حماسه حسيني&lt;br /&gt;قسمت اول&lt;br /&gt;قسمت دوم&lt;br /&gt;قسمت سوم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خاتميت&lt;br /&gt;ختم نبوت&lt;br /&gt;خدمات متقابل اسلام وايران&lt;br /&gt;داستان راستان&lt;br /&gt;جلد اول&lt;br /&gt;جلد دوم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درسهاي الهيات شفا 1&lt;br /&gt;درسهاي الهيات شفا 2&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ده گفتار&lt;br /&gt;زندگي جاويد يا حيات اخروي&lt;br /&gt;سيري درسيره ائمه اطهار&lt;br /&gt;سيري در سيره نبوي&lt;br /&gt;سيري در نهج البلاغه&lt;br /&gt;شرح منظومه 1&lt;br /&gt;شرح منظومه2&lt;br /&gt;شش مقاله (الغدير ووحدت اسلامي)&lt;br /&gt;عدل الهي &lt;br /&gt;علل گرايش به ماديگري&lt;br /&gt;فطرت&lt;br /&gt;فلسفه اخلاق&lt;br /&gt;فلسفه تاريخ 1&lt;br /&gt;فلسفه تاريخ2&lt;br /&gt;قيام وانقلاب مهدي&lt;br /&gt;گفتارهاي معنوي&lt;br /&gt;مساله حجاب&lt;br /&gt;مساله ربا&lt;br /&gt;مساله شناخت&lt;br /&gt;معاد&lt;br /&gt;نبوت&lt;br /&gt;نظام حقوق زن در اسلام&lt;br /&gt;نظري به نظام اقتصادي اسلام&lt;br /&gt;نقدي بر ماركسيسم&lt;br /&gt;نهضت هاي اسلام صدساله اخير&lt;br /&gt;وحي ونبوت&lt;br /&gt;ولاها و ولايت ها&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6943300-108425951359214576?l=farsibooks.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6943300/posts/default/108425951359214576'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6943300/posts/default/108425951359214576'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://farsibooks.blogspot.com/2004/05/blog-post_11.html' title='كتب استاد شهيد مرتضي مطهري'/><author><name>abolghasem</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16569542424494530469</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6943300.post-108425803677549784</id><published>2004-05-10T23:44:00.000-07:00</published><updated>2004-05-10T23:47:16.776-07:00</updated><title type='text'>خوش آمديد-ارادتمند لاله زاري</title><content type='html'>به نام آنكه جان را فكرت آموخت&lt;br /&gt;قصد بر آن است كه با تاسيس اين كتابخانه هر چنا نا چيز خدمتي كرده باشم. به اميد حق و السلام&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6943300-108425803677549784?l=farsibooks.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6943300/posts/default/108425803677549784'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6943300/posts/default/108425803677549784'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://farsibooks.blogspot.com/2004/05/blog-post.html' title='خوش آمديد-ارادتمند لاله زاري'/><author><name>abolghasem</name><uri>http://www.blogger.com/profile/16569542424494530469</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry></feed>
